تبلیغات
آنایوردم آستارا


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

استیل استارا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 19 شهریور 1392-07:06 ق.ظ



دریاچه استیل



آبشار   زمرد  اصلی و بزرگ با حدود 15 متر ارتفاع


قلوی کوچک و کم آب


هر دو آبشار در یک دید


دو آبشار کوچک (دو پله) بالادستی


بالاترین نقطه آبشار اصلی


خانه ای در روستای زمرد حویق



کوچه منتهی به آبشار در روستای زمرد حویق



یکی از خانه های زیبای فتح الله محله حویق



خانه ای زیبا در جلوی مسجد روستای فتح الله محله حویق


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 08:39 ب.ظ

زندان دوره پهلوی به روایت الویری: اتهامم سنگ‌پرانی به ماشین شاه و نیکسون بود

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-08:22 ب.ظ


مرتضی الویری از چهره‌های نزدیک به اصلاح‌طلبان است که سابقه دو دوره نمایندگی مجلس را در کارنامه دارد، او همچنین از جمله فعالین سیاسی قبل از انقلاب به شمار می‌رود؛ از بیست سالگی وارد فعالیت جدی مبارزاتی شده و سابقه ۵ مرتبه بازداشت در حکومت پهلوی را داشته است. الویری فقدان آزادی سیاسی، معضلات مذهبی و فرهنگی و مشکلات اقتصادی را از عوامل شروع گسترده مخالفت با حکومت پهلوی دوم می‌داند. او علاوه بر تحلیل‌های سیاسی، به ذکر خاطراتی از دوران زندان نیز پرداخته است.

 

هر حکومتی بنا به طبیعت خود، مخالفانی دارد و حکومت پهلوی هم از این قاعده مستثنی نبوده است. چرا و چگونه مخالفان رسمی حکومت پهلوی به رسمیت شناخته نشدند و بنابراین به مبارزه گسترده برای ساقط کردن این رژیم دست زدند؟

 

می‌توان گفت فعالیت‌های جدی سیاسی برای ساقط کردن رژیم پهلوی از ۲۸ مرداد ۳۲ یعنی پس از کودتا علیه کابینه دکتر مصدق آغاز شد. اما مقطعی که من وارد صحنه مبارزاتی شدم برمی‌گردد به سال‌های حدود ۴۷ یا ۴۸ و بنابراین اطلاعات و مشاهدات من فقط مربوط به این مقطع از تاریخ است. بعد از ۱۵ خرداد ۴۲، راه مبارزات قانونی و مسالمت‌جویانه به کلی بسته شد و مبارزات مخفیانه شکل گرفت. انگیزه مبارزه را می‌توان در سه عامل خلاصه کرد؛ اول فقدان آزادی‌های سیاسی در جامعه بود. تلقی ما در آن زمان این بود که قدرت بیان معضلات جامعه و برخی مصلحت‌اندیشی‌ها را نداریم و کوچکترین انتقاد به رژیم حاکم، منتج به برخورد خشن خواهد شد. دوم مسائل اقتصادی بود که اقشار وسیعی از مردم گرفتار آن بودند و ما مشکلات اقتصادی را ناشی از ناکارآمدی رژیم حاکم می‌دانستیم. تحلیل ما این بود که به جای اینکه منابع مالی دولت حاکم صرف توسعه و رفاه شود، به دلیل ندانم‌کاری‌ها به هدر می‌رود. سومین دلیل، معضلات فرهنگی و مذهبی آن دوران بود. بالاخره جامعه ما، در زمره جوامع مذهبی به شمار می‌رفت و می‌رود. چه بخواهیم و چه نخواهیم بدون هیچ گونه دستور حکومتی یا اجباری شب‌های احیاء مردم در مساجد جمع می‌شوند و یا بدون هیچ اجبار و الزامی در مراسم مذهبی شرکت می‌کنند. بنابراین جامعه ما جامعه‌ای مذهبی است و اگر در چنین جامعه‌ای به هنجارهای مذهبی توجه نشود، طبیعتاً بازتاب‌های تندی در پی دارد. این هم یکی از دلایلی بود که افرادی مثل ما را به صحنه مبارزه کشاند. یعنی ما می‌دیدیم که مثلا جشن هنر شیراز با همه فسادش برگزار می‌شود و ارزش‌های اسلامی کاملاً نادیده گرفته می‌شود.

 

 

در آن دوران، جوانانی که در دهه دوم یا حداکثر سوم زندگی خود بودند، وارد فعالیت‌های سیاسی و مسلحانه شدند. شما هم در همین گروه‌بندی جای می‌گیرید. چه تحلیلی برای ورود به این دست فعالیت‌ها که قاعدتاً خطر بالایی داشت در میان شما و هم‌نسلان شما رایج بود؟

 

احتیاج زیادی به تحلیل وجود نداشت، چرا که واقعیت‌های جامعه ما به صورت عیان و ملموس به ما دیکته می‌شد. مثلاً در آن زمان حتی مردمی که در اطراف تهران هم زندگی می‌کردند، امکان تهیه قوت لایموت خود را نداشتند. خود من در یک خانواده معمولی زندگی می‌کردم و پدرم معلم بود. من احساس می‌کردم هزینه ساده تحصیلم را هم نمی‌توانم تأمین کنم ولی در مقابل می‌دیدم که در حاکمیت بریز و بپاش‌های زیادی همچون جشن بیست و پنجمین سال سلطنت یا جشن‌های ۲۵۰۰ ساله برگزار می‌شود. از طرف دیگر زمانی که می‌دیدم فردی به دلیل خواندن کتابی از شریعتی یا شرکت در جلسه سخنرانی بازداشت و محکوم می‌شود، طبیعتاً احساس نارضایتی بیشتری می‌کردم. همه این عوامل دست به دست هم می‌داد که احساس وظیفه کنم که به مبارزات وارد شوم.

 

 

شما سابقه چند بار بازداشت در حکومت پهلوی را داشته‌اید و روایت‌هایی هم از افراد بازداشت شده هم‌دوره خود شنیده‌اید. در مجموع شرایط زندان و رفتار نیروهای حاکمیت با زندانیان به چه شکل بود؟

 

در مقطعی که من به زندان افتادم، شکنجه برای گرفتن اعتراف، امری متداول محسوب می‌شد. نه تنها برای من و همسالانم بلکه برای افراد مسن هم شکنجه‌ها وجود داشت. فراموش نمی‌کنم فردی همچون آقای ربانی شیرازی را که روحانی بود و سن نسبتاً زیادی هم داشت، به تخت می‌بستند و به او شلاق می‌زدند. در مورد خودم هم، فقط به دلیل اینکه به من مشکوک بودند، مرا بازداشت کردند و از غروب آفتاب تا پاسی از شب من را به تخت بسته بودند و مورد شکنجه قرار می‌دادند تا حدی که دیگر امکان حرکت کردن برایم تا چند روز وجود نداشت. در کل، در دوره بازداشت، روند قانونی برای اثبات جرم دنبال نمی‌شد و سعی می‌کردند به وسیله ارعاب و وحشت، وضعیتی را به وجود بیاورند که افراد بعد از آزادی از زندان، به فعالیت‌های سیاسی و اعتراضی ادامه ندهند. اما این کار برای بسیاری نتیجه عکس داشت.

 

 

وضعیت ارتباط با خانواده چگونه بود؟ در بایکوت کامل بودید یا امکان ارتباط و ملاقات فراهم می‌شد؟

 

من در دوران پهلوی پنج بار دستگیر شدم. در یکی از دستگیری‌ها که در سال ۵۲ اتفاق افتاد، مدت ۸ ماه و نیم در سلول بودم و در این زمان حتی یک مورد امکان ملاقات به من ندادند و هیچ خبری از خانواده خود نداشتم. آن‌ها هم از وضعیت من بی‌اطلاع بودند.

 

 

نکته‌ای که بسیاری از بازداشت‌شدگان به آن اشاره کرده‌اند این است که در زندان به طرق مختلف از اخبار و شرایط جاری کشور اطلاعات کسب می‌کردند. شما چگونه از وضعیت فضای سیاسی کشور مطلع می‌شدید؟

 

در آن مقطع دو گونه مختلف زندانی داشتیم. یک دسته افرادی بودند که توسط ساواک یا شهربانی بازداشت می‌شدند و تا تکمیل پرونده در بازداشت می‌ماندند. دسته دیگر کسانی بودند که پس از تکمیل پرونده، در دادگاه محاکمه و حکم محکومیت برایشان صادر شده بود. در مرحله بازجویی، تقریباً هیچ‌گونه ارتباطی با بیرون وجود نداشت، الا ملاقات‌های بسیار محدود که در حضور مأمور زندان انجام می‌گرفت. اما زندانیانی که دوره محکومیت خود را می‌گذراندند، تقریباً ملاقات‌های کابینی منظمی داشتند و امکان دریافت روزنامه برایشان وجود داشت. این‌گونه خود به خود اخبار و مطالب بیرون به داخل زندان نفوذ می‌کرد.

 

 

روزنامه‌هایی که در کشور چاپ می‌شد به نوعی تریبون حکومت محسوب می‌شدند و اخبار محدود و تصفیه شده‌ای را پوشش می‌دادند یا به بیان بهتر، اخبار مخالفین را منتشر نمی‌کردند. به جز اخبار رسمی، خبر خاصی از شرایط کشور به دستتان می‌رسید؟

 

در بخش عمومی زندان، ارتباطات منظمی بین گروه‌های درون زندان با هم دیگر و با گروه‌های خارج از زندان وجود داشت. ارتباط و خبرگیری هم به فرم‌های مختلف انجام می‌گرفت. مثلاً به وسیله رمزهایی که در ملاقات‌ها رد و بدل می‌شد، یا جاسازی کردن اعلامیه، اخبار خاص و… داخل میوه یا غذا، از بیرون خبر می‌گرفتیم. به خاطر دارم جزوه مفصلی به نام «دینامیسم قرآن» که توسط مجاهدین خلق در داخل زندان نوشته شده بود را به وسیله جاسازی در بدنم از زندان خارج کردم. من مطمئنم بسیاری از زندانیان دیگر هم به طرق دیگر این کار را انجام می‌دادند. بنابراین به طور مداوم میان افراد بیرون زندان و محبوسین ارتباط وجود داشت. البته در سلول‌ها ارتباطات محدود بود. ما از طریق مرس سعی می‌کردیم با سلول کناری ارتباط برقرار کنیم. به این طریق که حروف الفبا را در چهار گروه ۸ حرفی طبقه‌بندی کرده بودیم. مثلاً برای ۸ حرف اول یک مشت به دیوار می‌کوبیدیم و برای هشت حرف دوم، دو مشت و بعد برای انتخاب هر حرف در هر گروه با ناخن به دیوار ضربه می‌زدیم. بنابراین به مرور، مطالب را به راحتی منعکس می‌کردیم. از این روش نه تنها برای تبادل اخبار استفاده می‌شد بلکه برای انتقال مطالب کتاب‌هایی که می‌خواندیم به خصوص قرآن هم استفاده می‌کردیم.‌‌ همان‌طور که می‌دانید در سلول انفرادی همراه داشتن کتاب ممنوع بود ولی من در سلولم به صورت مخفیانه یک جلد قرآن داشتم. یکی از خاطرات جالبی که از آن دوران در ذهن دارم این بود که یکی از دوستان من در سلول کناری سوره محمد و انفال را به وسیله مرس دریافت و سپس حفظ کرد. بدون اینکه قرآنی در اختیار داشته باشد.

 

 

برخورد مأمورین و مسئولین زندان چطور بود؟ نگهبان‌ها هم زندانیان را آزار می‌دادند یا راه می‌آمدند؟

 

در آن زمان بازجو‌ها متعلق به ساواک و نگهبان‌های زندان مربوط به شهربانی بودند. علی‌رغم فشار ساواک بر شهربانی، باز هم همه نگهبان‌های زندان زیر نفوذ ساواک نبودند و بنابراین عده‌ای از آنان با زندانیان همدلی و همفکری می‌کردند. به عنوان مثال در زندان قزل‌قلعه فردی به نام «ساقی»، سرگروهبان و مسئول زندانبان‌ها بود. او در عین اینکه زندانبان بود ولی به فرم‌های مختلف سعی می‌کرد به زندانیان روحیه بدهد. در زندان فردی به اسم «آقامراد» داشتیم که فقط سواد خواندن و نوشتن داشت و به جرم دادن دینامیت به چریک‌های فدایی خلق او را بازداشت کرده بودند و بعد از ۷ ماه آزاد شد؛ او در این ۷ ماه حبس، مقدار زیادی مطالب راجع به تاریخ معاصر ایران، قرآن و… از زندانیان دیگر یاد گرفت. در زمان آزادی‌اش همین آقای ساقی به زبان آذری به آقامراد گفت: خر به زندان آمدی و ژان پل سار‌تر از زندان می‌روی! یا مورد دیگری بود که فردی زیر شکنجه اعتراف کرده بود. همین ساقی به او گفت: شما که جنمش را نداشتی، چرا توده‌ای شدی؟ البته آدم‌های بدرفتاری هم در بین زندانبانان بودند که کینه‌توزانه رفتار می‌کردند.

 

 

احکامی که صادر می‌شد دارای بنیان حقوقی بودند یا به صورت شابلون‌وار به همه زندانیان احکام سنگین و یکسانی می‌دادند؟ مثلاً حکم فردی که اعلامیه پخش کرده بود با فردی که فعالیت مسلحانه کرده بود تا چه میزان متفاوت بود؟

 

در حکومت پهلوی دادگاه‌های نظامی به جرایم سیاسی رسیدگی می‌کردند. طبق اطلاعاتی که ما داریم ساواک چارچوب‌هایی را برای صدور احکام در دادگاه‌ها مشخص می‌کرد. به عنوان مثال همیشه بنا بر این بود که فردی که از زندان آزاد می‌شود و به زعم آن‌ها متنبه نشده، حتماً محکومیتی پیدا کند تا نتواند در کشور پستی بگیرد یا وارد مشاغل دولتی شود یا احیاناً اگر مجدداً بازداشت شد، بتوانند به او محکومیت بیشتری بدهند. در یکی از دستگیرهای من که در سال ۵۱ بود، من را به اتهام همکاری با مجاهدین خلق دستگیر کردند در حالی که هیچ مدرکی دال بر این همکاری وجود نداشت. زمانی که پرونده‌ام آماده ارسال به دادگاه بود، ناگهان دیدم که متهم شده‌ام به پرتاب سنگ به اتومبیل نیکسون و شاه زمانی که از پارک‌وی عبور می‌کرده‌اند. در حالی که من در آن سنگ‌پرانی نبودم. به هر حال با اتهامی که وجود خارجی نداشت، به من شش ماه محکومیت دادند و به دلیل همین محکومیت، زمانی که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم در حالی که طبق ضوابط می‌بایست با درجه ستوان دوم خدمت می‌کردم، من را به عنوان سرباز صفر و به بیرجند تبعید کردند. به عبارت دیگر ساواک سیاست‌های خود را به محاکم و دادگاه‌ها تحمیل می‌کرد.

 

 

فارغ از دسته‌بندی زندانیان سیاسی و غیرسیاسی و حس همنوعی که بین زندانیان سیاسی وجود داشت، از لحاظ فکری و ایدئولوژیک دسته‌بندی‌های درون زندان به چه شکل بود؟

 

دسته‌بندی‌های درون زندان در مقاطع مختلف شکل متفاوتی به خود می‌گرفت. اولین باری که دستگیر شدم، یعنی سال ۴۹ تنها گروه مذهبی داخل زندان جریان حزب ملل اسلامی بود که آقای حجتی کرمانی، موسوی بجنوردی و سرحدی‌زاده و … عضو آن بودند. جریان حاکم بر زندان جریان چپ شامل مارکسیست‌ها و کمونیست‌ها بود. تعدادی هم از هیأت مؤتلفه که در جریان ترور منصور دستگیر شده بودند در زندان بودند. از سال ۱۳۵۰ که دستگیری مجاهدین خلق شروع شد، فضای زندان به کلی تغییر پیدا کرد و فضای مذهبی بر فضای چپ‌گرایی و مارکسیستی غلبه پیدا کرد. به عبارتی دیگر جریان پرقدرتی به نام مجاهدین خلق در زندان شکل گرفت به نحوی که جریان مؤتلفه و حزب ملل اسلامی در اقلیت قرار گرفتند. در صف مقابل هم مارکسیست‌ها بودند.

 

تک‌روی‌ها و انحصارطلبی‌های مجاهدین خلق باعث شده بود که دو راه پیش نیروهای مذهبی قرار بگیرد؛ یا خود را در جمع مجاهدین خلق تعریف کنند و یا منزوی شوند. این روند تا سال ۱۳۵۴ و قبل از انحراف ایدئولوژیک سازمان ادامه داشت. در این مقطع، برخی نیروهای سازمان مجاهدین خلق در داخل زندان به تبعیت از بیرون از زندان مارکسیست شدند، ولی اکثریت آن‌ها بر عقیده و دیدگاه پیشین خود باقی ماندند. موقعیت سازمان مجاهدین خلق در زندان به دلیل مارکسیست شدن در بیرون، بسیار تضعیف شد و در مجموع می‌توان گفت به همین دلایل جریان مذهبی زندان ضربه شدیدی خورد. به نزدیکی پیروزی انقلاب که می‌رسیم با توجه به تحولات کشور، زمینه برای تقویت جریان‌های مذهبی فراهم شد. در این مقطع تعداد زیادی روحانی و افراد شهره به گرایش مذهبی دستگیر و زندانی شدند که عملاً فضای زندان را به دو قطب چپی و مذهبی تقسیم کرد.

 

 

زندانیان در عین داشتن تفاوت ایدئولوژیک و اختلاف نظر سیاسی، منافع مشترک هم داشتند. چگونه این تعامل برقرار می‌شد که مثلاً هم چپ‌ها و هم مذهبی‌ها اعتصاب غذا کنند؟

 

این سؤال را باید کسانی جواب دهند که از سال ۴۵ به طور مداوم در زندان بودند. افرادی مثل آقای حجتی کرمانی، موسوی بجنوردی و… اما در مقطعی که من در کمیته شهربانی و مقطع دیگر که در زندان قصر و اوین بودم، در زندان جمع متکثر و متنوعی وجود داشت که به صورت مسالمت‌آمیز در کنار هم زندگی می‌کردند. مثلاً در کمیته شهربانی افرادی به عنوان کمون‌دار و کمون‌یار تعیین می‌شدند که هر روز غذا را گرم و توزیع می‌کردند و بعد سفره‌ها را جمع می‌کردند و ظرف می‌شستند. یعنی تمام کارهای روز را افراد منتخب انجام می‌دادند. همین تعبیر در زندان قصر به نام شهردار مطرح می‌شد. مقطعی که من زندانی بودم، یک نوع صمیمیت خاصی در زندان وجود داشت. اما بعد‌ها شنیدم که به دلیل تشدید اختلافات بین مجاهدین خلق و مذهبی‌ها و مارکسیست‌ها، این صمیمیت بر هم خورده است، ولی چون در آن مقطع در زندان نبودم، نمی‌توانم روایتی از آن داشته باشم.

 

 

از مقطعی به بعد موارد زیادی را شاهدیم که زندانیان زود‌تر از موعد آزاد می‌شوند. به نظرتان چرا رژیم چنین اقدامی می‌کرد؟

 

ساواک تشخیص می‌داد که زندانی بر روی موضع خود ایستاده و یا به اصطلاح بریده است. اگر به این اطمینان می‌رسیدند که فرد به تعبیرشان متنبه شده است و در مسیر مبارزه قدم بر نمی‌دارد، لیستی تنظیم می‌کردند و به شاه می‌دادند که مطابق فرمان ملوکانه در مقاطع و مناسبت‌های زمانی خاص نظیر ۴ آبان یا ۶ بهمن اعلام عفو کند. البته این مسیر برای جریان‌ها و افرادی که بر سر موضع خود بودند، ۱۸۰ درجه برعکس بود به ویژه در سال‌های پس از ۵۳ و۵۴. از سال ۱۳۵۴ به بعد ما با پدیده‌ای در زندان مواجه شدیم به نام ملی‌کشی، به این مفهوم که دوران محکومیت فرد به پایان رسیده بود و به موجب قانون باید از زندان آزاد می‌شد ولی او را آزاد نمی‌کردند. به این دلیل که نگران این بودند که در بیرون از زندان به مبارزه ادامه دهد.

 

 

شرایط جامعه یعنی مثلاً فشارهای سیاسی هم در روند آزادی زندانیان تأثیرگذار بود؟

 

این موضوع در دو مقطع مختلف قابل مطالعه است، قبل از سال ۵۴ و بعد از سال ۵۶. قبل از سال ۵۴ موارد مختلفی به یاد دارم که عفونویسی در زندان شروع شده بود. برخی افراد به دلیل اینکه بریده بودند یا تصور می‌کردند اگر از زندان بیرون بیایند موثر‌تر خواهند بود، شروع به نوشتن نامه و درخواست عفو و بخشش از شاه می‌کردند و با ابراز وفاداری به او، آزاد می‌شدند که در میان آن‌ها شخصیت‌های محترمی هم بودند که بنا ندارم و راضی نیستند که نامی از آن‌ها بیاورم. اما در سال ۱۳۵۶ که دموکرات‌ها در آمریکا روی کار آمدند و مسائل فضای باز سیاسی و حقوق بشری مطرح شد و بازرسین حقوق بشر به داخل کشور آمدند،. آزاد کردن‌ها شروع شد و حتی ملی‌کش‌ها هم آزاد شدند و حتی در نزدیک انقلاب کسانی که حبس ابد هم بودند با روش‌های مختلف آزاد می‌شدند.

 

 

به گواه تاریخ و روایت‌های مختلف، حکومت پهلوی از نوع حکومت‌های بسته بود. قطعاً آن حکومت نسبت به حضور ناظر بیرونی زاویه و موضع داشته است. چه شد که به حضور ناظران بین‌المللی تن داد و آشتی ملی را پذیرفت؟

 

من تصور می‌کنم این امر از اعتماد به نفس بالای شاه نشأت گرفت، البته اعتماد به نفسی که بر مبنای داده‌های دروغین ایجاد شده بود. در سال ۵۶ که من هم در زندان بودم، شاه یک سخنرانی کرد که در روزنامه رستاخیز چاپ شد. این روزنامه که به زندان رسید و آن را دیدم، پشتم لرزید که شاه در کمال قدرت گفته ما داریم وارد دروازه‌های طلایی تمدن بزرگ می‌شویم و همه چیز تحت اختیار و کنترل ماست و هیچ نگرانی از اعطای آزادی به مخالفین هم نداریم. شاه نمی‌دانست پشت آن سکوتی که در سایه قنداق تفنگ ایجاد شده، چه فریادی نهفته است. با چنین اطمینانی درهای زندان را باز کردند و حقوق بشری‌ها برای بازدید آمدند. در آن مقطع شکنجه‌ها را هم متوقف کردند.

 

 

و همین روند انقلاب را تسریع کرد؟

 

الان به طور قطع نمی‌توانم بگویم اگر شاه فضای باز سیاسی را به وجود نمی‌آورد آیا انقلاب اتفاق می‌افتاد یا نه. ولی حداقل می‌توانم بگویم جریان‌های انقلابی از فضای به وجود آمده بهترین استفاده را کردند. بلافاصله پس از به وجود آمدن فضای نسبتاً باز، گروه‌های مخالف حکومت مثل جبهه ملی، نهضت آزادی، حزب ملت ایران و نظیر این‌ها فعالیت خود را از سر گرفتند. از طرف دیگر سخنرانان مذهبی به راحتی در منابر سخنرانی‌های انقلابی می‌کردند و فضا به کلی تغییر پیدا کرد. لذا نمی‌توان به قطعیت گفت انعطاف شاه موجب پیروزی انقلاب شد یا خیر. گزینه دیگر شاه ادامه فضای خفقان بود که ممکن بود کشور را به وادی مبارزه خونین وارد کند و شاید در آن صورت کشور با پدیده زیان‌بارتری مواجه می‌شد.

 

 

به نظرتان شاه فقط به دلیل اعتماد به نفس، به فضای باز تن داد یا فشاری هم پشت خود احساس می‌کرد؟

 

دو دلیل برای باز کردن فضا وجود داشت. یکی اینکه شاه احساس می‌کرد حمایت غرب و آمریکا در گرو رعایت حقوق بشر است. دلیل دوم این بود که شاه از بابت مخالفین هیچ‌گونه احساس نگرانی نمی‌کرد. به عبارت دیگر شاه وزن مخالفین را بسیار کم می‌دانست و فکر نمی‌کرد که باز شدن فضا فنرهای متراکم را تبدیل به جهشی بزرگ می‌کند. در نظام‌های استبدادی و غیردموکراتیک وقوع چنین خطاهایی طبیعی است. یعنی اکثریت مردم از ترس سکوت می‌کنند و اقلیتی دون صفت به تعریف و تمجید نظام حاکم می‌پردازند. اینجاست که امر بر دیکتاتور مشتبه می‌شود و فکر می‌کند که شهر در امن و امان است. شاه موقعی به عمق اعتراض‌های مردمی پی برد و گفت صدای انقلاب شما را شنیدم که دیگر دیر شده بود.

 

 

منبع: ماهنامه نسیم بیداری


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

نماینده مردم اردبیل: طرح جدایی مغان از طرف نماینده این منطقه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-08:13 ب.ظ


طرح جدایی مغان از طرف نماینده این منطقه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است
نماینده مردم اردبیل،‌ نیر، نمین و سرعین در مجلس گفت: آن‌هایی که ادعا دارند منطقه مغان مورد غفلت واقع شده است باید منصفانه قضاوت کنند.

به گزارش آران مغان به نقل از خبرگزاری فارس، مصطفی افضلی‌فرد در نشست مردمی خود در اردبیل گفت: این نهایت ظلم و بی‌انصافی است که با علم کردن این موضوع که مغان مورد غفلت واقع شده و حق و حقوق آن در سال‌های اخیر ضایع شده طرح تبدیل شمال استان اردبیل را به یک استان مستقل مطرح کنیم چرا که در مقابل جوسازی‌ها و طرح استان شدن مغان با این استدلال که مرکز استان حق ما را ضایع کرده، درست نیست.

وی با بیان اینکه هیچ‌گونه غفلتی در توسعه‌یافتگی منطقه مغان انجام نشده است، ادامه داد: مسئولان استانی همواره سعی کردند بخش عظیمی از اعتبارات و منابع را به این منطقه اختصاص دهند اما همچنان برخی بی‌انصافی‌ها را در رد این توسعه‌یافتگی شاهد هستیم.

نماینده مردم اردبیل،‌ نیر، نمین و سرعین در مجلس شورای اسلامی این حرکت را حرکتی غیرمعقول و ناسپاسی در مقابل ارائه خدمات انجام شده توصیف کرد و گفت: بنده بارها اعلام کردم که مردم مغان از فرهنگ، اصالت، تدین و دینداری خاصی برخوردار هستند و هیچ وقت دنبال چنین طرح‌هایی نیستند که بخواهند از اردبیل جدا شوند، بلکه طرح این موضوع از طرف نماینده این منطقه بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته و حتی نمایندگانی که این امضا را در مجلس شورای اسلامی کرده بودند،‌ اعلام کردند که دلیل امضای آن‌ها به خاطر برخی معذوریت‌های اخلاقی بوده است.

افضلی‌فرد با بیان اینکه در ملحق شدن آستارا به اردبیل نیز باید با تعقل بیشتر اقدام کرد چرا که تا بستر و زمینه این الحاق فراهم نیاید،‌ نمی‌توان در این زمینه حرکتی را انجام داد، افزود: نمایندگان اردبیل در مجلس شورای اسلامی هیچ طرحی را مبنی بر الحاق آستارا و یا سراب به اردبیل ندارند و اصلا چنین موضوعی را پیگیری نمی‌کنند.

وی با بیان اینکه باید هر چه سریع‌تر مشکل استخدامی‌ها در اردبیل برطرف شود و در این زمینه استاندار اردبیل قول داده از اسفند ماه زمینه این جذب فراهم آید، عنوان کرد: بنده از برخی نمایندگان که نسبت به این مطالبه برخی اظهارنظرهای ضد و نقیضی را انجام دادند معترضم چراکه اساسا این استخدام در تمام مراحل سپری شده قانونی بوده و ما وظیفه جذب این جوانان را به هر شکل ممکن و هر چه سریع‌تر به دستگاه‌های دولتی داریم.

افضلی‌فرد تصریح کرد:‌ هر جا منافع مردم و دولت در تعارض باشد وظیفه ما نمایندگان دفاع از حق مردم است و اینکه عنوان شده استخدامی‌ها برای کمبود اعتبار جذب نمی‌شوند، صحیح و عقلانی به نظر نمی‌رسد.

این نماینده مجلس شورای اسلامی از پیگیری‌ها برای حل مشکلات و معضلات جدی استان به ویژه سرعت گرفتن روند اجرایی طرح‌های عظیمی همچون راه‌آهن،‌ پتروشیمی و منطقه ویژه اقتصادی خبر داد و گفت: امیدواریم در همه این حوزه‌ها بتوانیم زمینه حرکتی خوب و مفیدی را در تکمیل پروژه‌ها شاهد و ناظر باشیم.

انتهای پیام/

 

اخبار شهرستان را اینجا ببینید

دیدگاه‌ها

آقادست از تكه تكه كردن آذربایجان مظلوم بردارید بفكر برگرداندن سرزمینهای جدا شده از آذربایجان چون بیجار،آستارا،آوج و...باشید كه انشاله درآینده نزدیك آستارا به استان اردبیل وبیجاربه استان زنجان برگرددوالا چه فرقی می كندكه سراب ویاخلخال جزواستان اردبیل باشد یا آذربایجانشرقی یا تكاب جزوزنجان باشد یاآذربایجانغربی.

نماینده گان اردبیل به شماها هیچ ربطی نداره برین به حوضه خودتون برسین .دوست داریم استقلال پیدا کنیم مشکلی دارین

جناب آقای افضلی فرد،بهتره شما به حوزه انتخابیه ات برسی؟که مردم روزبه روز فقیرتر میشه ؟وشما واطرافیان شما چاق تر؟آقای افضلی فرد،مگر شما بابحال به شهرهای مغان رفتید؟مگرشما مغان را دیدید؟که اینطوری اظهار نظر بی جا وغیرمنطقی می کنید؟کدوم امکانات به مغان آمده است؟هرچه درمغان مربوط به قبل از انقلاب است؟مخصوصا دردولت آقای احمدی نژاد(8سال گذشته)به مغان اصلان رسیدگی نشده است؟حتی به خود اردبیل درطول دولت احمدی نژاد هیچگونه امکاناتی داده نشده است؟مگر افتتاح چند مسجد ویا مدرسه آن هم با پول خیرین ربطی به اعتبارات دولتی نداره؟اگر راست می گویی که به مغان اعتبارات زیادی داده شده است؟بشمار؟ما که درآنجا زندگی می کنیم،هیچ چیزی ندیده ایم؟شاید شما آن را مخفی کرده اید،ما نفهمیدیم؟شاید واقعا" دولت داده است، مسئولین آن را هاپولی کرده است؟بهتره این گفته هایتان را اثبات کنید،جناب آقای افضلی فرد؟چون این حرفها به ضررتان تمام میشود؟چون اکثر مغانیهای مقیم اردبیل به شما رای داده اند،بااین حرفهایتان خودتان خراب کردید؟درضمن شما که ادعای الحاق آستارا وسراب را درس می پرورداید؟آن موقع مردم اردبیل به شما به به می زدند؟فکرمی کردند دیگه آستارا مال اردبیل شده است؟وما به دریا راه پیدا می کنیم؟پس چه شد؟این قول های که داده بودید،با آقای حقیقت پور؟درضمن شما که می فرمائید آقای برومند باید بخاطر مطرح کردن استان مغان،باید از مردم استان عذرخواهی کند؟پس اگر اینطور ]،باید شما هم از مردم آستارا وسراب عذرخواهی بکنید؟چون شما باعث اغتشاش اذهان مردم شدید

آقای افظلی فرد و سایر وکلای اردبیل،خواهشا به نمایندگی از طرف مردم شریف مغان افاضه کلام نفرمایید.مردم این منطقه اینقدر درک و شعور دارند که سره از ناسره را تشخیص دهند.لطفا

چرانظربنده نگذاشتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جناب آقای افضلی فرد مغان نماینده دارد وخواست نماینده همان خواست مردم است .بااین الفاظ عوام فریبانه خودتان رافریب میدهید مردم خوب میدانند چه کار مصلحت هست وچه کار مصلحت نیست تضییع حقوق شهرستانها را نیزشما بهتر ازهرکس میدانید ولی متاسفانه سرتان راکرده اید زیربرف وفکر میکنید دیگران هم نمی بینند درضمن افترابستن به برادر دینی گناه بزرگی است، اگر راست میگویید که استان شدن مغان ممکن نیست پس چرا شما سه نفر نمایندگان مرکزاستان به چالش افتاده اید هرروز یکی ازشما درمصاحبه خود دررابطه با استان شدن مغان وپس گرفتن امضا نمایندگان صحبت میکنید ؟ جناب آقای افضلی فرد شماخودتان نیز بچه شهرستانی وروستا زاده اید وجدانا" اگر هیاهوی آقای برومند نبود منطقه آزادرانیز به شهرستان نمین نمی بردید؟ بالاخره حق گرفتنی است. درپایان توسیه میکنم درصحبتها ومصاحبه ها مواظب باشید توهین به نماینده یعنی توهین به مردم حوضه انتخابیه همان نماینده...........................


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

جزییات پذیرش بدون آزمون پیام‌نور

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-08:05 ب.ظ


 جزییات پذیرش بدون آزمون پیام‌نور
مشاور عالی رییس سازمان سنجش، جزییات ثبت نام و انتخاب رشته در رشته های تحصیلی بدون آزمون دانشگاه پیام نور و دوره های کاردانی به کارشناسی را تشریح کرد.

به گزارش آران مغان، حسین توکلی روز سه شنبه در گفت و گو با ایرنا اظهار داشت: ثبت نام برای شرکت در گزینش رشته های تحصیلی بدون آزمون (پذیرش براساس سوابق تحصیلی) آزمون سراسری سال 93 برای دانشگاه پیام نور و موسسات آموزش عالی غیر انتفاعی و غیردولتی که پذیرش در آنها براساس سوابق تحصیلی صورت می گیرد؛ از طریق شبکه اینترنتی سازمان سنجش آموزش کشور به نشانی www.sanjesh.org از ساعت 20 روز شنبه 10 آبان آغاز و با توجه به مهلت تمدید شده در روز یکشنبه30 آذر پایان می پذیرد.

وی افزود: تمامی داوطلبان متقاضای ثبت نام و انتخاب رشته برای گزینش رشته های مذکور در صورتی که حداکثر تا 30 بهمن ماه 93 نسبت به اخذ مدرک پیش دانشگاهی اقدام کرده باشند، می توانند در مهلت در نظر گرفته شده پس از مطالعه دقیق دفترچه راهنما که روی سایت سازمان قرار دارد؛ نسبت به ثبت نام و انتخاب رشته برای گزینش رشته های دانشگاه پیام نور و موسسات غیرانتفاعی و غیردولتی اقدام کنند.

به گفته توکلی، تا ساعت 8 صبح امروز سه شنبه 18 آذر، تعداد 82 هزار و 457 نفر ثبت نام کرده اند.

** کاردانی به کارشناسی ناپیوسته

توکلی گفت: ثبت نام و انتخاب رشته برای شرکت در گزینش رشته های تحصیلی دوره های کاردانی به کارشناسی سال 93 موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی و غیردولتی که پذیرش در آنها براساس سوابق تحصیلی صورت می گیرد از طریق شبکه اینترنتی سازمان سنجش از روز شنبه 17 آبان ماه آغاز و با توجه به مهلت تمدید شده در روز یکشنبه 30 آذرماه پایان می پذیرد.

وی تصریح کرد: تمامی داوطلبان علاقه مند به ثبت نام و انتخاب رشته برای این گزینش در این دوره می توانند در مهلت تعیین شده به سایت سازمان مراجعه و پس از مطالعه دقیق دفترچه راهنما نسبت به ثبت نام و انتخاب رشته برای گزینش رشته های کاردانی به کارشناسی سال 93 برای موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی و غیردولتی اقدام کنند.

توکلی اظهار داشت: تا ساعت 8 صبح امروز (سه شنبه 18 آذرماه) تعداد 32 هزار و 224 نفر در این دوره ثبت نام و انتخاب رشته کرده اند.

** کاردانی نظام جدید

مشاور عالی رییس سازمان سنجش آموزش کشور خاطرنشان کرد: ثبت نام و انتخاب رشته در گزینش رشته های تحصیلی دوره های کاردانی نظام جدید سال 93 موسسات آموزش عالی غیرانتفاعی و غیردولتی که پذیرش در آنها براساس سوابق تحصیلی صورت می گیرد، از طریق شبکه اینترنتی سازمان سنجش از روز دوشنبه 19 آبان ماه آغاز و با توجه به مهلت تمدید شده در روز یکشنبه 30 آذرماه پایان می پذیرد.

وی افزود: تمامی داوطلبان دارای مدرک دیپلم فنی و حرفه ای یا کار و دانش یا داوطلبانی که تا روز 30 بهمن موفق به اخذ دیپلم فنی و حرفه ای یا کار و دانش می شوند، می توانند با توجه به ضوابط مندرج در دفترچه راهنما نسبت به ثبت نام و انتخاب رشته در این دوره ها اقدام کنند.

توکلی اظهار داشت: تا ساعت هشت صبح امروز (سه شنبه 18 آذرماه) تعداد هشت هزار و 656 نفر در این دوره ثبت نام و انتخاب رشته کرده اند.

انتهای پیام/

 

اخبار شهرستان را اینجا ببینید



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

انایوردم منیم صفا لی کندیم / انایوردم حطبه سرا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-08:00 ب.ظ



 

نوشته شده توسط : قارانقوش
شنبه 15 آذر 1393-09:19 ق.ظ



باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif

آنایوردم  بختون سنون  یاتماسون

ایگید لرون سنی   قارا پولا ساتماسون

   پیس یاخچینی قاریشدوروب قاتماسون

باخوب گورسون یاخچی نه دور پیس نه دور

فكر السون دوستی كیمدور هاردادور

دمیر نه دور قزل نه دور روف نه دور

سنی اتوب ایریسنی توتماسون

گوزین یوموب دای یوخیا گتمسون

اویاخ قالسون اویاخلاردان قاچماسون

انایوردم منیم صفا لی کندیم

                       اورک بندیم  گوزل گویچكلی  كندیم

منیم دنیا  م  منیم عشقیم  دیارم

حسرت ایلورم  حیفكی  من سنن   دور اولدوم

اوجا داغلار یاشیل   باغلار

                               قزل بیجارماوی خزر گؤزل گوللر

 اوجا بویلی جاوانلارون

                        شیرین  دیلی اوشاقلارون

                                                 دولی سؤزدن قوجالارون

                                                  ساغ اولسونلار، ساغ اولسونلار

 ریشه سن  سن  شرف سن سن

              

                                غرور و غئیرتیم سن سن

قالیبدیر گؤزلریم یولدا

                        سنین بیر افتخارونان

                                               منه هر گون خبر چاتسون

 

قارانقوش


http://deilaman.persiangig.com/image/deilaman%20village.JPG






نظرات(0) 

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

پدر و پسر چلغوز پهلوی گدا چگونه میلیاردر شدند؟

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:57 ب.ظ

پدر ایشان وقتی که کودتا کرد هیچ نداشت، یک سرباز بود صفرالید. وقتی که سلطه پیدا کرد بر این مملکت شروع کرد املاک مردم را به زور از آنها گرفتن. شمال مملکت ما، مازندران، بهترین املاک سرسبز ما با فشارهای او و عمال او به قباله او به زور در آمده‌اند و بسیاری از کسانی که مالک بودند یا از روحانیتی که در این امر یک نظری می‌دادند اینها را می‌گرفتند و به حبس می‌بردند و گاهی می‌کشتند

جام گیشه؛

باشگاه خبرنگاران قصد دارد در سری گزارش‌هایی به غارت ثروت ملی ایران توسط خاندان منحوس پهلوی پرداخته تا چهره دزد و فاسد این خاندان بیش از پیش برای همگان آشکار گردد.

در اولین گزارش خود فساد مالی رضا پهلوی را مورد بررسی قرار می‌دهد که وی سر سلسله غارتگران ثروت ملت ایران بود و به واسطه اقدامات او غارتگری‌های این خانواده منحوس تا کنون به چند صد میلیارد دلار رسیده است.

به گزارش خبرنگار سیاسی باشگاه خبرنگاران؛ "خاندان منحوس پهلوی" به دلیل فقر خانوادگی، عقده‌ای سیرناشدنی در جمع ثروت داشتند.

"رضاخان" به عنوان سرکرده این خاندان منحوس، با رسیدن به قدرت اقدامات چپاول‌گرایانه خود علیه مردم را آغاز کرد. او که به رضا قلدر معروف بود ثروت خود را با زور و قلدری به دست آورد و در این راه و در یکی از موارد دزدی و زور گیری از مردم املاک آ‌ن‌ها را در مقابل بهای اندکی تملک می‌کرد.


"سلیمان بهبودی" یکی از مهره‌های مهمی که واسطه رضاخان با انگلیسی‌ها بود و از محرمانه‌ترین اسرار رضاخان اطلاع داشت (هیچ‌کس دیگر به اندازه او درباره وقایع پشت‌پرده حکومت رضا خان مطلع نبود)، در خاطراتش در خصوص ثروت دزدی رضاخان می‌نویسد:

"یک شب عید که حقوق و پاداش اهل دربار داده می‌شد در حضور رضاشاه بودیم و صحبت شیرینی اضافه حقوق و عیدی شب عید از طرح من مطرح شد. بهبودی می‌گوید وقتی که رضاشاه را سر کیف دیدم عرض کردم: قربان بین ما ایرانیان مثالی هست. گفت مثلا؟

عرض کردم می‌گویند از دریاچه یک جام آب برداری و چه یک جام آب بریزی فرقی نمی‌کند، خداوند به اعلیحضرت همایونی همه چیز داده و به اندازه یک مملکت بلژیک شاید بیشتر ملک و نقدینه داده است.

به محض اظهار این مطلب چنان تغییر حال دادند که واقعا رنگ صورت برافروخته شد و سفیدی چشم به کلی تغییر کرد و از پشت میز تحریر بلند شدند و آمدند وسط اتاق و چند بار نفس عمیق کشیدند، دست‌های خود را به هم مالیدند و طوری تغییر حال دادند که حال سکته به بنده دست داد... ساکت و بی حرکت ایستادم.

با توجه به گفته بهبودی، رضاخان به حدی از مردم زور گیری کرده بود و املاک آن‌ها را به بهای اندکی به تصرف در آورده بود که در زمان حکومتش به اندازه کشور بلژیک ملک و زمین داشت. چیزی که در این میان جلب توجه می‌کند این است که مساحت کنونی کشور بلژیک حدود 39.528 کیلومتر مربع است و رضاخان به اندازه این کشور از مردم ایران دزدی کرده و املاک آن‌‌ها را به تملک خود در آورده است.

سران حکومت منفور پهلوی میزان ثروت واقعی خود را همواره از مردم پنهان کرده‌اند زیرا انباشت ثروت آنان بر مبنای دزدیدن ثروت مردم ایران و در نتیجه خیانت به مردم و کشور بوده است.

رضاشاه و پسر مخلوع او در مدت نیم‌قرن سلطنت خود میلیاردها دلار از ثروت متعلق به مردم ایران را که به گفته نوکران خودشان به اندازه مساحت کشور بلژیک بود دزدیدند و بخش بزرگی از آن را به صورت حساب‌های سپرده در بانک‌های خارجی گذاشتند.

پس از مرگ رضاخان، تمامی ثروت هنگفت به یغما برده شده از مردم ایران به خانواده‌اش رسید. از همان زمان تاکنون خرج کلان زندگی اشرافی این خاندان، عیش و عشرت و دم و دستگاه عریض و طویلشان از محل دزدی‌های این خاندان پرداخت شده است.

چگونه رضا چلغوز به ثروتی هنگفت دست یافت؟

آگاهی کامل و دقیقی از تبار و نیاکان رضاخان در دست نیست. مادرش "نوش‌آفرین"، اهل تهران و تا مرگ "داداش بیک"، ساکن "آلاشت" بود. مرگ پدرش در چهل روزگی وی، موجب شد که نوش‌آفرین تصمیم به عزیمت به تهران بگیرد. به این خاطر پس از مدتی نوزاد شش ماهه را برداشت و راه تهران را در پیش گرفت. در این سفر رضا نوزاد در راه سخت میان مازندران و تهران به شدت بیمار شد و با رسیدن به گردنه و "کاروانسرای گدوک"، نوزاد یخ زد و مادر و سایر همسفران وی را مرده پنداشتند.

بنابراین او را از مادر جدا نموده و برای دفن در روز بعد، او را در کنار چارپایانشان گذاشتند. گرمای محیط موجب شد تا کودک مجددا جانی بگیرد و اطرافیان را متوجه خود کند.

مخارج زندگی آنان تا هفت سالگی رضا بر عهده "سرهنگ ابوالقاسم آیرم‌لو" بود. او در آن زمان بنام "ابوالقاسم بیک"، "خیاط قزاقخانه" بود. پس از مرگ وی "سرتیپ نصرالله‌خان آیرم" زندگی آنان را اداره می‌کرد.

رضا خان قزاق، پس از تکیه زدن بر تخت منحوس پادشاهی، حدود چهل و چهار هزار سند را به زور از دست مردم گرفت و املاک، زمین‌های روستاییان اهالی دو استان‌ "گیلان"، و "مازندران" و شهرستان‌های "تنکابن" و "نور" و بسیاری جاهای دیگر را با قلدری مالک شد.

رضا خان که در سوم اسفند 1299 روی کار آمد، خانه کوچکی به ارزش بسیار کم در جنوب تهران داشت. هنگامی که وی پس از برکناری از سلطنت در تاریخ دهم شهریور 1320 به امر و خواسته دولت انگلیس، ایران را ترک می‌کرد، به گفته خودش و اظهارات "دکتر سجادی" وزیر دارایی وقت، شصت و هشت میلیون تومان در حساب شخصی خود، در بانک ملی داشت و تمام اموال منقول و غیر منقول را به پسرش محمّد رضا بخشیده بود.

برای آن که بتوان ارزش واقعی مبلغ 68 میلیون تومان در حساب رضا خان را در سال 1320 هنگام رفتن وی از ایران تخمین زد، باید گفت که ارزش خانه در آن زمان در تهران بین 3 تا 15 هزار تومان بود. حال اگر ارزش میانگین یک خانه را در تهران در آن زمان  9 هزارتومان برآورد کنیم، رضا چلغوز در حساب بانک ملی خود، به ارزش بیش از ۷ هزار خانه پس انداز داشته است. البته این تازه اول ماجراست.

ثروت «رضا خان» چقدر بود و چه شد؟

در مورد ثروت رضا شاه روایت‌های زیادی وجود داشت که بسیاری ثروت این موسس سلسله پهلوی را افسانه‌ای می‌دانستند و معتقد بودند دارایی‎‌های وی سر به فلک می‌سپارد و بعد از پایان دوران سلطنتش بسیاری علاقه داشتند که ببینند چه بلایی سر این همه ثروت دزدی آمده است.

رسانه‌های غربی این موضوع را مورد بررسی قرار دادند و به هنگام مسافرت محمد رضا پهلوی در تیرماه 1327 به انگلیس، خبر زیر درباره سرنوشت دارایی‎های رضاخان در جراید آن زمان منتشر گردید :

"تریبون دوناسیون" در این خصوص نوشته است: "در لندن هم راجع به دارایی رضاخان که در بانک انگلیس توقیف شده است بحث می‌شد. انگلیسی‌ها موافقت کردند که مخفیانه قسمتی از این دارایی هنگفت از توقیف خارج شود و در عوض امتیاز بانک شاهنشاهی در ایران تجدید گردد.

زیرا برای شرکت نفت ایران و انگلیس مشکل است که بدون وجود یک بانک انگلیسی که از آن‌ها حمایت کند به کار خود ادامه دهد. از طرف دیگر انگلیسی‌ها موافق بودند که به شاه کمک کنند به وسیله ثروتش بتواند دوباره رژیم گذشته را برقرار کند و برای این هدف، انتقال تدریجی دارایی پدرش به او بهترین وسیله است.

روستاها، املاک و مستغلاتی که رضاخان به زور تصاحب کرده بود، فقط بخشی از ثروت‌های شخصی وی محسوب می‌شد، بخش دیگر درآمد رضاخان از وجوه نقدی بود که از شرکت‌ها، موسسات اقتصادی، ثروتمندان شهری و… به زور اخذ می‌کرد.

علاوه بر این، رضا خان شرایط را طوری فراهم کرده بود که از شرکت نفت جنوب ایران که در اختیار اربابش (انگلیس) قرار داشت نیز سهمی دریافت کند.

درآمد سالانه رضاخان از املاک و مستغلات تصاحب شده بسیار حیرت انگیز است. او سالانه 700 میلیون تومان درآمد داشت، زیرا بهترین و پرمنفعت‌ترین املاک، روستاها و مراکز اقتصادی کشور را غصب کرده بود و آن چه باقی مانده بود، چیز قابل استفاده و درآمدزایی نبود.

اگر مبلغ 700 میلیون تومان را در فضای کنونی محاسبه نسبت‌سنجی نماییم، یقینا گمان خواهیم کرد که این مبلغ چندان هم زیاد نیست، ولی اگر درآمد مذکور را در فضای سال‌های حاکمیت رضاخان محاسبه و نسبت سنجی کنیم، به میزان درآمد نامشروع او بهتر پی خواهیم برد، مثلا اگر بودجه وزارتخانه‌ها را در سال ۱۳۰۷ و ۱۳۰۸ و … بدانیم و ارقام آن را با درآمد سالانه رضاخان بسنجیم، با ابعاد چپاول گری او آشنا خواهیم شد.

در سال 1307 هـ.ش که حدود سه سال از قدرت گرفتن رضاخان می‌گذشت و به زور انگلیس بر مسند قدرت نشسته بود، بودجه وزارت صنایع و معادن، تجارت، راه و ترابری و بهداری مجموعا سیصدهزار تومان بود. بودجه وزارت خارجه نیز نهصد هزار تومان بود، یعنی این که مجموع بودجه چند وزارتخانه، نزدیک به یک میلیون و دویست هزار تومان بود. با مقایسه رقم بودجه 5 وزارتخانه با ۷۰۰ میلیون تومان درآمد سالانه رضاخان، متوجه می‌شویم که این عامل مزدور انگلیس در سال چه درآمد هنگفتی داشته و چه مقدار از اموال مردم را چپاول کرده است.

رضاخان بخش بزرگی از این درآمد نامشروع و حیرت انگیز را مرتبا به خارج از کشور منتقل می‌کرد تا اگر روزی از ایران فراری شد، از آن اموال بی‌حساب استفاده کند. هنگامی که رضاخان از ایران فرار کرد، هفت میلیارد تومان ثروت نامشروع داشت که اگر این مبلغ را در ظرف زمانی خود در سال 1320 بسنجیم واقعا حیرت آور و غیرقابل باور خواهد بود.

در زمان خروج رضاخان از کشور در شهریور 1320 در اصفهان "ابراهیم قوام" به رضاخان می‌گوید: "شما که ایران را ترک می‌کنید، تکلیف مایملکتان چه می‌شود؟ لازم است که تکلیف آنها را روشن کنید". رضاخان با قوام صحبت‌هایی می‌کند و می‌گوید که بنویسید.


محضرداری را خبر می‌کنند و رضاخان دیکته می‌کند که آنچه دارم، اعم از منقول و غیرمنقول را به ولیعهد واگذار می‌کنم. قوام هم تصحیحاتی انجام می‌دهد و رضا خان امضا می‌کند. سپس رضاخان به سمت کرمان حرکت می‌کند و قوام‌الملک به سوی تهران، قوام نامه را به فروغی داد و او هم در روزهای بعد در مجلس قرائت کرد.

رادیو بی‌بی‌سی در آن هنگام، سه روز متوالی درباره املاک رضاخان صحبت می‌کرد و می‌گفت که بزرگترین خدمتی که رضاخان به مملکتش کرده غصب کلیه اموال مردم شمال است! حال این سؤال مطرح می‌شود که کسی که پول تهیه بلیط تماشای یک نمایش را نداشته است چگونه این ثروت را بدست آورده بود؟

در زیر به بخشی از املاک رضاقلدرخان که به زور از مردم گرفته بود، اشاره خواهیم کرد:

املاک رضاخان

اصل اموال و دارایی‌های خاندان پهلوی به املاک و زمین‌های مغصوبه توسط رضاخان بر می‌گردد، املاکی که رضاخان با تهدید و به زور از مردم می‌گرفت و با این روش او که در ابتدای کودتای خود و بر سر حکومت آمدنش در سال 1304 نه ملکی داشت و نه دارایی و یا کارخانه‌ای در سال 1320 یعنی طی حدود 17 سال اموال و دارایی او حدود 2000 ملک شش دانگ برآورده شد. تنها تاج سلطنتی که رضاخان به جای تاج کیانی قبلی سفارش داده بود و بعد‌ها هم محمد رضا از آن استفاده کرد تاجی بود که شمار گوهرهای نشانده شده بر آن3380 قطعه الماس به وزن 1144 قیراط، 5 قطعه زمرد و 2 قطعه یاقوت کبود و 368 حبه مروارید غلطان جور بوده است که وزن آن در حدود دو کیلو و هشتاد گرم است.


فریدون هویدا نوشته است: رضاخان به كسب ثروت خیلی علاقه‌مند بود و در طول سلطنت خود املاك گسترده‌ای را از مردم گرفت و به مالكیت خویش درآورد. ولی درباره اینكه محمدرضا چقدر ثروت داشت باید بگویم كه درباره ثروت او ارقام نجومی در مطبوعات انتشار یافته است.

"دکتر محمدقلی مجد" تاریخ نویس، بر اساس اسناد دولتی آمریکا اعتقاد دارد که رضاشاه در زمان کناره ‏گیری از سلطنت (1941) فقط حدود 200 میلیون دلار در حسابهای بانکی‌اش در لندن ‏و نیویورک و تورنتو ذخیره پولی داشته است. اگر دلار را به قیمت امروزی و حدود 2500 تومان حساب کنیم ثروت رضا خان در هنگان ترک ایران 50000000000 میلیارد تومان بوده است.

بنابر این ادعا این رقم به غیر از معادل 50 میلیون دلاری است که ‏در بانک ملی تهران و حدود 7000 روستای ششدانگ و کارخانه‌هایی است که وی ‏در ایران داشته است. رضاشاه در زمان خود جزو 5 مرد ثروتمند جهان ‏بوده است.


ماجرای "هدیه رضاشاه به هیتلر" به روایت "تاج‌الملوک" همسر رضاشاه

"تاج‌الملوک" "مادر محمدرضا پهلوی" در یکی از خاطرات خود درباره دیدار با هیتلر می‌نویسد:

"اگر اشتباه نکنم، این مرد جوان، جمالزاده، پسر "سید جمال واعظ اصفهانی" بود که بعدها نویسنده معروفی شد.
ما برای هیتلر، چند هدیه برده بودیم که عبارت بود از دو قطعه قالی نفیس ایرانی و مقداری پسته رفسنجان. حاج محتشم السلطنه اسفندیاری، قالی‌ها را در جلوی پای هیتلر باز کرد و شروع به توضیح کرد.

مادر محمدرضا پهلوی می‌افزاید: "هیتلر، خیلی از نقش قالی‌ها و بافت و رنگ آنها خوشش آمد. روی یک قالی که در تبریز بافته شده بود عکس خود هیتلر بود. روی قالی دیگر هم علامت آلمان را که عبارت از صلیب شکسته بود نقش کرده بودند. از مطالب هیتلر، دستگیرمان شد که باورش نمی‌شود این تصاویر ظریف را با دست بافته باشند".

هیتلر هم متقابلاً سه قطعه عکس خود را امضا کرد و به من و دخترانم داد. دیلماج سفارت گفت: آقای هیتلر می‌گویند متأسفانه، پیشوای آلمان، مثل شاه ایران، ثروتمند نیست و نمی‌تواند متقابلاً هدیه گران قیمت به ما بدهد و از این بابت، معذرت می‌‌خواهند!

دزدی‌های رضا قلدر در دوره دوم حکومت افزایش یافت

رضا شاه پس از رسیدن به سلطنت، تمایل نداشت مانند شاهان دوره قاجاریه در کاخ‌های گلستان و صاحبقرانیه، زندگی کند. لذا کاخ مرمر را در شهر برای خود بنا کرد و برای ییلاق شمیران نیز منطقه و باغات سعدآباد را به تدریج از دست مردم درآورد و کاخ سعدآباد را در آن بنیان نهاد. او همچنین برای تاجگذاری از تاج کیانی(تاج شاهان قاجار) استفاده نکرد و از تاج پهلوی  کهبطور اختصاصی برای وی ساخته شده بود استفاده کرد.

در دوره دوم حکومت رضا شاه بر کشور، او زمین‌های بسیاری را تا پایان پادشاهی‌ خود در سراسر ایران، به‌ ویژه در شمال ایران دزدید و با زور به نام خویش کرد. در اواخر سلطنت، حدود ۷۰۰۰ روستا به نام او ثبت شده بود. مجموع زمین‌های وی بالغ بر 10% از کل زمین‌های کشاورزی ایران آن روز می‌شد. همچنین در آن سال‌ها رضا خان چندین کارخانه ‏در ایران را بعد از تهدید صاحبان آن‌ها بنام خود به ثبت رسانده بود.

 

کاخ مرمر


دیگر دارایی‌های رضاخان

* بالغ بر 44000 سند مالکیت املاک حاصلخیز "گیلان"، "مازندران"، "گرگان"، "گنبد"، "آذربایجان شرقى" و دیگر نقاط کشور ("لرستان"، "شمال خوزستان"، "کرمانشاه"، "کرمان"، "مناطق جنوبی تهران" بویژه "ورامین"، تمامی هتل‌های شمال ایران و نیز مناطق پهناوری در تهران و شمیران) که با ارعاب، تهدید و حبس و تبعید مالکان آنها، به تصرف رضاخان در آمده بود. به این ترتیب، رضا شاه نه تنها بزرگترین زمین دار قاره آسیا بلکه بزرگترین زمین دار در سراسر جهان بود.

* ساختمان کاخ شهرى، ساختمان دو کاخ بزرگ "شمس" و "اشرف پهلوى" در شهر تهران، ساختمان "کاخ ییلاقى ولایت‌عهد"، "کاخ ییلاقى شمس پهلوى"، "کاخ ییلاقى اشرف پهلوى"، دو کاخ ییلاقى شاهپورها، مهمانخانه‌‏هاى جدید "آبعلى" و "دربند" و "مبارک‏‌آباد" و "گچسر" و کلیه لوازم و اثاث آنها همگی از بودجه شهردارى تهران تامین شده و به تصرف رضاخان درآمده بود.

* تعدادی کارخانه قند و شکر، ابریشم و نساجی که با حقه و کلک به تصرف رضاچلغوز در آمده بودند. تمامی هزینه‌های احداث این کارخانه‌ها به وسیله دولت وقت پرداخت شده بود و پس از آن به تصرف رضاخان در آمده بود.

* سالى 70 میلیون تومان عواید املاک و مستغلات و دریافت سالی 12000 لیره(24000000 تومان ارزش امروزی) اجاره بهای اراضى نفت و خطوط لوله مربوط به آن از شرکت نفت انگلیس و ایران به حساب مستقیم رضا شاه واریز می‌شد.

* مبلغ 236.924.791 ریال (معادل 50 میلیون دلار به ارزش آن زمان و حدود 125 میلیارد تومان به ارزش امروز) موجودی تنها یکی از دفاتر حساب جاری رضاخان در داخل کشور نگاهدارى می‌شد.

* رضا چلغوز در سال‌های حکومت خود با فرستادن ماموران دربار به برخی ادارات و بنگاه‌ها ضمن تهدید صاحبان مشاغل به گونه‌ای برخورد کرده بود که بالغ بر 144 منبع درآمد مالی از معاملات متفرقه همچون: درآمد صادرات تریاک ایران به هنگ کنگ و چین، درآمد صادرات گله‌های گوسفند و چوبهای منطقه دریای خزر به روسیه، عوائد حاصله از سرشاخه‏‌هاى درختان بید دماوند، عوائد حاصله از مالیات حقوق مستخدمین، عوائد حاصله از جرایم دریافتى از کارگران و کارمندان کارخانه حریربافى مستقیم به حسابش واریز می‌شد.

به قول یکى از نمایندگان مجلس عوام انگلیس که در اوج قدرت رضاخان به ایران سفر کرده‏ بود: "رضاشاه دزدان و راهزنان را از سر راههاى ایران برداشت و به افراد ملت خود فهماند که ازین پس در سراسر ایران باید فقط یک راهزن [رضاشاه] وجود داشته باشد.

رضا شاه ثروتمندترین «پناهنده» جهان؛

روزنامه واشنگتن‌پست، 72 سال پیش(1941)، اندکی پس از فرار راضا قلدرخان از ایران، در گزارشی به قلم دانیل دلوس، رضاخان را ثروتمندترین شاه فراری جهان نامید. واشنگتن‌پست در این گزارش به گوشه‌ای از دارایی‌های رضاخان در زمان فرار از کشور پرداخته است.

دانیل دلوس گزارش خود را با شرح حال زمان فرار رضاخان از ایران آغاز می‌کند؛ "هنگامی که کشتی کوچک انگلیسی "باندرا"، "خلیج خلوت" ایران را ترک می‌کرد، مهمترین مسافرش شاه سابق ایران (رضا شاه) بود. او می‌توانست به سلطنت از دست رفته خود فکر کند که یک شبه و تنها در اثر یک برداشت اشتباه از دست رفته بود و یا به آینده‌ای خیره شود که دوران تبعید خود را در جهان جدید و با میلیونها دلار ثروت اندوخته سپری می‌کند. ثروتی که با آن می‌تواند تقریبا به هر خواسته‌ای -البته به جز داشتن کشوری دیگر برای سلطنت – دست یابد.

بنا بر نوشته این روزنامه در میان خانواده‌های سلطنتی پناهنده شده و تبعید شده قرن بیستم، احتمالا رضا شاه با بزرگترین سرمایه فرار کرد. برآوردها از موجودی حساب‌های بانکی او در ایالات متحده آمریکا، انگلیس، اتحادیه اروپا و بانک‌های آمریکای جنوبی از رقمی بین 20 تا 300 میلیون دلار در آن زمان حکایت دارد که محاسبه ارزش دلار در آن سال با امروز تقریبا غیر ممکن است. شاید با ضریب 18 بتوان تا حدی آن را به روز کرد. در صورت محاسبه 300 میلیون دلار با ضریب 18، رقم امروز سرمایه هنگفتی که رضاخان با قلدری و دزدی از مردم چپاول کرده بود چیزی حدود 14400000000000 میلیارد دلار خواهد شد.

در ادامه این گزارش، دانیل دلوس می‌افزاید؛ پیش از فرار از ایران، رضا تحت فشار روانی مجبور شد نامه‌ای را امضاء کند و دارایی‌هایش را به شاه جدید یعنی پسرش ببخشد که قول داده است همه اموال او را به حکومت برگرداند. اگرچه نمایندگان مجلس ایران اعلام کرده‌اند که سند امضا شده در صورتی که دولت بخواهد دارایی‌های رضا شاه در خارج از ایران را به ایران بازگرداند، بی اعتبار است.

هنگامی که نمایندگان جناح‌های مختلف در پارلمان ایران در حال مطرح کردن تقاضا برای بررسی اتهام‌ها درباره سوء استفاده رضا شاه از قدرت برای دستیابی به ثروت نامشروع بودند و اینکه او طلا و جواهرات سلطنتی را تصاحب کرده بوده است، رضا سوار بر یک دستگاه لیموزین از راه اصفهان به بندر شرجی عباس در جنوب ایران فرار کرده بود تا خیلی راحت و بی دغدغه سوار بر یک کشتی انگلیسی شود و از ایران خارج شود. سفارت انگلیس در ایران که یکی از اصلی‌ترین عوامل سقوط رضا خان بود، ترتیب جزییات فرار و خروج او از ایران را در آن زمان داده بود.

واشنگتن‌پست درباره رضاخان اشاره می‌کند؛ شاه سابق عاشق اسب‌های مسابقه، متخصص بازار سهام، میزبانی پولدار و سخاوتمند و البته اندکی معتاد به تریاک بود و نزدیکان سابق او انتظار دارند که خارج از ایران خیلی زود سرگرمی‌های جدیدی برای پرکردن اوقات فراغت خود پیدا کند. اوقات فراغتی که زمانی با اداره امور شرکت عظیم تک نفری‌اش- یعنی امپراتوری ایران، اشغال شده بود.

بنابر گزارش این روزنامه آمریکایی، یکی از اتهام‌های اصلی مخالفین شاه سابق به او همواره این موضوع بوده است که او به شدت حریص و پولدوست بوده است. رضا در ابتدای سلطنتش برای عوام فریبی، جلوی عموم اعلام کرد که «فقیر بودن بهتر از پولداربودن است، بهتر است که انسان هرچه دارد به حکومت بدهد تا اینکه برای خودش نگه دارد». این اصول مغفول مانده در پی درخواست دولت، توسط شاه جدید بار دیگر مطرح شده است. شاه جدید [برای نشان دادن حسن نیت] حدود 6 میلیون دلار از ثروت به ارث دزدیده شده از مردم ایران را به خیریه‌ها بخشید تا بخش اندکی از پول مردم که از جیب آن‌ها دزدیده شده بود دوباره به آن‌ها باز گردد. اگرچه طبق مدارک ارائه شده از سوی پارلمان ایران، او نزدیک به 32 میلیون دلار تنها از حساب‌های بانکی پدرش در تهران به ارث برده است. اگر 32 میلیون دلار را با رقم امروز و ضریب 18 حاسب کنیم با رقمی معادل 1140000000000 میلیارد تومان موجه خواهیم شد.

در هنگام فرار، اگرچه صدها دشمن شاه سابق سوگند خورده بودند که از او انتقام خواهند گرفت اما رضا سوار بر لیموزین خیلی راحت همچون کسی که در روز تعطیل به پیک نیک رفته است، از میان بیابانهایی که حوزه نفوذ قبایلی بود که روسای آنها توسط رضا کشته شده بودند، عبور کرد و هیچ تلاش جدی برای متوقف کردن وی صورت نگرفت.

همانطور که در این مقاله آمده، پول‌های رضا شاه در کل جهان بین ۲۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار برآورد شده است. این رقم با توجه به حدودا 18 برابر شدن اندکس قیمت مصرف کننده در آمریکا در بازه زمانی سالهای 1940 تا  2012 (یعنی اینکه ارزش هر دلار 70 سال پیش حداقل 18برابر الان بوده است که بسیاری از کارشناسان ضریب 100 درصد را برای آن موجه می‌دانند)، رقم بسیار بزرگی می‌شود. برای رسیدن به عدد واقعی در زمان حال باید آن اعداد را در عدد 18 ضرب کرد.

همانطور که در مقاله واشنگتن پست آمده است، صرفنظر از حسابهای بانکی رضا شاه در خارج از ایران، طبق گزارش ارائه شده از سوی پارلمان ایران، حدودا 32 میلیون دلار تنها در حساب‌های بانکی رضا شاه در تهران موجود بوده است.

دکتر "محمد قلی مجد" در یکی از کتاب‌های خود (با نام مقاومت در برابر شاه) عدد مشابهی را ذکر میکند و می‌نویسد در حالیکه کل درآمد غیر نفتی ایران در سال 1317-1316، حدودا 80 میلیون دلار  بوده است، تنها در حسابهای بانکی رضا شاه در تهران ۴۲ میلیون دلار (105000000000 دلار به پول امروز) وجود داشت، یعنی حدودا 50 درصد کل درآمد غیر نفتی ایران در حسابهای رضا شاه در تهران بوده است.

اینکه چگونه فردی بی سواد (رضا شاه تا سن 30 سالگی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته است)، از خانواده‌ای کشاورز، در مدت 20 سال از قشو کردن و نگهداری اسب‌ها، به چنین ثروت هنگفتی رسیده است، خود حکایت از فساد بسیار زیاد رضاخان و حرص زیاد او برای مال اندوزی دارد. شکی نیست که قسمت عمده این پول‌ها از درآمد نفتی ایران و تصرف مالمیک مردم بوده است.

در پایان به گوشه‌ای از سخنان بنیانگذار انقلاب اسلامی درباره غارتگری و چپاول‌های رضاخان پرداخته خواهد شد:

امام خمینی(ره) در سخنان به فرار رضاخان از ایران اشاره کرده و درباره کلاه بزرگ انگلیسی‌ها سر رضاقلدر، می‌فرمایند:

"از اول اینها شروع کردند به بردن، رضاشاه جواهرات ایران را آن وقتی که می‌خواستند بیرونش کنند آن طوری که برای من نقل کردند از یک صاحب منصبی (یکی از آقایان نقل کرد از یک صاحب منصبی که همراه بوده است) وقتی رضاشاه را متفقین آمدند و بیرونش کردند، در این خلالی که می‌خواست برود چمدان‌های جواهر را پر کرد. چمدان‌ها را پر کردند از جواهرات ایران و راه افتادند که ببرند، منتها بین دریا (همان صاحب منصب نقل کرده بود) که با کشتی این آدم را می‌بردند یک جایی نگه داشتند و یک کشتی که آن شخص گفته بود مخصوص حمل حیوانات بوده است، آنها آوردند متصل کردند به این کشتی و به او گفتند تو برو توی آن کشتی لکن همانجا چمدان‌ها را برداشتند و انگلیس‌ها بردند، تمام شد. آن زمان او این کار را کردند غیر از آنهایی که دزدیده بود و برده بود.

"چه مامور مالیه بود چه مامور حکومت بود، مامورین هم وقتی می‌رفتند مردم را عذاب می‌کردند"

امام خمینی(ره) در ادامه سخنانشان؛ به ظلم گماردگان رضاچلغوز و دریافت مبالغ  غیرمنصفانه به عنوان مالیات پرداخته و می‌افزایند:

"حتی روسای مالیه وقتی که در آن وقت که من بچه بودم و در آن طرف ها بودم رئیس مالیه‌اش هم حراص بود نسبت به مردم و (را) چه می‌کرد و از ژاندارمری مثلا چه می‌کرد تا از مردم به زور چیز می‌گرفت، به زور نه اینکه همان مالیات را مالیات و غلق باصطلاح آن وقت که مالیات می‌گرفت و مامور هم غلق می‌خواهد و آنجا هم باید برود وقتی که وارد می‌شود باید آن کسی که به او وارد شد کدخدای ده چه بکند و چی برایش بیاورد. چه مصیبت هایی مردم داشتند از دست همین کسانی که به عنوان ماموریت، چه مامور مالیه بود چه مامور حکومت بود، مامورین هم وقتی می‌رفتند مردم را عذاب می‌کردند".

من که از اول مسائل یادم هست حدود پنجاه و هشت سال، شماها هم که در بین راه ها ملحق شدید، زمان این شاه را درک کرده‌اید، از آن وقت که چشمتان را باز کردید، اختناق بود، زحمت بوده، گرفتاری بوده، توی حبس بوده، تبعید بوده، از این مسائل بوده، گرفتاری های دیگری که چپاول بوده، همه چیز شما را برده‌اند اینها، جواهرات که پشتوانه این مملکت بوده، یک مقداریش را رضاشاه برد و انگلیسی ها در بین راه از دستش گرفتند و بردند و یک مقداریش (را) ایشان حمل کرد و برد.

بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی با اشاره به فقر شدید رضاخان قبل از رسیدن به حکومت، داستان ثروتمند شدن رضاقلدر را اینگونه بیان می‌کنند:

"پدر ایشان وقتی که کودتا کرد هیچ نداشت، یک سرباز بود صفرالید. وقتی که سلطه پیدا کرد بر این مملکت شروع کرد املاک مردم را به زور از آنها گرفتن. شمال مملکت ما، مازندران، بهترین املاک سرسبز ما با فشارهای او و عمال او به قباله او به زور در آمده‌اند و بسیاری از کسانی که مالک بودند یا از روحانیتی که در این امر یک نظری می‌دادند اینها را می‌گرفتند و به حبس می‌بردند و گاهی می‌کشتند".

"رضاخان که آمد در این اراک بوده، رضاخان و یک سربازی، یک همچو چیزی بوده، آنجا شرح حال خودش را برای اینها نقل کرد، خودش نقل کرده است که من در اراک بودم و ماهی نمی‌دانم چقدر داشتیم و ما، هی دنبال این بودیم که اول ماه این را دست ما بدهند ما زندگیمان را بکنیم، ماهی هفت تومان، چقدر، چیز کمی بوده، این در آن گفتگویش که در آن وقت با وزرای خودش صحبت می‌کرده این را، قصه گفته این را، پس رضاخان خودش گفته که ما هیچ نداشتیم. همه ما می‌دانیم که یک آدم مجهولی بود و نه مالک بود و نه عرض می‌کنم کاسب بود و نه تاجر بود".

اگر یک آدمی که هیچ ندارد حالا اینها را دارد، خوب، از او می‌پرسیم از کجا آورده بود.

"هیچ اینها نبود، این در این حال آمد اینجا و بسیاری از شما شاید یادتان باشد و اکثرتان یادتان نیست که وقتی رضاشاه آمد اینجا هیچ نداشت، مازندران یا شمال را هر جایی که توانست این املاک را گرفت، خوب البته بعدش دیگر نتوانستند نگه دارند، آنها بعدش، بعدَ ایشان نتوانست نگه دارد، ایشان هم وارث یک آدمی است که هیچ چیز نداشته، حقوق سلطنتی هم که به زور، بی‌خود می‌برده است، برای اینکه سلطان قانونی نبوده است".

"من مکررا این را ارشادش کردم، این قانونی نبوده است، آن حقوق سلطنتی هم ببینید چقدر بوده است، خرج ایشان چقدر بوده، حقوقش چقدر بوده حساب کنید ببینید که این اموال که الان در خارج دارد، اینکه در بانک های همه جا، تقریبا در بانک ها دارد، در سوئیس دارد، در جاهای دیگر دارد، اگر طلب دارد واقعا، خوب، به او بدهند و اگر یک آدمی که هیچ ندارد حالا اینها را دارد، خوب، از او می‌پرسیم از کجا آورده بود".
(برگرفته از تاریخ معاصر ایران از دیدگاه امام خمینی (ره)



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 07:58 ب.ظ

یاغدی یاغشلار بانادی قوشلار/بیچارا تالشلار بیجاردا ایشلار

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:50 ب.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 16 آذر 1393-04:20 ب.ظ

 

آتالار ،آنالاربیر گجه بیر یا تیلا ر

سنی ،  منی ، بو دنیا یا آتیلا ر

سن آ نا ئون ید یسی

من آ تا مون د وگوزی

سنی بیر پارچا شند را

منی بیر كهنه كیسه اونلیا

بوكوب یرد ن گوتیلا ر

گوبگیمیزی بیر كوت دهرید ن كسد یلا ر

سنه تاپتوق ، منه قیزقئیط آد  قویدولار

سن آتا ئون بیرینجی اوغلی

من آتامون دوگوزنجی قیزی

سنی قطور ا تدی كچل تا پتوق چلاق بایرام اوغلی

منی قزلجا  اتدی كر قیز قئیط توپا ل جنجول قیزی

سنی آ تون نظرخانا نوكر وردی

منی  ،آ تام حید رخا نا كلفت اتد ی

یا ز گلنده نوكر كنیز،بیجارد ا

جان ورردی  بیگون،خانون یریند ا

نوكر ، قیشی ،  یازی جوت سور ردی

اوكوز كیمی ،اوكوزلرد ن یری دشیب ،گازاردی

كنیز ،كلفت،  دان یرینه ایشق  دوشوب (خروس بانی)

تا شفقون  قارانوقی (ایت بانی )

اكین اكیب، گوزل عمرین ،عزیز جانن ور ردی

یاغش یاغوب ا لد روملا ر  شا قا ردی

كنیز ،نوكر باشدان دیبه یاش او لاردی

كنیز ،نوكر، ایشجی ،موژدی گوگه با خوب گولردی

شكور تا ری ، شكور تاری، د یوب ، اغاج كورگسینه قاچا ردی

بیگ بالاسی ،خانزاد ه سی لمده قاچوب اوخیا ردی

یاغدی یاغشلا ر ،بانادی قوشلا ر                  

 بیچارا تالشلا ر بیجا رد ا ایشلا ر

شعر از س.قارانقوش خطبه سرامادران فداکار گیلان




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

خطبه سرا نگین تا لش/شهر باستانی تمیشه در كناره دریای خزر

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:47 ب.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 16 آذر 1393-05:26 ب.ظ

خطبه سرالغت نامه دهخدا

خطبه سرا. [ خ ُ ب َ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان گرگانرود شمالی بخش مرکزی شهرستان طوالش با 3514 تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ خطبه سرا و چشمه ٔ محلی و محصول آنجا غلات ، برنج ، عسل ، لبنیات ، گیلاس ، سیب ، پرتقال و چای . شغل اهالی زراعت و گله داری و در آنجا یک پاسگاه ژاندارمری است . خطبه سرا از چند محله بنامهای مختلف تشکیل گردیده . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). مرحوم دهخدا درباره ٔ این نقطه آورده است : نام محلتی کنار راه رشت به آستارا میان بورسرا و بورمه سرا در یکصدوبیست وهشت هزاروهفتصدگزی رشت . (یادداشت بخط مؤلف..........

www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-fe2615b2187e49adbe3c58...



خطبه سرا یك سرزمین باستا نیست  ودارای بیشترین افراد یا سواد و.بو یژه  تحصیلاب اكادمیك در منطقه است و جزو اولین مناطقی است كه مدرسه در ان  دایر گشته و قبل از ان هم دارای مكتب خانه بوده است ولذا در باره این سرزمین مقدس و باستانی كه حقیقتا هم مقدس بوده وبیشترین امامزاده و مسجد و ساد ات وروحانی وعاشق اهل بیت وامام حسین
(ع)را   نسبت به سایرمناطق سرزمین تالش  داردوسرزمینیست كه از حدود80سال پیش زنان وارد مدرسه شده وبیشترین زنان تحصیل كرده بویژه  تحصیلات اكادمیك در منطقه را داردوهم چنین در منطقه بیشترین مهاجر را كه عموما دارای تحصیلات عالی اند چه در داخل استان چه در سطح كشوری .چه در خارج از كشور را  داردوهمه این عزیزان علایق شان را باسرزمین مادری قطع نكرده و همواره با ان در ارتباطند.

در خطبه سرا خانواده های زیادی وجود داردكه همگی لیسانس ویا بالای لیسانس اندبا توجه به این واقعیات غیرقابل انكا رنوشتن در باره این سرزمین باستانی كه تجربه باستا نی(كهنسالی  سرزمین وقوم)و پویائی  مردما ن(جوانی)یعنی به روز بودن اطلاعات مردم به عبارتی ارج نهادن به ارزش ها و سنت  ومردمانی مدرن و نواندیش می باشند ، كاریست بسیار سخت و كارستان  ! !

در خطبه سراكمتر جائی می توان یافت كه نام نداشته باشد یعنی هر پیچی .كوهی و چشمه ای و كوهی و....برای خود نامی دارد كه كسی هم نمی داند كی و توسطكی این نام ها گذاشته شده است وار انجائیكه بسیاری علاقه دارند به چگونگی این امر پی ببرندو برخی سعی دارند بافته های خود را عرصه دارند ، انایوردم خطبه سرا به كمك كاربران همولایتی خود  به یا فته هائی

دست یافته است كه ان را به كاربران گرامی عرضه می داردو یافته های خود را وحی منزل نمی داندو از این  نمد هیچ كلاهی برای خود نخواهد باقت!و از هیچكس هم توقع و انتظاری نداشته بلكه باچشم منت در انتظار نظرات و انتقادات كازبران و صاحب نظران است  !

اسامی مكان هائی كه در خطبه سرا وجود دارد عبارت است از  :

اشیك اغاسی/ كشاور /باباسرایا بوبوسو/بازار/اشاقا بازار/ترك محله /خواجه كری/وحدانی محله/املك/ دهنز/دهنه/چای غراغی/چای ایچی/شیلات/چوبانامحله /قره میشه/كیشلیك یا كیشلی/كالو/لیسارا/باش لیسارا/روكی محله/برزو/هله دومه/هله سو/سوست/ایری بوجاغ/داغ دیوی/بوراسرا/اواسنگ/لوله گا ز/خلجلر/ دهنز غراغی / كلبه / قله صبا/ چیمرن / نصیراوجوری/ شونده بور/ایوب اوچان /گول/مظله كم سوالاپشت یا زوقالاپشت/كوستان/كورون/ بیله پشت/اولاس  حونی /تمیشه له/كلات /روخان/انبو/تنبو/ صوفی اتانان/ نارنج اسلانان/ممدعلی اوچا ن/ توربه /بینون/ریوو/ سویوخبلاغ /تمیشه له/یاستی یول/برزه بیل/

بیزر/ونه  پشت/انا بولاغی/دره بولاغی/عبادونی(عبا دهونی)/غلاما یا گولاما/میریش یوردی/خلج یوردی یاخلجلر/ میسه چولی/هرتنگ/كومیرلی،كمیرلی یا گمركلی/قوروق چائی/بغرویا باغرو داغی/باغروتوربه سی

 امامزادهاویا بقعه های خطبه سرا:

شاه میلرزان/عظیم توربه سی/جد/بوراسرا توربه سی /سوست توربه سی/كیچیك توربه(باباسرا)بیوك توربه(ااون ایكی علمدار)در كشاورمحله


شهر تمیشه در كناره دریای خزر


شهر تمیشه در كناره دریای خزر
طبری از شهری در كنار دریای خزر نام می برد كه  مردم ان قهرمانانه در مقابل لشگرسعید بن عاص فرمانده سپاه عمردر حمله به ایران مقاومت میكنندكه بسیاری از مردم انجا بعد از صلح گردن زده می شوند!
در ییلاق های خطبه سرا كه سرزمینی با تمدن باستانیست وعموما برای ترددبین سرزمین گیلان ومنطقه اردبیل فعلی و یا ارتابیل (شهر مقدس) و حتی رفت و امد به ناخیه خراسان با كشتی ان روزی از طریق دریای خزر ویا باكاروان  به طرف مركز ایران صورت می گرفت از این منطقه استفاده می شد و بدین خاطر كاروانسرا ها و حمام  عمومی  در این منطقه برپا شده بوده  كه هنوز هم بقایای ان موجود است بویژه در منطقه برزبیل كه در زمان صفوی ابادی وبه عبارتی شهر معروفی بوده است وپسوند "بیل "هم كه ریشه در زبان ایران باستان دارد مثل اردبیل  به معنای شهر و ابادی می باشد.در نزدیكی برزبیل ییلاقی وجود دارد كه به نام های تمیشه له /تمیشه لانه /خوانده می شود و از ییلاق های بسیار قد یمی خطبه سراست .واز انجائی كه این ییلاق از زمان های دور به این اسم نامیده شده است ودر زمان قدیم تردد بین اردبیل و گرگان از این ناحیه صورت می گرفت این ابادی نام خود را وام دار شهرباستانی تمیشه كه بدست سپاهیان اعراب ،می باشد !واینك توجه كاربران علاقمند را به متنی كه در تاریخ طبری اورده شده است جلب می نمائیم  !
             انایوردم خطبه سرا نگین تالش               
طبری می نویسد :" سعید ابن عاص" لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و کافر شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اعراب نبرد کرد . "سعید عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه "سعید ابن عاص" مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر - عبدالله پسر عباس - عبدالله پسر زیبر  در راس لشگر اعراب قرار داشتند . ( تاریخ طبری )

تمیشه

لغت نامه دهخدا

تمیشه . [ ت َم ْ می ش ِ ] (اِخ ) نام شهر و مدینه ای باشد و نام بیشه ای است در نواحی آمل که در میان آملیان به شیمای بیشه شهرت دارد. (برهان ). (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا)(آنندراج ). شهری است در ایران زمین . (شرفنامه ٔ منیری ). آنچه از تواریخ مازندران معلوم می شود دو تمیشه بوده است یکی را تمیشه ٔ اهلم و یکی را تمیشه ٔ بانصران می گفتند. وقتی افراسیاب از ترکستان عزیمت قلع و قمعمنوچهر کرد، منوچهر در حصار تبره ری محصور شد از آنجا به راه لاریجان به بیشه ٔ تمیشه اهلم آمد و خزاین وزنان خود را به قلعه ٔ مور فرستاد که در آن عهد مانهیر می نامیدند. (انجمن آرا) (آنندراج ). و از کثرت آبادانی شهری شده و طُمَیس که در قاموس آورده ظاهراً معرب آن است . (فرهنگ رشیدی ). شهرکی است خرد [ از دیلمان ] به ناحیت طبرستان و گرد وی باره ای و نعمت بسیار و اندرمیان کوه و دریا نهاده است و حصاری دارد استوار، اند روی پشته ٔ بسیار. (حدود العالم ) :
ز آمل گذر سوی تمیشه کرد
نشست اندر آن نامور پیشه کرد.

فردوسی .


چو آمد به نزدیک تمیشه باز
نیا را به دیدار او بد نیاز.

فردوسی .


سراپرده ٔ شاه بیرون زدند
ز تمیشه لشکر به هامون زدند.

فردوسی .


رجوع به مازندران رابینو و تاریخ غازان و تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 223 و حبیب السیر و طمیس و تمیشان شود.

تمیشه بور

لغت نامه دهخدا

تمیشه بور. [ت َ ش َ / ش ِ ] (اِ مرکب ) از تمیشه = نام ناحیه و بور= خار. و این اصل کلمه ٔ تمشک است و تمیشه بور، نامی است که در طوالش به تمشک دهند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تمش و تمشک و تمیش و تمیشه شود.

در صفخات بعدی به خانواده های قدیمی خطبه سرا و وجه تسمیه اسامی محل خواهیم پرداخت !قبلا بابت تمامی نقصان ها وكاستی ها پوزش می طلبیم!

انایوردم خطبه سرا نگین تالش

 


 

                                        

 

 

      

 

 

          

 

           

 





نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

شاه اسماعیل کبیرصفوی درباغرو داغ خطبه سرا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:42 ب.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 16 آذر 1393-05:10 ب.ظ



معادل ابجد واژه بغر برابر با 1202 می باشد.

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ غ ِ ] (ترکی ، اِ) ظاهراً باغر ترکی است بمعنی جگر. (شرفنامه ٔ منیری ). ...

بغر

لغت نامه دهخدا

بغر. [ ب َ / ب َ غ َ ] (ع اِ) دفعه ای سخت از باران . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). باران سخت ناگهانی . (ناظم الاطباء). ..

توضیح انایوردم خطبه سرا نگین تالش:
مدتیست كه با رشد انترنت عده ای با جولان دادن در عرصه مجازی همچون كودكی كه تازه زبان باز كرده باشد هرچه دل تنگش می خواهد هرجند به خاطر بچه بودنش شیرین اماچه بسا یاوه و مهمل بافیست به خورد كاربران می دهند از جمله كسانی كه از خواب هزاره غفلت و عقب ماندگی به زور تكنولوژی حوابشان پریشان گشته است در حال نه خواب و نه بیداری و لی پریشان گوئی دست به جعل وقایع تاریخی زده وبا نشر روایات غلط و یا با ادعای صرف و نحو زبان بدوی ومنسوخی برای مناطقی اسم می تراشندو یا اسامی مكان ها و محلات را مخدوش می نمایند این جاعلین تا انجا كه به منطقه خطبه سرا كه نگین تالش است مربوط می شودبویژه در باره برزه بیل یا برزبیل اصرار دارندكه بیل یك كلمه تولیشیست وبه معنای بركه و یا جای عمیق رودخانه است واردبیل وشورابیل هم گویا به این معنا بوده وبه معنای بركه است/اولا انانكه برزبیل را دیده باشندصحبت ار بركه و استیل در برزبیل با توجه به موقعیت ژوئوفیزیك ان بسیارمضحك است و متاسفانه با هر تبری كه از طرف قوم گرایان به طرف سرزمین زیبای تالش انداخته شود برخی هرجاكه تیرفرودایددایره ئی دوران می كشد تا نشان دهد تیر به هدف خورده است ودر این راستا چاله ای را كه در اثر حیوانات ایجاد شده مشخص كرده كه گویا در زمستان در انجا اب باران جمع می شود.لذا برخی ان را بركه بلندی برخی بركه ئی كه اهو از ان اب می خوردوبرخی هم بركه روشن می دانند در حالی كه همه می دانند بیل در زبان باستان به معنای ابادی و شهر است و از جمله اردبیل به معنای ارتا بیل یا شهر مقدس است .لازم است یاداورشویم كه با حفاری كه اخیرا در اردبیل صورت گرفته قدمت زندگی  انسان در این شهر به چهل هزارسال می رسد در حالی كه سا بقه قوم كادوس در سرزمین تالش كه ما خطبه سرائی ها هم جزء ان هستیم اعم از تالش و گالش  خداكثر تاریخ ده هزارساله دارند!غرض این است كه برزبیل هم تاریخ وقدمت بالائی داشته وبیل به معنای ابادیست نه بركه!!ومطلب دیگر انكه باغروداغ دارای توربه بنام باغرو توربه سی است( كه در انجا یكی نذزی قرار می دهد وهمراهش نذری رابرمی دارد )وقداست این توربه به خاطر زندگی كردن شیوخ صفوی در ان می باشد.وبرزبیل در زمان صفویه مثل سوباتان و اق اولر و مریان بسیار نسبت به امروز پرتردد بوده و ابادی های نسبت به ان روز پررونقی بوده اند!

شاه اسماعیل صفوی


درباره اتفاقات و حوادث زندگی دو پسری که از شیخ حیدر بجا ماند به ویژه اسماعیل به صورت اساسی فقط کتاب تاریخ اسماعیل که مؤلف آن تا کنون شناخته نشده، اطلاعاتی به ما میدهد. مطابق این مرجع، پس از مرگ سلطان علی سیر حوادث چنین بوده است:

شاهزاده خانم مارتا (عالمشاه بیگم) دو پسر خود را پس از مراسم ورودشان به اردبیل به بقعه فرستاد و خود دست بکار ترتیب مراسم تدفین پسرش سلطان علی شد. روزی پس از آن ایبه سلطان و ترکمن های تحت فرمانش به شهر وارد شدند و به جستجوی شاهزادگان پرداختند، بر اهالی ظلم ها کردند و دار و ندار مردم را به یغما بردند. اسماعیل از بیم آنان از بقعه خارج شد و در خانه قاضی احمد کاکلی که در آن نزدیکی بود پنهان گردید. این قاضی به مهربانی او را پذیرفت و سه روز تمام در خانه خود نگاهداشت. چون ترکمن ها گوشه و کنار خانه ها را جستجو و زیر و رو میکردند، به نظر قاضی چنین آمد که اسماعیل را بخانه زنی موسوم به خانجان ببرد. این زن، اسماعیل را که هفت ساله بود به مدت یکماه تمام در خانه خود نگاهداشت و سرپرستی کرد. فقط عمه اسماعیل موسوم به پاشاخاتون که دختر شیخ جنید بود و با ترکمنی به نام محمدی بیگ ازدواج کرده بود، گاه و بیگاه او را ملاقات میکرد، به استثنای پاشاخاتون احدی از اقامتگاه اسماعیل اطلاع نداشت، حتی مادرش. مادر اسماعیل را تا هنگامی که ایبه سلطان در اردبیل بسر میبرد از روی قصد و عمد از محل او بی خبر گذاشته بودند، زیرا این فرمانده جسور که در راه رسیدن به مقصود خود از توسل به هیچ وسیله ای خودداری نمی کرد از شکنجه دادن شاهزاده خانم مارتا نیز روی نگرداند، اما او چون خود خبری نداشت نتوانست خفاگاه اسماعیل را فاش سازد. پس از سپری شدن چهار هفته، پاشا خاتون ترتیب انتقال اسماعیل را به خانه زن دیگری از طایفه ذوالقدر که پیشه اش زخم بندی و جراحی بود، داد. این خانه در محله روملو یعنی اعقاب کسانی که با وساطت خواجه علی از اسارت تیمور آزاد شده بودند، قرار داشت؛ اما از آنجا که به دلیل اصرار و ابرام بیش از حد رستم در نابود کردن این دو شاهزاده صوفی، این ناحیه شهر نیز توسط ترکمن ها مورد جستجو قرار گرفت؛ او بچه را به مسجد جمعه که در اردبیل در موضع مرتفعی قرار دارد برد. در آنجا این زن در مقبره ای به جراحت اسماعیل پرداخت. در ضمن به مادر اسماعیل نیز پیامی فرستاد و او را از زنده بودن اسماعیل مطلع کرد. در آن مسجد یکی از صوفیان که در جنگ مصدوم و زخمی شده بود خود را مخفی کرده بود؛ هنگامی که او اسماعیل را به صوفی مزبور نشان داد، صوفی به اطلاع اسماعیل رساند که هشتاد تن از صوفیانی که از جنگ ترکمن ها جان سالم به در برده اند در کوهستان باغرو نزدیک اردبیل اقامت دارند و از دل و جان منتظر رسیدن فرمان های "پیشوای کامل" خود هستند. او آن صوفی را راضی کرد که از مسجد خارج شود و یاران خود را از ماجرا آگاه کند، بلافاصله رستم بیگ قره مانلو که بر آن صوفیان سمت ریاست داشت با همراهان خود نیمه شب به مسجد آمد، اسماعیل را همراه خود به کوه بغرو در روستای کرگان به خانه واعظی به نام فرخ زاد برد.

پس از آن چند تن از صوفیان که متنفذتر از دیگران بودند به شور نشستند تا دریابند کدام نقطه برای حفاظت اسماعیل از همه جا مطمئن تر است؛ و سرانجام همه به این نتیجه رسیدند که شاهزاده صوفی باید در اسرع وقت به رشت برود. ابتدا اسماعیل را به گسکر که در ولایت گیلات واقع است بردند؛ که خاندانی در آنجا امارت داشت که تا مقدار زیادی مستقل بود. حاکم گسکر امیره سیاوش خود از اسماعیل استقبال کرد و او را تا هنگامی که توانست به مسافرت خود به رشت ادامه دهد در خانه خود جای داد. امیره سیاوش تا نزدیکی رشت اسماعیل را بدرقه کرد و آنگاه به مقر خود بازگشت. اسماعیل پس از ورود به پایتخت گیلان غربی در "مسجد سفید" آنجا فرود آمد و اقامت گزید. در نزدیک آن مسجد زرگری دکان داشت به نام امیره نجم که از حراست و خدمت اسماعیل هیچ کوتاهی نمیکرد. اقامت اسماعیل در رشت دیری نپائید، زیرا در آن دیار نیز او را به قدر کافی در امن و امان نمی دیدند. حاکم لاهیجان واقع در مشرق گیلان اسماعیل را دعوت کرد که به نزد او برود. اسماعیل این دعوت را پذیرفت و بدین ترتیب کارگیا (یعنی امیر) میرزاعلی برای او در لاهیجان روبروی مدرسه کی افریدون جائی تهیه دید. در این میان ایبه سلطان در اردبیل دستور به توقیف اوبه زخم بند داد. چندان او را شکنجه کردند تا این زن ناگزیر به اعتراف جریان واقعه شد. رستم از این گزارش چنان به خشم آمد که دستور داد آن زن بیچاره را در بازار تبریز به ضرب خنجر بکشند. محمدی بیگ و سایر همدستان او نیز به زندان افتادند و سرانجام در برابر تأدیه جریمه ای نقدی به میزان سی هزار تنگه آزاد گردیدند.

امیر لاهیجان کارگیا میرزاعلی هر چه در قوه داشت، در مراقبت و تربیت اسماعیل بکار برد و استاد شمس الدین را که از اهالی لاهیجان بود به تعلیم او گماشت تا خواندن و نوشتن بدو آموخت و به او درس قرآن داد. حتی در این مدت هم پیروان صفوی از ارسال هدایا برای پیشوا و مرشد طریقت خود فروگذار نمی کردند و خود نیز به خدمت او میرسیدند. اما اینها برای آنکه اسماعیل را در مخاطره نیندازند همواره بدون تأخیر به آسیای صغیر، قره باغ و اهر باز می گشتند و همه این کارها همیشه در حد اختفا بود. نجم زرگر رشتی به دنبال اسماعیل به لاهیجان آمد، برادران امیر نیز خواهان معاشرت با او بودند، و بدین ترتیب کودک خردسال به خود بالید و به جوان برومندی بدل شد. برادر اسماعیل یعنی ابراهیم و همچنین برادر ناتنی دیگر او به نام سلیمان که با او بود پس از مدتی اقامت در گیلان خواستار رفتن به اردبیل شدند. پس ناچار آنها تاج دوازده ترک حیدر را از سر برگرفتند و به جای آن کلاه رایج ترکمنی را که مخصوص آق قویونلو بود بر سر گذاردند و آنگاه به اردبیل رهسپار شدند. پس از رفتن ابراهیم، اسماعیل بیمار شد و یکسال تمام بستری گردید؛ تا سرانجام شفا یافت. هر چند اسماعیل در نقطه دور افتاده ای همچون لاهیجان در سکوت و آرامش تمام رشد میکرد، باز پناه دادن او برای امیران گیلانی خالی از مخاطرات و گرفتاریها نبود. مرتب سفیرانی از دربار آق قویونلو به لاهیجان آمدند و نخست به صورت دوستانه و بعد به طرزی مصرانه و سرانجام به نحوی تهدیدآمیز تحویل اسماعیل را میخواستند. کارگیا میرزاعلی سرانجام به این راه چاره که صوفیان هواخواه اسماعیل بدو پیشنهاد کردند متوسل شد؛ او دستور داد سبدی را که به طنابی بسته بود از درختی بیاویزند؛ شاهزاده صوفی اسماعیل را در این سبد گذارند و طناب را کشیدند. آنگاه او در برابر نمایندگان رستم فرمانروای آق قویونلو ظاهر شد و سوگند یاد کرد اسماعیل در خاک و سرزمین او بسر نمی برد... پس از این کار نمایندگان ناگزیر شدند خواه ناخواه از لاهیجان بروند، اما رستم به این سوگند دلخوش نشد بلکه میخواست به گیلان لشکر بکشد که به دست پسر عمویش گوده (یعنی کوتوله) احمد و ایبه، تاج و سر خود را از دست داد. این واقعه در سال 902 هجری رخ داد.

بعد از رستم زوال حکومت آق قویونلو که به صورت غیر قابل وقفه ای شروع شده بود از نظر تیزبین اسماعیل که شخصیت کامل و زودرس او یکی از جالب توجه ترین و بدیع ترین حوادث تاریخ جهان است پوشیده نماند. هنگامی که در سال 905 هجری او یعنی پسر بچه ای که هنوز سیزده سال تمام نداشت از لاهیجان خارج شد تا میراث جدش اوزون حسن را قبضه کند تاریخ حکومت روحانی اردبیل به پایان آمد و تاریخ دولت واحد ملی ایرانی سلسله صفوی آغاز گردید.

از حکومت مغولان فقط قسمت کوچکی تحت حکومت میرزا حسین بایقرا در هرات باقی مانده بود و در دیگر بخشهای ایران و ترکستان و عراق استیلاگران دیگر فرمان میراندند. با در نظر گرفتن استقبال مردم از دعوت نوربخش و اندیشه ظهور مهدی(عج) و فساد اوضاع که اذهان را انباشته بود. جنبش اسماعیل صفوی، پس از کوششهای گذشتگانش به مثابه حرکت نهایی شیعیان رخ داد و چنان توفیق بارزی یافت که تمامی شرق اسلامی را تکان داد. شاه اسماعیل توانست تمام ایران را زیر پرچم خود در آورد و نزدیک بود حتی آسیای صغیر را ضمیمه متصرفات خود سازد.

این جنبش بیشتر سیاسی بود تا مذهبی و صوفیانه، ولیکن نمونه جالبی بود از بهترین روش دست یافتن به قدرت به شیوه ایرانی، که به عنوان یک نمونه بارز بیانگر کلیه جنبشهای ایرانی بر ضد تازیان و بیگانگان دیگر است و به روشنی نشان میدهد که داعیه داران ایرانی فقط از طریق تصوف و ولایت میتوانستند اذهان مردم را متوجه خود سازند.

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ ] (اِخ ) نام شهری به آذربایجان . (معجم البلدان ). ...

برزه

لغت نامه دهخدا

برزه . [ ب َ زَ] (اِ) (از: برز بمعنی زراعت + هَ ، پسوند نسبت ) شاخ درخت . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ) : مکن بیش جهد و مزن آتشی که در برزه ٔ تر نخو ...

برا ی اطلاعات بیشتر از مسائل تاریخی برروی مطالب زیر لینك نمائید !
اردبیل در دورۀ حاکمیت فرقۀ دموکرت آذربایجان

باورها و وضعیت دینی در ارّان -


اوضاع سیاسی ارّان در دوران خلافت امویان(41-132 هـ)

سیمای ترکان در دیوان حافظ

اوضاع سیاسی ارّان پیش از اسلام


داستانی تلخ درباره اعدام بابک

اصلاحات ارضی در ایران


وجه تسمیۀ ارّان و علّت فراموش شدن نام آن

مذهب شیخ صفی الدین اردبیلی



ابن فندق(ظهیرالدین ابوالحسن علی بن ابی القاسم زید بیهقی )


اردبیل شهری در گذر تاریخ

تبریز در گذر تاریخ



بابک خرمدین دلاوری از آذربایجان




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 07:43 ب.ظ

سم سرخ سرطان زا در گوجه فرنگی، چه کسی پاسخگوست؟

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:37 ب.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 18 آذر 1393-03:25 ب.ظ

شایعات آلودگی مواد غذایی در فضای مجازی ادامه دارد

تهران - ایرنا - سایت پارسینه نوشت: شاید آن روزها که گوجه فرنگی از کشور پرو به انگلستان و هلند و بعد از آن کشورهای شرقی رسید، کسی فکر نمی کرد روزی بیاید که این میوه که در گیاه شناسی از آن به عنوان سبزی یاد می کنند انقدر خبر ساز شود که هر سال در رسانه های کشور جایی برای خود داشته باشد.

در واقع هر سال با رسیدن فصل سرد موج گرانی گوجه فرنگی آغاز می شود و تا آنجا پیش می رود که گوجه را برای مدتی از سبد خانوارها حذف می کند.

امسال نیز این اتفاق رخ داد و گوجه حتی در برخی محله های تهران تا کیلویی 10 هزار تومان نیز فروخته شد.

اما این همه ماجرای گوجه ای امسال نبود و به تازگی خبر آلودگی گوجه فرنگی ها به سم سرخ نیز بار دیگر افکار عمومی را به خود جلب کرده است.

*آلودگی گوجه در شبکه های اجتماعی

ماجرا هم از این قرار است که در روزهایی که هر روز با طلوع خورشید خبر جدیدی از آلودگی مواد غذایی روی خط رسانه ها می رود این بار نوبت یک پیام وایبری بود که گوجه را آلوده اعلام کند.

متن پیام از این قرار بود:

' بسیار مهم وفوری...

لطفاازخوردن واستفاده ازهرگونه گوجه در غذاها و یاسالاد ویا به هرنحوی اکیدا خودداری کنید چرا که با بی مسوولیتی بازرسان و دست اندرکاران دولتی تمامی کشاورزان سودجو بااستفاده از سمی به نام سم سرخ که فوق العاده خطرناک وسرطانزا میباشد گوجه های خود را روانه بازار می کنند.

این سم که بانام (Finish) که ساخت چین است وبه صورت قاچاق به واسطه افرادی سود جو و خدانشناس بدست کشاورزان میرسد و پس از پاشیده شدن توسط سم پاش گوجه های سبز را در عرض چند روز قرمز میکند که کشاورزان از این طریق گوجه های خود را زود تر از دیگر کشاورزان مناطق دیگر کشور روانه بازار می کنند. دوستان این سم عوارض جبران ناپذیری بر روی دستگاه گوارش ازجمله معده و روده گذاشته وچه بسا که دلیل زیادی از این سرطانها ومرگ ومیر همین سم وسهل انگاری مسئولان است.

همچنین توجه داشته باشید که در حال حاضر کشاورزان شهرستان بهبهان از این سم استفاده میکنند. لطفا به اشتراک بگذارید شاید به دست مسولان برسد.'

خبری که البته به گوش مسئولان رسید و این بار به نوعی تکذیب هم نشد.

این در حالی بود که پیش از این شایعه آلودگی نارنگی های وارداتی به یک کرم کشنده در رسانه های گروهی پیچید و تکذیب شد.

هورمون نه سم!

در واقع، در پی مطرح شدن استفاده کشاورزان از نوعی سم چینی خطرناک برای رسیدن گوجه فرنگی، معاون سازمان حفظ نباتات به تازگی اعلام کرده: گرچه این ماده که نوعی هورمون است که در آمریکا و اتحادیه اروپا به عنوان ماده مجاز ثبت شده، اما تا در ایران شناخته و ثبت نشود، استفاده از آن مجاز نیست.

یحیی ابطالی معاون سازمان حفظ نباتات در این باره گفت: این ماده که برای زودتر رسیدن گوجه فرنگی استفاده می شود یک ماده سمی نیست و هورمونی است که در سال 1905 در آمریکا و در سال 2006 در اتحادیه اروپا به عنوان ماده هورمونی مجاز در زودتر رسیدن برخی محصولات کشاورزی ثبت شده است.

وی افزود: به محض رسیدن گزارش استفاده از این ماده هورمونی در مزارع کشور، سازمان حفظ نباتات نامه ای در تاریخ 23 تیرماه سال جاری به سازمان غذا و دارو وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی مبنی بر ارائه نظر فنی از سوی این سازمان، ارسال کرد.

ابطالی گفت: سازمان غذا و دارو در تاریخ سی ام شهریورماه در پاسخ به این نامه اعلام کرد که ' با توجه به عدم شناخت نسبت به این ماده و ثبت نشدن آن در کشور، اقدامات لازم جهت عدم مصرف آن در مزارع را انجام دهید'. نهایتا در بیستم مهرماه و قبل از فرا رسیدن برداشت گوجه فرنگی به همه استان ها اعلام شد که علی رغم مضر نبودن این ماده به دلیل ثبت شدن آن در اتحادیه اروپا و آمریکا تا زمانی که این هورمون در کشور به ثبت نرسیده است، هیچ کشاورزی حق استفاده از آن را ندارد.

معاون سازمان حفظ نباتات یادآور شد: برخی از محصولات مانند انگور، خیار و غیره رشدشان پس از برداشت کاملا متوقف می شود. اما برخی دیگر از میوه ها مانند گوجه فرنگی، خرمالو، موز، پرتقال و غیره جزو محصولاتی هستند که پس از برداشت می توانند تحت شرایط خاص رسیده شوند و دوره رشدشان را ادامه دهند که برای این میوه ها در همه دنیا از مواد و هورمونی مجاز استفاده می کنند، مانند گاز اتیلن مصنوعی یا طبیعی که برای رسیدن موز از آن در جهان استفاده می شود.

سخنان ابطالی در واقع به نوعی وجود این سم را که از آن به عنوان هورمون نام برده شد تایید کرد هر چند که مضر بودن آن تکذیب شد.

میوه فروشان چه می گویند؟

با وجود این سخنان اما بنا بر گزارش میدانی خبرنگار شهر خبر از میوه فروشی ها بسیاری با این هورمون که به سم معروف است آشنا هستند.

احد صاحب یک میوه فروشی بزرگ در غرب تهران در این خصوص به شهر خبر می گوید: در بندر عباس آشنایی داریم که گوجه پرورش می دهد و همین امسال که گوجه گران شد برای بردن سود بیشتر از سم سرخ برای زودتر رسیدن گوجه ها استفاده کرد.

این میوه فروش تاکید می کند:البته می گویند در مزه و شکل این گوجه ها تفییری ایجاد نمی شود اما من معتقدم هر چیز مصنوعی مزه طبیعی را از بین می برد.

صالح، یک میوه فروش در نواحی مرکزی تهران و در محدوه خیابان آزادی نیز می گوید: درباره سم سرخ شنیده ام اما نمیدانم گوجه هایی که از میادین میوه تهیه کردیم با این سم رشد کرده اند یا نه؟

او در پاسخ به این سوال که درباره سم سرخ چه می دانید، می گوید: معمولا میوه دادن بوته گوجه فرنگی 80 روز یا بیشتر طول می کشد که برای رسیده شدن گوجه ها به بازار آنها رابا این سم تغزیه می کنند و این زمان بسیار کوتاه می شود.

صالح تاکید می کند: البته به نظر من این سم نیست نوعی کودشیمیایی است که همیشه هم استفاده می شده!

مالک میوه فروشی در شرق تهران اما از سم سرخ چیزی نمی داند.او در این خصوص به شهر خبر می گوید: ازآنجایی که مردم ایران عادت دارند هر چه گران شد، بیشتر بخرند و بر گرانی دامن بزنند به نظر من این شایعه پخش شده تا مردم در روزهایی گرانی گوجه ،کمتر گوجه بخرند.

او در پایان می گوید: 30 سال است میوه فروشم و درمیادین میوه رفت و امد دارم اما چیزی از سم سرخ نشنیده ام.

نظر یک پزشک در خصوص سم سرخ

در این میان اما دکتر علی مجیدی پزشک عمومی و متخصص تغزیه درباره شنیدن خبر آلوده بودن گوجه فرنگی ها به سم سرخ به شهرخبر می گوید: این خبر در وایبر برای من هم فرستاده شده که توجهم را جلب کرد.

او ادامه می دهد: روزانه مراجعان بسیاری در خصوص مشکلات گوارشی در مطب دارم که بسیاری از آنها هم بعد از آزمایشات دقیق مبتلا به ناراحتی های پیشرفته مانند سرطان معده هستند اما در هر حال هرگز ثابت نشده که به تنهایی یک هورمون و یا حتی یک سم بتواند تنها دلیل سرطان های گوارشی باشد.

این پزشک تاکید می کند: هر چند خارج کردن رشد میوه و سبزیجات از حالت طبیعی را به طور کلی نمی پسندم اما وقتی به گفته مسئولین این سم سرخ یا همان به نوعی هورمون رشد در اروپا و آمریکا تایید شده است پس نمی تواند مشکل خاصی ایجاد کند.

گفتنی است تلاش های شهر خبر برای تماس با وزارت بهداشتی ها در این خصوص بی نتیجه ماند و امید است مسولین محترم در وزارت بهداشت در خصوص این سم اظهار نظر کنند تا بی اعتمادی به مواد غذایی تولید داخل کمتر شود و کمتر شاهد شایعات اینچنینی در فضای مجازی باشیم.




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

ریشه یابی نام اربیل

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:35 ب.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
دوشنبه 17 آذر 1393-10:36 ب.ظ


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

اَربیل (کردی: هه‌ولێر،[۲] Hewlêr، با تلفظ: هاؤلِر، عربی: أربیل‎) یکی از شهرهای کردستان عراق و مرکز استان اربیل است. مختصات جغرافیایی آن ۳۶٫۱۲ شمالی و ۴۴٫۰۱ شرقی است و در ۸۰ کیلومتری شرق موصل قرار گرفته‌است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۰۹ (میلادی) ۲٬۲۹۳٬۸۳۹ نفر برآورد شده‌است. قدمت شهرنشینی در این شهر به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد[۳][نیازمند منبع] و یکی از قدیمی‌ترین شهرهای مسکون دنیاست.[۳][نیازمند منبع]

نام اربیل بر اساس قواعد زبان کردی با قلب آوایی روبه‌رو شده و توسط کردها به صورت «هه‌ولیر» تلفظ می‌شود.[۴] (مقایسه شود با حه‌مه که تلفظ کردی محمد است یا وه‌فر که شکل کردی برف است)


ریشه یابی نام

۱. نام آن از ریشهٔ سامی «اربع ئیلا» به معنای «چهار ایزد» است. نام امروزی کردی آن یعنی هه‌ولیر هم دگرگون‌شدهٔ همان واژهٔ اربیل است. اربیل در زمان آشوریان مرکز دینی مهمی برای آیین پرستش ایزد ایشتار(اشتاروت)[۵] بود.

۲. نام «اربیل» از دو بخش تشکیل شده، بخش اول آن (ار) به معنای آریایی، و بخش دوم آن (بیل) یا ویل به معنای شهر است؛ با توجه به ساکنان کرد نژاد و کرد زبان این شهر، نام آن یعنی شهر آریایی. البته در خور یادآوری است که پسوند ویل یا بیل به معنای شهر یکی از پسوندهای بسیار پرکاربرد در تمامی زبانهای هند و اروپایی است، و با واژه ville (شهرستان در زبان فرانسه) و Village (روستا در زبان انگلیسی) هم ریشه می‌باشد؛ در زیر چند نمونه از آن بیان می‌شود: اربیل، خزرویل، لوندویل (ایران)، الفورویل، شربورگ-اکتوویل، ابوویل (فرانسه) نشویل، براونزویل، ناکسویل، هانتسویل (آمریکا).



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

جدیدترین کشف باستانشناسی سند سیادت صفویان در دارالارشاد اردبیل

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:31 ب.ظ


قدیمی‌ترین سنگ نوشته مرتبط با گرایش مذهبی صفویان و سیادت آنها در دارالارشاد اردبیل کشف و شناسایی شد.

    براساس نتیجه بررسی های علمی آقای حسن یوسفی؛ باستانشناس دوره اسلامی و صفویه پژوه اردبیلی این سنگ نگاره با ابعاد ۱۱۷ در ۴۳ در ۶ سانتیمتر از جنس رسوبی آهکی سبز تیره بوده و متن آن متشکل از ۱۰ سطر می باشد. ۸ سطر سنگ نوشته تقریباً سالم و خوانا ‌بوده، ادامه متن در سطرهای نه و ده، به خاطر فرسودگی با عوامل طبیعی بیش از چند حرف آن مشخص نیست. طول و عرض هر یک از سطرها ۱۰ در ۴۳ سانتیمتر بوده که در داخل کادرهای چهارگوش با خطوط نواری ۲ سانتیمتری از هم متمایز می شود.

   این سنگ نگاره منحصر به فرد که توسط حسن یوسفی تحت عنوان کتیبه سیادت نامگذاری شده تا دهه ی ۱۳۷۰ شمسی در سمت غربی بدنه مناره برجی شکل مسجد جامع عتیق نگهداری می شد که در نیمه ی دوم دهه موردنظر برای حفاظت بهتر به محوطه شهیدگاه بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی منتقل گردید. اثر مورد نظر که به زمان برادر ارشد بنیانگذار سلسله صفویه یعنی سلطانعلی الصفوی سال ۸۹۵ هجری تعلق دارد، در ۱۳۸۱ توسط این باستانشناس اردبیلی شناسایی و متن آن خوانده شده است.

    بازخوانی و بازنگری متن کتیبه توسط این پژوهشگر صفویه شناس نه تنها به وجود سیادت در صفویان در دوره پیش صفوی دلالت دارد بلکه بیانگر قدرت رو به رشد نوادگان صفوی در عصر قراقویون لوها و اوج گیری اقتدار سیاسی مذهبی فرزندان سلطان حیدر الصفوی مقارن با حاکمیت رو به زوال آق قویون لوها در اردبیل، برای تشکیل دولت ملی ایران در آینده ی نزدیک است.

    با کشف و شناسایی و بازخوانی متن فرمان سنگی که از سلطانعلی با عبارت: حضرت هدایت سماء، ولایت آثار و کرامت پناه، سیدالسادات نام برده شده است، فرضیه ی گزاف مورخانی چون احمد کسروی و ولیدی توغان -که اعتقاد داشتند در منابع رسمی، شیوخ صفوی قبل از شاه اسماعیل از عنوان شیخ یا خواجه استفاده می‌کردند و هیچ عنوان افتخارآمیز دیگری که دلالت بر سیادت و نسبت علوی صفویان باشد وجود نداشتند- زیر سوال می رود.

    نکته قابل توجه در ارتباط با تاریخ فرمان سنگی انطباق تاریخ آن با یکی از نه نسخه موجود استنساخ شده صفوةالصفا است که اصل آن در کتابخانه ایاصوفیه ترکیه(استنساخ ۸۹۶ هجری) به شماره ۳۰۹۹، و میکروفیلم آن به شماره ۱۱۱۸ در کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، نگهداری می شود. این نسخه که در ۱۸ جمادی الاخر ۸۹۶ هجری، همزمان با حیات سلطانعلی پادشاه و قبل از تشکیل دولت صفوی مقارن با کتابت فرمان و کتیبه ی سنگی سیادت تحریر شده است.  

به هر حال چنین مدارک ارزشمند تاریخ تشیع که از فراز و نشیب تاریخ جان سالم به در برده است نیازمند حفاظت با بهترین شیوه های نگهداری و در مهم ترین و برجسته ترین موزه های کشور است.

 oldest-Stone-writing-proving-Safavid-Siadat-and-desendency-from-Prophey-Muhammad---Web-optimized
 روابط عمومی دبیرخانه دائمی آیین نکو داشت شیخ العارفین سید صفی الدین اردبیلی


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

حکایتی از ستارخان...افتخار آذربایجان

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:24 ب.ظ


مربوط به پروفایل

 

 

حکایتی از وی:

من هیچ گاه گریه نمیکردم، چون اگر اشک میریختم آذربایجان شکست میخورد و اگر آذربایجان زمین میخورد ایران نیز زمین میخورد.
اما من دوبار آن هم در یک روز گریه کردم:
حدود نه ماه بود تحت فشار بودیم، بدون لباس و بدون غذا. از قرارگاه بیرون آمدم و چشمم به یک زن و بچه ی در بغلش افتاد.
دیدم بچه از آغوش مادرش پایین آمد و چهار دست و پا به طرف بوته ی علفی رفت.
علف را از ریشه در آورد و شروع کرد به خوردن خاک ریشه ی علف.
با خودم گفتم الان مادر این بچه به من فحش خواهد داد و خواهد گفت که لعنت به ستارخان که مارا به این روز انداخته.
اما مادر بچه اش را بغل کرد و گفت:
اشکالی ندارد فرزندم، خاک میخوریم ولی خاک نمیدهیم.
و آنجا بود که اشکم سرازیر شد

 

مربوط به پروفایل

 

 

 

گاهی لازم است
بیخیال شویم
بیخیال گذشته
بیخیال آینده
بیخیال احساس
و بیخیال اگر ها و شاید ها
گاهی لازم است بگوییم: هرچه بادا باد

اما در این میان کسانی هستند یا بهتر بگم بودند که از همه چی راحت نگذشتن

ستارخان هایی که ماندند، مقاومت کردند و ماندگار شدند.

*روحش شاد و یادش گرامی*



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 07:24 ب.ظ

ماجرای شایعات درباره ماهی‌های خزر

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:22 ب.ظ

 بعد از گذشت شش ماه انتظار، فصل صید از دریا آغاز شده و چند روز دیگر صیادان به آب می‌زنند تا تورهایشان را روی امواج خزر بیندازند. از چند روز دیگر، کم‌کم ماهیان پرطرفدار و گرانقیمت دریا، جایگزین پرورشی‌های ارزان‌قیمت می‌شوند تا به گمان مردم، طبیعت بکر را مزمزه کنیم اما در این میان، شاید کمتر کسی بداند که دریای خزر، حالا تبدیل به کلکسیونی از سموم خارج از رده و منسوخ کشاورزی شده است.


حالا شیلات و صیادی هم در کنار بخش کشاورزی این منطقه با بحرانی تازه روبه‌روست که ناشی از سموم کشاورزی استفاده شده در زمین‌های این منطقه بوده است. محل کار صیادان شمال، یا همان خزر، حالا گردابی مخرب از عناصر شیمیایی خطرناک و سرطان‌زاست که روزبه‌روز به حجم آلودگی آن هم اضافه‌تر می‌شود.

دریاچه خزر یا همان کاسپین ایرانی، حجم قابل‌توجهی از ذخایر ارزشمند ماهیان خود را از دست داده و تبعات آلودگی آب خزر، گریبان ماهیانش را گرفته است؛ ماهیانی که بر اساس اطلاعات موجود با پساب‌های صنعتی، شهری و آب آلوده به سموم کشاورزی رودخانه‌های خزر رشد کرده‌اند و عنوان ماهیان مسموم به خود گرفته‌اند.

عمق این ماجرا را می‌توان از زبان محلی‌ها و خزرنشینان درک کرد که دیگر کمتر مشتری ماهی‌های دریا هستند. برای اثبات این هراس هم نگاهی به رکوردداری مبتلایان به سرطان در کشور گویاست که هراس خزرنشینان بیهوده و بی‌ربط هم نیست. اقتصاد صیادی این منطقه و سلامت مردم این پهنه وسیع آبی در خطر است و بعد از مرگ خاموش خاویار ایرانی (که روزی یکه‌تاز بازار بین‌المللی بود) حالا منابع مختلف از ریزش شدید جمعیت ماهیان ارزشمند این دریا و بیکاری صیادان و مشاغل دریایی خبر می‌دهند. این در شرایطی است که کارشناسان می‌گویند، دست‌های پنهانی در کار است تا مصرف سموم کشاورزی در ایران به کنترل جدی درنیاید و نجات خزر، اسیر مناقشه‌های متعدد میان نهادهای مختلف شود.

سرعت ریزش جمعیت ماهیان خزر؛ چرا؟

بنا بر اعلام سازمان شیلات ایران، در حال حاضر حدود ٩٠ درصد ذخایر ارزشمند ماهیان خاویاری خزر از بین رفته است. این موضوع که به صید بی‌رویه و آلودگی خزر نسبت داده شده است، مدتی قبل مسئولان را به چاره‌اندیشی واداشت. بر اساس برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته، تصمیم به تکثیر مصنوعی ماهیان خاویاری گرفته شد. در این پروسه، تخم ماهیان خاویاری و بچه‌ماهی‌ها در رودخانه‌های منتهی به خزر تکثیر می‌شد اما آلودگی شدید این رودخانه‌ها به پساب‌های سمی باعث شد پروژه تکثیر مصنوعی ماهیان خاویاری بازده چندانی نداشته باشد و بیشتر بچه‌ماهی‌ها با فاضلاب مسموم کشاورزی جاری در رودخانه‌ها کشته شوند.

غیر از این، منابع مختلف از ریزش شدید جمعیت سایر ماهی‌ها خبر دادند. محمدرضا فکوری، دبیر انجمن صنفی شرکت‌های صیادی گیلان از کاهش ٧٥ درصدی صید ماهی کیلکا در ١٣‌ سال گذشته به ایسنا خبر داده و سلمان تخم‌افشان، رئیس اتحادیه صیادان مازندران نیز از کاهش ٣٨‌ درصدی صید ماهی کفال، کاهش ١٦‌ درصدی صید ماهی سفید و ٧٣‌ درصدی کپور به همین منبع خبری گفت.

این مسئول اتحادیه صنفی همچنین از بیکاری و تعطیلی ٢٤ درصدی تعاونی‌های صیادی در این استان نیز خبر داده و اوضاع و درآمد صید را نامناسب توصیف کرده است. علاوه بر ماهی‌ها بسیاری از گونه‌های گیاهی و جانوری خزر بر اثر همین آلودگی از بین رفته است به‌طوری‌که جمعیت فک خزر به‌عنوان تنها پستاندار این دریا در معرض انقراض قرار گرفته است.

روایت کارشناسان از تراژدی مرگ ماهیان و سموم

اما این ماجرا مستندات دیگری هم دارد. اگر به حدود یک‌سال پیش برگردیم و از خزر یاد کنیم، صحنه تکان‌دهنده‌ای به خاطر می‌آید. تصاویر جان دادن انبوهی از ماهیان کفال در ساحل را رسانه‌های بسیاری مخابره کردند اما پیگیری‌اش نکردند.

مسئولان شیلات و سازمان دامپزشکی کشور که در ابتدا علت مرگ دسته‌جمعی ماهیان کفال را نامشخص می‌دانستند، چندی بعد زیر فشار رسانه‌ها اعلام کردند، موضوع تنها به یک بیماری ویروسی برمی‌گردد! حال آن‌که پژوهشگران و استادان علوم دریا این موضوع را رد کرده و آن را به آلودگی آب خزر به سموم کشاورزی نسبت دادند.

مجید محمدزاده، استاد دانشگاه گلستان، مرگ‌ومیر ماهیان کفال و کاهش قابل توجه ذخایر ماهیان خزر را به آلودگی شیمیایی دریای خزر نسبت داده و به شمال‌نیوز گفته بود: آب ٦٠ رودخانه آلوده به پساب‌های سمی کشاورزی به دریای خزر می‌ریزد و این موضوع نه‌تنها باعث مرگ‌ومیر ماهیان کفال که سایر گونه‌های ماهی نیز شده است.

این استاد دانشگاه همچنین گفته بود، گیلان و مازندران به‌عنوان قطب‌های کشاورزی ایران بالغ بر ٥/١‌ میلیون هکتار اراضی کشاورزی دارند و از ٣٥‌ هزار تن سم عرضه شده در کشور ٢٥‌ هزار تن در این دو استان استفاده می‌شود که پساب آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم وارد دریا می‌شود و خاک و آب را آلوده و درگیر کرده است. در همین خصوص، محمدرضا فاطمی، مدیر گروه دریا دانشگاه علوم و تحقیقات نیز با رد ویروسی بودن علت مرگ ماهیان کفال آن را به فاضلاب مسموم کشاورزی نسبت داده بود.

پساب ٧٠‌ درصد سموم کشاورزی در خزر

حسین حیدری، عضو هیأت علمی سازمان تحقیقات گیاه پزشکی ایران با تأیید مسمومیت ماهیان خزر از وضع بحرانی خزر و آبزیانش پرده‌برداری می‌کند و به «شهروند» می‌گوید: ٧٠‌ درصد سموم کشاورزی ایران در مازندران مصرف می‌شود و پساب سمی مزارع هم از طریق رودخانه‌های این منطقه به دریا ریخته می‌شود.

او ادامه داد: دریای خزر که درواقع دریاچه بسته است، به دیگر آب‌های آزاد دسترسی ندارد و این سموم و عناصر سرطان‌زا را در خود حفظ می‌کند؛ این سموم حتی با تبخیر آب دریا و ریزش‌های جوی از بین نمی‌رود و دوباره از طریق باران به دریا برمی‌گردد بنابراین با گذشت زمان و افزایش حجم آلودگی، خزر روز به روز سمی‌تر می‌شود و سموم موجود در دریا به بدن آبزیان ساکن خزر وارد شده و این سموم از طریق خوردن ماهی به بدن انسان منتقل می‌شود.

این پژوهشگر ایرانی همکار با سازمان جهانی خواروبار (فائو) با اشاره به پیشرفت آلودگی‌های دریای خزر ادامه می‌دهد: بسیاری از گونه‌های دریای خزر بر اثر همین آلودگی از بین رفته یا جمعیت آن به‌طور چشمگیری کاهش داشته است.

صدف‌های خزر چرا مردند؟

حیدری، به‌عنوان مثال از مرگ صدف‌ها یاد کرده و افزود: تا ٣٠‌ سال قبل حجم صدف‌های ٢ کفه‌ای دریای خزر به اندازه‌ای بود که سواحل شمال کشور را سفید می‌کرد اما در حال‌ حاضر به ندرت ردی از این صدف‌ها در سواحل خزر مشاهده می‌کنید.

وی ادامه داد: نمونه دیگر، مرگ دسته‌جمعی ماهی‌های رودخانه «دره زرجوب» گیلان است که بر اثر سموم صنعتی کارخانه‌ها اتفاق می‌افتد؛ این سموم از طریق آبزیان خوراکی به بدن انسان‌ها وارد می‌شود.

او همچنین به رشد سرطان در شمال ایران اشاره کرد و گفت: تقریبا یک خاندان و خانواده مازندرانی وجود ندارد که بیمار سرطانی نداشته باشد؛ بنا بر آمارهای رسمی، شمار مبتلایان به سرطان‌معده و دستگاه گوارش و انواع دیگری از سرطان در مازندران بیشتر از سایر نقاط کشور است که این موضوع خود موید آلودگی‌های سموم در این منطقه است.

پرداخت حق پایش دریا در کشورهای پیشرفته

بحرانی‌شدن آلودگی خزر بیشتر از ١٠‌ سال است که توسط سازمان ملل متحد هشدار داده شده و به تشکیل یک کنوانسیون بین‌المللی برای خزر نیز منجر شده است اما این کنوانسیون که به مرکزیت ایران شکل گرفته، تاکنون کار چندانی از پیش نبرده است. مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارشی که به تازگی منتشر کرده، وضع آلاینده‌های خزر را خارج از استانداردهای جهانی معرفی کرده است.

محمد پورکاظمی، رئیس مؤسسه تحقیقات شیلات ایران به «شهروند» می‌گوید: بحث ایجاد تصفیه‌خانه‌های فاضلاب در حواشی دریای خزر سال‌هاست مطرح شده اما تاکنون هیچ ارگانی زیر بار اجرای آن نرفته است. علاوه بر این در تمام کشورهای پیشرفته دنیا مرسوم است که کشور آلاینده دریاها مبلغی را مطابق ارزیابی کارشناسان به‌عنوان حق پایش دریا می‌پردازد تا دریا از وجود سموم و آلاینده‌ها پاکسازی شود اما درباره دریای خزر این اتفاق به تازگی با یک پروتکل از سوی کنوانسیون بین‌المللی خزر به کشورهای حاشیه دریا ابلاغ شده است که معلوم نیست تا چه حد جدی گرفته شود.

سازمان متولی سم؛ مسئول تأیید سلامت محصول!

فارغ از موضوع ایجاد تصفیه‌خانه حاشیه خزر که مدت‌هاست مورد اختلاف و پاس‌کاری بین نهادهای گوناگون است، کارشناسان از نبود استانداردهای غذا و محصولات کشاورزی سالم در ایران خبر می‌دهند و می‌گویند، منافع عده‌ای مانع از آن است که این استانداردها تعیین و اجرایی شود یا راهکارهای کاهش استفاده سم در مزارع جدی گرفته شود.

حسین حیدری، عضو هیأت علمی مؤسسه تحقیقات گیاه‌پزشکی ایران که خود از کارشناسان همکار فائو بوده است به «شهروند» می‌گوید: سازمان خواروبار و کشاورزی سازمان ملل یا فائو، چندی قبل با وزارت جهاد کشاورزی ایران الگویی تدوین کرد که براساس آن میزان مصرف سم در مزارع کشور ٥٠ تا ٨٠‌ درصد کاهش پیدا می‌کرد؛ این الگو که به IPM موسوم است، توانست مصرف سم در اراضی کشاورزی شهرستان دماوند را به میزان ٤‌ هزار کیلوگرم کاهش دهد اما این الگو نه به صورت سیاست و برنامه درآمد و نه سیستم نظارتی خاصی برای اجرای آن تعریف شد.

این کارشناس و استاد دانشگاه ادامه می‌دهد: چند‌ سال قبل نیز یک کد ١٦ رقمی برای محصول سالم در نظر گرفته شد اما جالب است که بدانید نه‌تنها هیچ معیار و میزانی برای تعیین سلامت این محصولات ارایه و شفاف‌سازی نشد که سازمان متولی توزیع سم کشاورزی مسئولیت تأیید سلامت محصولات کشاورزی را به عهده گرفت! آیا متولی توزیع سم باید خودش را تأیید کند؟

سموم بی‌نام و نشان قدیمی

پیروز یزدانی، کارشناس گیاه‌پزشکی هم در این خصوص می‌گوید: بیشتر از ٩٠‌ درصد سموم فرموله داخلی با استفاده از مواد اولیه بدون شناسنامه و از کمپانی‌های غیرمجاز خارجی تهیه می‌شود که غالب این فرمولاسیون مربوط به سموم از رده خارج، منسوخ و مسأله‌دار ‌بوده که بیشتر از چند دهه است در سایر کشورها ممنوع اعلام شده. این در شرایطی است که حجم انبوهی از سموم مورد استفاده در مزارع ما از راه قاچاق تأمین می‌شود و مشکل‌ساز است. با این حال منافع عموم مردم فدای تعداد محدودی شده است که در کار تولید و فروش سموم کشاورزی هستند.

به گفته عیسی کلانتری، دبیرکل خانه کشاورز نیز حجم قابل‌توجهی از سموم وارداتی کشور از چین می‌آید که این سموم تأثیرگذاری لازم بر آفات را ندارد و کشاورزان را ناچار به استفاده چندباره از آن می‌کند. این موضوع باعث افزایش در آلاینده‌ها می‌شود.
مطالب مرتبط
برچسب ها: حوادث ، ماهی ، دریای خزر ، سموم ، صراط




آلودگی آب شرب اقرار مخفی، انکار علنی!

نوشته شده توسط : قارانقوش
سه شنبه 18 آذر 1393-03:03 ب.ظ

رو شدن دوباره پرونده آلودگی آب شرب باعث نگرانی مردم شد. مسئولان دولتی این خبر را سوخته اعلام می کنند و مسئولان شهری مدعی هستند اسنادی در این باره دارند که حتما ارائه می‌کنند.
صراط: نیترات ماده‌ای است که آبهای زیرزمینی و سطحی را به طور گسترده‌ای آلوده می‌کند.
 
تجمع نیترات در محیط ممکن است ناشی از هرزآب‌‌های کشاورزی باشد که به علت مصرف بیش از حد کودهای نیترات دار است و آب را آلوده می‌کنند، یا از آلودگی‌های نقطه‌ای ناشی از فاضلاب‌های انسانی باشد به درستی دفع و فرآوری نشده است.
 
نیترات تهدیدی بالقوه برای سلامتی انسان، به خصوص برای نوزادان است زیرا باعث بیماری به نام "متهوگلوبینمی" یا "سندروم نوزاد کبود" می شود.
 
این عارضه به خصوص در نوزادانی رخ می دهد که از شیر خشک رقیق شده با آب با نیترات بالا تغذیه کرده اند. اما نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می‌کنند، حتی اگر مادر از آب با غلظت بالای نیترات نوشیده باشد، در معرض خطر متهموگلوبینمی نیستند.
 
بر اساس این گزارش، هنگامی نیترات با خوردن غذا و نوشیدن آب وارد بدن می‌شود، در روده به نیتریت بدل می‌شود، و بعد در خون با هموگلوبین (پروتئین ناقل اکسیژن در خون که رنگ سرخ خون ناشی از آن است) ترکیب و متهموگلوبین ایجاد می‌شود، و به این ترتیب توانایی انتقال اکسیژن خون کاهش می‌یابد.
 
چند سالی است که آلوده بودن آب تهران به نیترات مطرح می شود و هر بار عده ای از مسئولان این موضوع را تایید و عده‌ای انکار می‌کنند.
 
همچنین در سال  89 وزیر نیرو گزارشی از وضعیت آب تهران ارائه داد و مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت وقت هم اعلام کرد که میزان نیترات آب در برخی از نقاط تهران بالاتر از استاندارد است و زنان باردار و کودکان از آب معدنی استفاده کنند ولی چند روز بعد وی اعلام کرد آب تهران هیچ مشکلی ندارد و همه گروه ها می توانند از این اب استفاده کنند.
 
بر اساس این گزارش، بعد از سال ها دوباره رحمت الله حافظی عضو شورای شهر که خودش هم پزشک است به کرات اعلام کرد آب تهران آلوده است و اسنادی هم در این زمینه دارد که به برخی از مراجع ارائه کرده است.
 
رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر تهران با اشاره به اینکه آلودگی آب در 8 منطقه از تهران وجود دارد گفت: اسناد و گزارشات تهیه شده در این خصوص به یکی از سازمان‌های نظارتی ارسال شده است.  
 
وی ادامه داد: بنده به صورت حضوری با آقای هاشمی وزیر بهداشت در خصوص آلودگی آب صحبت کردم و قرار شد اسناد را حضورا تقدیم کنم.
 
رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران در پاسخ به این پرسش که آیا وزیر بهداشت آلودگی‌های مربوط به آب را پذیرفته است یا خیر گفت: این موضوع را از وزیر بپرسید ضمن اینکه وزیر بهداشت باید ایجاد آرامش کرده و به مردم اطمینان خاطر بدهد و در واقع اینگونه موارد را رصد کند.
 
وی تصریح کرد:‌ شورای شهر نیز به استناد مواد 100 و 103 قانون اساسی باید نظارت داشته باشد.
 
حافظی گفت: مسئولین اجرایی آب و فاضلاب مدعی هستند که بیش از 40 نقطه از تهران را رصد و نیترات آن پایش شده است. که امیدواریم این موضوع صحت داشته باشد.
 
بعد از اعلام نظر حافظی وزیر بهداشت خبر آلودگی آب را سوخته اعلام کرد و گفت که مشکلی وجود ندارد.
 
سیدحسن قاضی‌زاده هاشمی گفت: اما همانطور که قبلاً نیز گفته‌ام، آب تهران مشکلی ندارد.
 
وی تصریح کرد: اگر آقای حافظی در رابطه با موضوع آلودگی آب مطالبی را دارند، به جای اینکه در تریبون عمومی بگویند، بهتر است این موضوعات را با وزیر نیرو و به صورت حضوری ارائه کنند و مدارک لازم را به وی نشان بدهد.
 
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ادامه داد: من قبلاً نیز گفته‌ام که خبر آلودگی آب خبر سوخته‌ای است و عبارتی درست است و به گذشته مربوط می‌شود.
 
وی ادامه داد: قبل از نزولات آسمانی این مشکلات وجود داشت و خدا کمک کرد و آب سدها افزایش یافت که مشکلات نیز برطرف شد.
 
هاشمی ادامه داد: برخی از چاه‌ها اشکالاتی را داشت و آمارشان را به وزارت نیرو دادیم و این وزارتخانه نیز در این زمینه مسئول است، ضمن اینکه وزارت نیرو مجهز به آزمایشگاه‌های خوبی در این زمینه است که بیش از 750 آزمایشگاه در این زمینه دارد، ضمن اینکه افراد مجربی نیز در این زمینه فعالیت می‌کنند.
 
وی تأکید کرد: حوزه بهداشت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و همچنین وزارت نیرو دو تریبون اصلی هستند که در این خصوص می‌توانند اظهارنظر کنند و هیچ دلیلی ندارد اگر اشکالی وجود دارد از مردم مخفی شود چرا که دوره مسئولیت‌ها کوتاه است و ما بنا نداریم که دینمان را به دنیا بفروشیم.
 
بر اساس این گزارش، رودخانه کرج و مسیر زیبای آن یکی از 5 جاده زیبای دنیا است . رودخانه کرج از دامنه شمالی کوه آسرا (Asra) و جنوب گردنه عسلک و گردنه دیزین و کوه سرکچال و در 42 کیلومتری شمال شرقی کرج سرچشمه میگیرد و از به هم پیوستن رود خانه‌های ولایت رود و وارنگه رود و شهرستانک و مسیرک و آب مورود به سد امیر کبیر می‌ریزد.
 
رودخانه کرج در اکثر نقاط به‌علت شدت جریان آب و گذر از مناطق صخره‌ای و سنگلاخی دارای قدرت خودپالایی نسبی است. همین خصوصیت باعث شده با وجود بهره‌برداری بالا از آب رودخانه و قرار گیری در یکی از کانون‌های مهم آلودگی انسانی وتفرجگاهی کشور ،هنوزآلودگی آن به حد غیر قابل تحمل و یا به مرگ نزدیک نشده باشد ، اما واقعیت این است خطر آلودگی رودخانه با توجه به تامین آب شرب تهران بسیار جدی  است.
 
ورود فاضلاب به رودخانه، باعث کاهش اکسیژن محلول در آب و در نهایت منجر به تخریب زیستگاه آبزیان می‌شود. دریاچه سد کرج هم که یکی از مراکز طبیعی پرورش ماهیان قزل‌آلای خال قرمز و بومی کشور است از تاثیرات مخرب جدا نیست.
 
وجود صحبت‌هایی که اخیرا مبنی بر راه‌اندازی سامانه نیترات‌زدایی برای آب شرب تهران اعلام شد، رئیس کمیسیون سلامت شورای شهر عنوان کرده که مدارک آلودگی آب تهران که وی پیش از این مدعی شده بود، آماده شده است و حال معلوم نیست دولتی ها راست می گویند یا مسئولان شهر. به هر حال آب با سلامت مردم ارتباط مستقیم دارد و موضوع شوخی بردار نیست.
منبع: فارس
مطالب مرتبط
برچسب ها: آب ، الودگی ، وزیر ، نیترات


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

گپی با ترنسکشوال سینمای ایران

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:18 ب.ظ

 چهره‌اش برای خیلی‌ها آشناست؛ خیلی‌ها هنوز نقش‌آفرینی‌اش را در فیلم‌های «سربازهای جمعه»، «تیغ‌زن»، «تسویه حساب» و «استشهادی برای خدا» به خاطر دارند. خیلی‌ها هم او را با « آناهیتا» و «سرزمین کهن» به یاد می‌آورند. چهره ارسطو نقطه مشترک این فیلم‌ها و سریال‌هاست؛ چه در روزهایی که فرزانه بود و با هویتی زنانه نقش بازی می‌کرد و چه حالا که سامان است و در قالب یک مرد در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف بازی می‌کند.

ارسطو 2

او یکی از قدیمی‌ترین بازیگران حیطه بازیگری و یکی از مشهورترین ترنسکشوال‌های کشورمان است که بعد از ۴۲ سال تغییر جنسیت داده؛ خودش که می‌گوید: «نه چیزی برای پنهان کردن دارم و نه ترسی از حرف زدن درباره گذشته‌ام» شاهد این ادعا عکس‌های دوران فرزانگی‌اش است که در گوشه و کنار خانه‌اش دیده می‌شوند؛ عکس‌هایی که سامان آنها را دور نینداخته است.

بیشتر از ۴۰ سال از عمرتان را در یک قالب دیگر گذراندید، شما که می‌دانستید به این جنسیت تعلق ندارید چرا این‌قدر دیر اقدام کردید؟


جایگاهم را پیدا نکرده بودم. نمی‌دانستم کجا ایستاده‌ام. شک داشتم که تی‌اس هستم یا نه؟ می‌دانستم یک مشکل اساسی وجود دارد اما باید اطمینان پیدا می‌کردم. از عواقب تغییر جنسیت و تنهایی بعد از آن هم خیلی می‌ترسیدم؛ در اصل، مهم‌ترین مشکلم همین تنهایی بود. من عاشق معاشرت کردن با دیگران هستم و دوست دارم همیشه در خانه‌ام مهمان داشته باشم. می‌ترسیدم بعد از جراحی دیگر کسی من را نپذیرد.

ترس از تنها شدن باعث شد ۲۰ سال طول بکشد تا من تصمیم بگیرم جنسیتم را تغییر بدهم اما سال ۸۵ دیگر مطمئن شدم که می‌خواهم این کار را انجام بدهم و اقدام کردم. همان موقع خیلی‌ها گفتند باید بازیگری را ببوسی و کنار بگذاری‌؛ گفتند کار و زندگی‌ات رو جمع کن و برو خارج اما می‌بینید که هنوز هم اینجا هستم و به کارم ادامه می‌دهم.

در تئاتر و سینما جزو قدیمی‌ها به حساب می‌آیید، نقطه آغاز بازیگری‌تان کجا بود؟


از سال ۶۷ به شکل حرفه‌ای کارم را شروع کردم، آن روزها ساکن شاهرود بودم و همان‌جا هم کار می‌کردم. یک سال بعد گفتند خانم‌ها نمی‌توانند روی صحنه بیایند و کار کنند، ما هم برای اینکه بگوییم هنر زن و مرد ندارد، یک تئاتر به اسم «خرابه شام» کار کردیم و همه خانم‌ها با پوشیه روی صحنه رفتند.

همین جسارتی که ما بهخرج دادیم باعث شد سد روی صحنه نرفتن خانم‌ها شکسته شود و ما بتوانیم کارمان را ادامه دهیم. اواخر سال ۶۸ برای مدتی به تهران آمدم و بعد دوباره به شاهرود برگشتم اما از سال ۷۴ به بعد برای همیشه تهران را برای زندگی انتخاب کردم چون اینجا راحت‌تر می‌توانستم کار کنم.

 

ارسطو

اولین سریالی که خارج از قالب زنانه و در واقع با قالب اصلی‌تان بازی کردید، کدام سریال بود؟


سال ۸۷ در یکی از برنامه‌های ویژه عید نوروز به کارگردانی سعید آقاخانی نقش یک سمسار را بازی کردم. البته آن زمان درباره بازی در سریال کمال تبریزی هم صحبت‌هایی کرده بودم، اما اولین حضورم جلوی دوربین با همان نقش سمسار بود.

بعد برای صحبت با کمال تبریزی به پشت صحنه سریالش یعنی «سرزمین کهن» رفتم و با او به گفت‌وگو نشستم. اضطراب زیادی داشتم، مدام منتظر بودم ایشان یک دنیا سوال درباره کاری که انجام داده‌ام بپرسند، اما آقای تبریزی طوری رفتار کرد که انگار نه انگار اتفاقی افتاده، خیلی راحت فقط درباره بازی در فیلمشان با هم حرف زدیم.

مسعود کیمیایی هم همین‌طور بود. من سال‌هاست ایشان را می‌شناسم؛ ایشان یکی از افرادی بود که از قبل می‌دانست قرار است تغییر جنسیت بدهم و چه مشکلی دارم. یکی از خوشبختی‌های من حضور این آدم‌ها بود که کنارم بودند و توانستم روی کمک و اطمینان قلبی‌ای که به من می‌دادند حساب کنم و برای تغییر جنسیت اقدام کنم.

ارتباطاتی که قبل از تغییر جنسیت داشتید بعد از آن هم ادامه پیدا کرد یا تغییر کردند؟


بیشتر رابطه‌هایم را بعد از جراحی هم حفظ کردم اما چند تا دوست خوب داشتم که متاسفانه آنها را دست دادم و الان فقط گاهی تلفنی با آنها در ارتباط هستم.

با چه چیزی مشکل داشتند؟ اینکه راه اصلی زندگی‌تان را انتخاب کردید و تغییر جنسیت داده بودید یا مشکل، چیز دیگری بود؟
نپذیرفتند، اصلاً موقعیتی را که داشتم نپذیرفتند. می‌گفتند این فکری که درمورد خودت می‌کنی با چند جلسه روان‌کاوی حل می‌شود و خیلی جدی نیست. می‌گفتند تو بی‌دلیل یک مشکل کم‌اهمیت را بزرگ کرده‌ای. این گروه رابطه‌شان را کاملاً با من قطع کردند و همین موضوع خیلی اذیتم کرد.

حتی در یک دوره، افسردگی گرفتم اما چون اعتقاد داشتم زمان، مشکلات را حل می‌کند، همه چیز را به گذشت زمان سپردم و در حال حاضر بیشتر آنهایی که دیدشان نسبت به این کارم منفی بود من را پذیرفته‌اند. حالا خیلی‌ها فهمیده‌اند که ما باید آدم‌ها را به خاطر چیزی که هستند دوست داشته باشیم، نه چیزی که دوست داریم باشند.

همکارانتان چطور؟ آنها با سامان ارسطو مشکلی ندارند؟
حالا دیگر همه سامان را بیشتر از فرزانه می‌شناسند و می‌پذیرند و این همان اتفاقی است که باید بیفتد. قبل از جراحی مدام باید دلیل رفتارهایم را به دیگران توضیح می‌دادم و می‌گفتم این زنی که شما می‌بینید واقعیت دنیای من نیست؛ من فقط جسم زنانه دارم. همین باعث می‌شد آنها را آزار بدهم و روزهای پرتنشی را بگذرانم و حتی یک زن قلدرمآب به نظر برسم‌. اما حالا دیگر نیازی نیست بخواهم چیزی را ثابت کنم برای همین خیلی آرام‌تر از قبل هستم. آن وقت‌ها توی چشم‌هایم فقط و فقط ترس و افسردگی بود. انگار مدام درحال پنهان کردن خودم بودم.

با کدام یک از دوستان بازیگرتان رابطه بهتری داشتید؟
مائده طهماسبی و همسرشان فرهاد آئیش، مستانه مهاجر، مهتاب کرامتی، مسعود کیمیایی، رابعه اسکویی، مجید جعفری و خیلی‌های دیگر. دوستان هنرمندم راحت پذیرفتند.

عزت‌الله انتظامی، محمدعلی کشاورز و خیلی از کسانی که سن‌وسال بیشتری از آنها گذشته و فکر می‌کردم این اتفاق را خیلی راحت نپذیرند اما باز هم به من خیلی کمک کردند و شرایطم را همانطور که بود پذیرفتند.

رابطه‌تان با خانواده‌تان چطور است؟
راستش الان خیلی بهتر از قبل شده؛ فقط بعضی وقت‌ها نمی‌دانم از روی قصد و غرض است یا ناخودآگاه، آنها من را به اسم قبلی‌ام صدا می‌زنند و این کمی آزاردهنده است.

 

 

در این مدت هیچ‌وقت این رابطه قطع نشد؟


نه خوشبختانه؛ البته فاصله سنی من و خواهرهایم کمی زیاد است. مثلاً بزرگ‌ترینشان ۵۸ ساله است؛ بالطبع کنارآمدن با شرایطی که من داشتم برایشان کار راحتی نبود با این حال هیچ‌وقت رابطه‌مان را با هم قطع نکردیم. شاید این رابطه مدتی کم‌رنگ شد اما من هیچ‌وقت نخواستم خودم را پنهان کنم چون اعتقاد داشتم کار درستی انجام داده‌ام و همین باعث می شد میلی به پنهان کردن خودم نداشته باشم.

با بچه‌ها چطور؟ بچه‌های اقوام و آشنایان؟


خیلی خوب است، چون یک کودک درون دارم که اسمش سیناست؛ سینا سال‌هاست که همراه من است. نه بزرگ می‌شود و نه دست از شیطنت برمی‌دارد؛ من ۵۰ تا خواهرزاده دارم که عاشقم هستند، من هم عاشق آنها هستم.

هزینه جراحی‌ها زیاد بود؟ برای تهیه‌اش مشکل نداشتید؟


دو تا جراحی اولم نزدیک به ۹ میلیون تومان هزینه داشت که با کمک مهتاب کرامتی و پادرمیانی‌هایش به ۴۰۰ هزار تومان رسید و این واقعاً کمک بزرگی بود که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. جراحی دوم که مهم‌ترین و اصلی‌ترین جراحی بود پول زیادی می‌خواست؛ چیزی حدود ۲۰ میلیون تومان که با کمک ۳۰ نفر از همکارانم این مبلغ تهیه شد و بالاخره خرداد‌ماه سال گذشته آخرین عمل تغییر جنسیت را انجام دادم. اگر کمک آنها نبود با مشکل روبه‌رو می‌شدم.

بهزیستی هم کمک کرد؟


متاسفانه آسیب‌دیدگان خیلی از آسیب‌های اجتماعی زیر‌ نظر بهزیستی هستند اما من و امثال من زیر‌شاخه‌ای از وزارت بهداشت هستیم و فقط می‌توانیم با بهزیستی در تعامل باشیم. هزینه‌ای که دولت برای کمک به جراحی ما در نظر گرفته ۱۰ میلیون تومان است اما در عمل بهزیستی در مرحله اول ۴ میلیون می‌دهد و در قسط بعدی یک میلیون تومان البته ممکن است این مبلغ قسط‌ها به صورت دیگری هم باشد، مثلاً اول ۳ میلیون بعد ۲ میلیون. حالا بماند که چقدر برای همین پول باید برو بیا داشته باشیم و از این اتاق به آن اتاق برویم و از هر جایی نامه بگیریم و تمام اینها ما راخسته‌تر می‌کند.

مشکلات دیگری هم داشتید؟


خیلی زیاد؛ مثلا بهزیستی برای ما پزشک تعیین می‌کند. آنها خودشان راضی نمی‌شوند که گربه‌شان را زیر تیغ جراحی بیندازند که شناختی از او ندارند اما بچه‌های ما با همه مشکلات روحی، روانی و خانوادگی‌ای که دارند و بحرانی که قرار است پشت سر بگذارند باید زیر نظر پزشکی که به آنها معرفی می‌شود، عمل کنند. ما نه کلینیک مخصوص داریم، نه پزشک، نه مشاور و نه حتی انجمنی که بتوانیم با آن در ارتباط باشیم. جمعیت ۴ هزار نفری تی‌اس ما درواقع انگار وجود ندارند.

بعد از جراحی چطور؟ مشکلات باز هم ادامه دارد؟


همه فکر می‌کنند فقط دیوانه‌ها باید بروند روان‌پزشک اما بچه‌های ما بعد از جراحی قطعاً باید تحت نظر باشند اما این امکان برای خیلی‌ها فراهم نیست. ببینید، ما فکر می‌کنیم اگر عمل جراحی تغییر جنسیت را انجام بدهیم دنیا برایمان بهشت می‌شود اما خبری از این جور چیزها نیست. وقتی در جمع بچه‌ها بودم و می‌گفتم باور کنید بعد از عمل هم زندگی همین است باورشان نمی‌شد. زندگی همین است اما بعضی‌ها که به خودشناسی نرسیده‌اند،کارهای عجیبی می‌کنند، زن‌ها زیادی زنانه رفتار می‌کنند و مردها غیرت‌های کاذب و افراطی از خودشان نشان می‌دهند.

گذشته را فراموش کرده‌اید؟
نه، نباید فراموش کنم، فقط دیگر کاری با آن ندارم. نمی‌دانم چرا بعضی‌ها عکس‌های آن روزهایشان را می‌سوزانند و همه خاطراتشان را کتمان می‌کنند. من معتقدم که جسمم تغییر کرده و با روحم همسو شده است. پس چرا باید عکس‌هایم را پاره کنم؟ باور کنید الان دیگر حتی به دیروز هم فکر نمی‌کنم چه برسد به گذشته.

چطور از فرزانه به سامان رسیدید؟
وقتی تغییر جنسیت دادم، با همسرم اسم‌هایی مثل فرزین، بردیا و سامان را انتخاب کردیم، هرکدام را چند روز صدا زدیم؛ سامان بیشتر از همه اینها به من می‌آمد و دوستش داشتم.

ازدواج‌تان به کجا رسید؟
سال ۸۷ با همسرم نامزد کردیم، ۹ تیر ۸۸ تاریخ عقدمان بود و اردیبهشت ۹۰ از هم جدا شدیم. قسمت این بود که اینطوری زندگی کنم.

ارسطو تمام مدت مصاحبه به همسرش هدی فکر می‌کرد و دلش می‌خواست آنجا بود.

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 07:19 ب.ظ

مقله پهنه بندی زمین لغزش در رودخانه آبخیز خطبه سرا 2

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:16 ب.ظ


Faults, tectonic movements have an intensifying and accelerating role in landslides phenomenon. As the direction of potential faults is on instable points and as the formation of abruption in areas and creation of breakings in layers and break down of stone masses are generally created in the direction of faults, so, the penetration of water into the land causes to decrease the shear strength of the earth (Yaghoubi, : ). Earthquake is stronger near the faults and the impact of faults causes the smashing of rocks which leads to the rock landslides in the steep areas.
Greater penetration of water into the crushed zones that increases the groundwater level and water pressure. (Haeri, : )
In the study area, according to the fault of the basin and their scattering based on the table ( ), it is observed that hectares of the area which is equivalent to of the total area is located at a distance of meters from the fault.
. Land use (vegetation)
Land use is one of the major index in the study of the stability of areas and hazardus domains in these areas and influences the surface characteristics of the land, which cause changing its behavior against geological processes in the area including weathering and erosion. In some cases, unwittingly land use change causes vulnerability of the environment against various types of landslides. The type and severity of vulnerabilities are directly related with changes. (Ahmadi, ).
The effects of vegetation on slope stability depends on local conditions of soil depth, slope, type of vegetation, rocks and weather conditions. Vegetation is sometimes the reason for stability and sometimes instability. The roots of plants, through absorbing water of underground water, helps to dry the slope and increase the stability, and in some
conditions, though penetrating water to the under-layers of soil, causes soil moisture and flood in area soil which leads to the soil mass movement on the slopes.
In the study area, forest land, in addition to having a large area of approximately hectares ( ), it has the greatest extent of landslides in this area of about hectares ( ). Other areas do not have considerable slide. Table ( ).
. Distance from the road
Road construction in mountainous areas usually follow geomorphologic and topographical conditions. The most appropriate anticipated routes for road construction in these areas are more in bottom line and along rivers. At distances along these paths, to construct roads, and to make the distance shorter and wider, they are constructed in the mountains; the prevention factor is removed from the foothill and the equilibrium configuration of the tension reach to each other in the slope of the roads and cause different kinds of slope motion such as landslides, falling rocks, tumbling rock slide. In the area of study, and according to Table ( ), the maximum area of slide is approximately hectares ( ) - meters away from the road. Slip rate is inversely related to the road, in a way that as the distance from the road increases, the slip rate decreases, and finally resches to zero in the distance over meters away from the road.
. Distance from stream
According to Table ( ), it is indicated that the area of hectares of the watershed which is equivalent to of the total area, is located at a distance of - meters of the stream; and the extend of slide in this area is times which is equivalent to percent of the total landslide occurred in the area hectares. A distance of meters and above, the total area of slide is minimal, hectares, equal to of the landslides occurred in the watershed.
AcrePercentAcrePercentMarine deposits41.450.460.000.000.000lowAndesitic lavas2112.7823.230.803.130.160lowFoothills and alluvial depositsVolcanic rocks 2913.3932.037.2328.261.412highSand-lime stone 3760.1941.3417.5568.613.432highSum9095.2310025.58100Average5.12slopelevelsAcrePercentAcrePercent0-243.500.480.020.080.010low2-5149.591.640.220.860.070low5-8171.871.890.311.210.100low8-12286.423.150.431.680.130low12-20729.608.021.566.100.490low20-301176.9812.943.3012.901.031moderate30-604362.3647.969.7538.103.052high<602174.9223.9110.0039.083.132highSum9095.2410025.59100average1136.913.20ion ofSlopeAcrePercentAcrePercentN1458.1216.030.451.760.140lowNE1591.3617.501.164.520.360lowE1573.6717.300.692.690.220lowSE1448.0915.923.6614.301.141moderateS1365.5915.0112.4248.543.882highSW681.627.495.8622.901.832highW417.054.591.295.040.400lowNW559.736.150.060.250.020lowSum9095.2310025.59100Average1136.903.20267.422.940.000.00Table 2: Mass movements size in Lithology and weight measurement of surface LithologySize of levelssize of slide in levelsInstabilityweightLNRFlow0.000Table4: Mass movements size in slope direction levels and weight measurement of surfaceSize of levelSize of slide in levels LNRFweightInstabilityTable 3: Mass movements size based on slope and weight measurement of surface Size of levelSize of slide in levelsLNRFweightInstability
levels ofrainfallAcrePercentAcrePercent900-105062.340.6854130.000.000.000low800-9001836.4720.191554.5617.800.891moderate700-8002950.7932.443233.7514.700.731moderate600-7003137.9434.500916.4764.403.222high500-6001107.712.17890.803.100.160lowSum9095.2410025.59100Average1819.055.12Distance from faultAcrePercentAcrePercent0-13002614.4928.74576.4525.212.522high1300-26002100.7123.096811.867.270.731moderate2600-3900940.6610.342336.1323.952.392high3900-5200626.866.89217710.3540.454.042high5200-6500702.187.7203020.000.000.000low6500-7800637.487.0089410.000.000.000low7800-9100540.365.941130.000.000.000low9100-10400476.515.2391140.000.000.000low10400-11700287.013.1556070.803.130.310low11700-13452168.971.8577850.000.000.000lowSum9095.2399.9998925.59100.00average2.56Table 6: Mass movements size based on distanceSize of levelsize of slide in levelsLNRFweightInstability from fault and weight measurement of surface Table 5: Mass movements size in rainfall levels Size of levelssize of slides in levelLNRFweightInstability and weight measurement of surface
land
use acre percent area percent
forest 8272.70 90.96 24.49 95.74 3.83 2 high
farm 422.27 4.64 0.55 2.15 0.09 0 low
farming 387.06 4.26 0.54 2.11 0.08 0 low
residential 13.20 0.15 0.00 0.00 0.00 0 low
Sum 9095.23 100 25.58 100 4.00
Average 6.40
levels distance
from road Acre percent acre percent
0-400 4775.20 52.50 24.79 96.87 5.81 2 high
400-800 2510.21 27.60 0.00 0.00 0.00 0 low
800-1200 1148.84 12.63 0.80 3.13 0.19 0 low
1200-1600 431.98 4.75 0.00 0.00 0.00 0 low
1600-2000 167 1.8361 0.00 0.00 0.00 0 low
1600-2000 62 0.6817 0.00 0.00 0.00 0 low
Sum 9095.23 100 25.59 100
Average 4.27
stream and weight measurement of surface
distance from
stream acre percent area percent
0-250 6444.92 70.86 25.48 99.61 3.98 2 high
250-500 1930.31 21.22 0.10 0.39 0.02 0 low
500-800 577.00 6.34 0.00 0.00 0.00 0 low
800-1300 143.00 1.57 0.00 0.00 0.00 0 low
Sum 9095.23 100 25.58 100
Average 6.40
Table 8: Mass movements size based on distance
from road and weight measurement of surface
size of levels size of slides in levels
LNRF weight instability
Table 7: Mass movements size based on land use
size of level size of slide in levels
LNRF weight instability
and weight measurement of surface
Table 9: Mass movements size based on distance from
size of levels size of slide in levels
LNRF weight Instability
By combining layers and the total weight maps, zoning maps have been provided in four
levels of low instability, too low, moderate, and high. Table ( ) shows that percent of
the total area of study has a high instability, % average instability, low instability,
and too low instability. Effective factors that create instability in the watershed of
Khotbehsara are high steep and susceptible stones to erosion, vegetation, and high
humidity. Figure ( ),Figure( )
Instability level
very low
low
moderate
high
Sum
3579.78 39
9095.22 100
1455.66 16
3958.88 44
Table 10 - Percentage and area zoning landslide using LNRF method
size of levels level percentage
100.90 1
Figure ( ): land using map based on the stability of domain movement in the watershed on
Knotbehsara in Talesh
Figure ( ): map of the distributuion of the slide of the area
The results of the research
The most amount of landslides relate to steep - percent with an area of acres equal to % of slides. The result is that steep has a significant relationship with the slide. This means that the as the steep rate increases, the slide increases too. The material of rock plays an important role in the occurance of the slide in the area. The most active slides occur on the formation of gray sandy limestone structures, and the extension of the landslide is approximately . acres, equal to . percent of the total slides. In vegetation section, the most amount of slides is about hectares, equivalent to % of the total landslides occurred in the area, happened in area of forest land use. The highest percentage of landslides in forest area is, on the one hand, from the vast extension of these forest land use of about hectares, equivalent to of the total area, as well as the organization of the section on the formation of gray sandy lime. This result was achieved through fault compliance with landslide distribution maps in which, approximately hectares, equivalent to of the total sliding, occurred in a distance of meters away from the fault. This indicates that there is a direct correlation between the two phenomena.
The amount of slide at the foots of South direction is about and southwest . As a result, south and southwest slopes have more potential and are more prone to landslides. In the area, through the removal of support on the slope, the areas are sensitive to the movements of a domain and, if favorable geological conditions are present,
landslides will be inevitable. of the total landslide occurred at distances up to meters from the road, which the highest percentage of slides is considered in the distance from the road. It indicates that this subject, if the conditions are provided, the landslide on a roadside is more potential and sensitive.
On the sention of stream, it was clear that approximately hectares ( ) of the landslides, occurred in the basin, were in distances up to meters from waterways. The climate, on the basis of the methods of Domarten and Ambrgeh, is very humid and the annual rainfall of milimeters differently affects the morphogenge of the area and are the main causes of mass movements. Most levels of rainfall are - milimeters and the amount of slide is hectares ( %), and the area is very unstable in this level.
Resources
. Ahmadi, H., , Applied Geomorphology (water erosion), Volume I, Published by Tehran University.
. Brabb, E., Pampegan, E.H., Bonilla, M.G. ( ) Landslide susceptibility in Sanmateo County, California: U.S Geological Survey Miscellaneous field studies map Mf- .
. Gupta, R. P., and Joshi, B. C. ( ) Landslide Hazard Zoning using the GIS Aproach A – Case study from the Ramanga Catchment Himalays. Engineering Geology, , - .
. Haeri, Seyyed Mohsen, and Amir Hossein Samii, , "A new approach to zoning of steep areas against landslide hazard based on the reviews of Mazandaran province zoning," Journal of Earth Sciences, Year VI, No.
. Khullar, V. K, Sharam, R.P.Paramanik, K. ( ) A GIS approach in the landslide zone of lawngthlia in southern mizoran. Landslide: proceeding of the th international symposium on landslides, Vol. - .
. Mohammad Khan, Shirin, , Providing models for landslide hazard zoning (case study: Taleghan watershed), MA Thesis, Tehran University.
. Rajai, Abdul Hamid, , The application of geomorphology in land use planning and environmental management, SAMT publication.
. Shadfar, S. ; Yamani, M., Namaki, M., , "Landslide hazard zoning using information value, surface density, and LNRF models in Chakroud watershed".
. Shariat Jafari, M., , "Landslide: basis and principles of natural slope stability", Sazeh publication.
. Yaghoubi, Mashimani, H., , "Investigation of mass movements with emphasis on climate in Roudbar", MA Thesis, Graduate School, Islamic Azad University of Rasht.
. Yelcin, A., ( ) “GIS Vased Landslide Susceptibility Maping Using Analytical Hierarchy Process and Vivariate Statistics in Ardesen (Turkey), Comparisons of Result and Confirmation” Catena, : ( ), - .


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 07:17 ب.ظ

,,مقله پهنه بندی زمین لغزش در رودخانه آبخیز خطبه سرا 1

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:15 ب.ظ

Landslide Zoning using LNRF and GIS Methods in the Watershed of Khotbehsara River in Talesh
Taher Sajjadi
Hossein Asghari, PhD2
Abstract
One of the natural hazards which causes a lot of finincial and living damages on the lives of people is the phenomenon of mass movements; the potential factors causing the instability of domains such as rainfall, slope, lithology, and land use are the factors causing huge damages to natural and residential areas, including fast soil waste, destruction of farm and residential lands, forests and roads, etc. Khotbehsara watershed in Talesh is located in the east part of Talesh mountain. Due to erosion rule systems and climate and geology, the movements of domains in this area is not far from expectations; so, in this study, first, the eight factors of slope, the direction of slope, geology, vegetation, rainfall, distance from roads, distance from faults, and distance from stream, as factors in landslides in the region, were detected; after preparing the layers in GIS, landslide inventory map of the study area using aerial photo interpretation and field studies were provided. Then, to analyze data, the proposed method of Landslid Nominal Risk Factor (LNRF) was used as a quantitative and statistical model. In conclusion, combining the layers and the total weight maps, zoning maps were provided in four levels of instability including low, too low, moderate, high. The results showed that percent of the whole study area have high instability, , average instability, low instability, and too low instability. Factors that could cause instability in the watershed of Khotbehsara are high steep and rocks susceptible to erosion, vegetation, and high humidity.
Keywords: Mass Movement, Landslides, Khotbehsara, LNRF, Zoning, Landslide Hazard, GIS
Introduction
By having mountainous physiographic, tectonic and seismic activity, and various geological conditions, and climate, Iran has especial natural conditions for a large range of mass movements. This phenomenon causes a lot of financial and living damages on the lives of people in most regions of the country every year which damages the natural and residential resources such as fast soil waste, destruction of farm land and residential areas, forests, roads, etc.
Geomorphologically, mountains have strong morphodinamic force. (Rajaee, )
1 MA student of Geomorphology in environmental planning, Department of Geography - Islamic Azad University, Astara Branch , astara Iran, email: taher.sajjadi. @gmail.com
2 Corresponding Author of Islamic Azad university, Astara Branch , astara Iran , email: h.asghari@gmail.com
The study area is located in the East part of Talesh Mountains and, in terms of natural factors such as climate, topography, lithology, and morphogenic systems of the region, has relatively high potential regarding mass movements. Hence, paying attention to this phenomenon, identifying, predicting, and controlling it, as a kind of environmental hazards in the sustainable management of sediment, seems imperative. Countries such as the former Czechoslovakia and Italy are among the first countries which are extensively studying in this field and are pioneers in this phenomenon; the valuable actions of researchers in Czechoslovakia in recording information on landslides in has been a model for other countries (Shariat Jafari, ). Studying in the domain of landslides is a recent study, and before , in Roudbar’s earthquake and numerous landslides in this area, the extensive research in this area was felt (Ya’ghoubi, ). Gupta and Joshi ( ) conducted a study using LNRF model in Ramganga watershed in Himalayas to perform Landslide hazard zoning. Brabb et al ( ), at first job on slope stability analysis in Sanmateo County in California, used landslide distribution map for the value of factors such as the slope and geology, and did zoning qualitatively. Kkullar and colleagues, in , using GIS and integrating gradient and rate of landslide, provided landslide hazard zoning of Mizoran in the North of India and expressed that maps correspond with existing landslides. Shadfer et al. ( ), to investigate the landslide event of Chalkroud watershed in Mazandaran province, used density models, informative value, and LNRF as a conceptual tool and influencing variables in landslide. Mohammad Khan, in , did a study to show the influencing factors in landslides and hazard zoning in the Taleghan watershed and indicated that lithology was more effective in landslide.
Sarvar and colleagues ( ), in Nir region to Sarab in Ardebil, to determine the factors influencing the mass movements of LNRF modeling selected factors such as: lithology, distance to fault, slope, elevation and precipitation levels as the most effective natural factors and provided zoning map of the region using layered data with GIS software and data analysis using LNRF modeling. Yelcin provided landslide susceptibility maps for Ardesin area in Turkey based on GIS and using hierarchical and two univariate statistics methods, and concluded that the standard of lithology, weathering, land use, and slope are the most important factors in the occurrence of landslides in the area.
The Area of the Research
Khotbehsara River watershed in Talesh, to east-west direction in the west of Guilan province, is located between Astara and Talesh in the East Mountains of Talesh. The geographical area is hectares and the longitude is between ( ˚ ́ ˝) to ( ˚ ́ ˝) east and the latitude ( ˚ ́ ˝) to ( ˚ ́ ˝) north. figure ( ).
The topography of the basin is located in the mountainous plains. It has luxuriant vegetation and waterways like tree, and has a main stream with a length of meters and a total drainage area of meters. Minimum height is meters, with a maximum height of meters.
Based on the category of Ambrgeh and Domarten, it has very humid climates, and the greatest amount of rainfall is in spring which is mm, mm per year, and the maximum amount of moisture is percent in November; the average total annual frost is days.
Figur( ):Position of the area
Materials and Methods
To perform the study, the following procedures have been done.
- A field visit in order to preliminary identify the area, determine the exact boundaries, digitize the topographic maps, providing information about lithology and distance from the fault using geological maps and aerial photographs.
- Classification of different layers and providing maps of landslide distribution using photo interpretation and application of Gps to recognize points and enter them into the Excel software and providing poligony maps of landslide to complete landslide maps.
- Determining the extent and jurking percentage in different levels and weighting different levels of effective factors in landslide based on LNRF model parameters .
- Effective maps combined with map of the distribution of mass movements and, using the LNRF model, the weight of per unit was calculated and weight maps were prepared for each of these factors.
- In order to analyze the data using the model and equation ( ), the line happening of
landslides in the area was specified.
Equation ( )
B
A
LNRF 
A= Area surface of mass movements occurred per unit
B=The average of mass movements occurred in total units
Using the landslide occurred in any of the homogenious units in terms of the values of the
effecitive factors in landslides and its division on the average level of landslide occurance
in total units, an attempt was done to provide an index of the risk amount of landslide
occurrence. In equation ( ), the weight of each homogeneous unit was calculated and the
weighted map of each of factors was prepared and weighted in three categories (Low =
zero, moderate= , and high= ) (Table ).
Max Min
low 0 0.67 0 1
moderate 1 1.33 0.67 2
high 2 1.33< 1.33 3
Row
Table 1: Determining weighted values based on the size of
LNRF<0.67
0.67<LNRF<1.33
1.33<LNRF
LNRF coefficient
Instability weight Area of Changes LNRF
mass movements in the LNRF method
Studying the factors affecting in landslide
In this study, eight factors of lithology, slope, direction of slope, rainfall, distance from
fault, land use (vegetation), distance from roads, distance from stream were investigated as
factors contributing to landslides.
. Lithology
Lithology is considered one of the main controlling factors of the mass
movements. Recognizing lithological characteristics of the study area, in line with the
purposes of geomorphology is important because the structure of lithology is one of the
components of geomorphology. The mineralogical composition is involved in the
building and how the rocks are set in the process of degradation and erosion. In the study
area, the most landslides occurred in the gray sandy limestone rocks. These rocks spread in
an area of hectares that has of the total allocated area of the
watershed. The extension of the landslide equals hectares ( ). Volcanic rocks
compose percent of the total area of the landslide; regarding the occurance of
landslide, it is located in the second row, and the extension of slides in these formations are
( ). Table ( ).
. Slope
Slope is one of the major causes of the disruption of ranges; an increase in the steep disrupts the balance of formation components of the slopes and increases the amplitude of the tension, thus enhances the occurrence of mass movement (Haeri, ). Steep and the morphology of slopes have huge impact on the occurrence of mass movements range. The movements of slopes occur when the step of slope is greater than the angle of the repose of the domain. In the area of study, the slopes of the levels of - % account for the the most total area of the slope, and the maximum amount of slide ( ) occur in this level; it is seen that there is a linear relationship between the slope and the slide. As the slope increases, the landslide increases too. (Table ).
. The direction of slope
Geographic directions have different function in the occurance of these motions; in table ( ), the four main directions of North, South, West, and East, and four subsidiary directions of North West, North East, South West, and South East have been prepared by GIS software from DEM map. Reviewing Table ( ) of the slope, it can be seen that the most amount landslides in lands with a slope toward south and aouth west are and , respectively, of the whole landslides occurred in this area. Table .
. Rainfall
Rainfall is an important factor in mass movements in the basin. Rainfall intensity and duration has an important role in the occurrence of mass movements. The most number of slope abandonment occurs after the of heavy rainfall or snowmelt in the spring and due to the penetration of water in the gaps. Rainfall intensity factor in the instability of the slopes depends on the weather conditions, local topography, geological structure of slopes, permeability and other properties of rock and soil mass.
Reviewing Tables ( ), it is observed that acres of the study area which is of the total area is in the rainfall level of - milimeters which, in this domain, the most slide equals hectares, which is equivalent to of the total area.
. Distance from fault


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 18 آذر 1393 07:16 ب.ظ

انا یوردم خطبه سرا ­ تاریخ بوئی اوجا یاشا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
دوشنبه 17 آذر 1393-10:11 ق.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 16 آذر 1393-04:49 ب.ظ


                                               


                                                    باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif

­

.jpg

انا یوردم خطبه سرا

­

تاریخ بوئی اوجا یاشا

­

اوزون قوجا باشون اوجا

­

ادون اوجا سسون اوجا

­

علم و هنر اوجاقیسان

­

ایگید لرون ماواسیسان

­

گوزلرون گوزلیسن

­

جنت لرون جنتیسن

­

برزوكیمین دایاق وارون

­

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

­

داغ دیوینن كالویجك

­

جنتلی بیر مكان وارون

­

باشون اوسته باغرو كیمین

­

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

­

انایوردم خطبه سرا

­

تاریخ بوئی اوجایاشا

­

قارانقوش

­
   مادران فداکار گیلان
 

­


مادران فداکار گیلان

­                                             مادران فداکار گیلانمادران فداکار گیلان

­مادران فداکار گیلان
­

­


           

­

­










نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 17 آذر 1393 10:12 ق.ظ

مناطق دیدنی آستارا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
یکشنبه 16 آذر 1393-01:18 ب.ظ

پنجشنبه 11 اسفند 1390 :: نویسنده : میلاد عبدی

آسیو شوان (آسیاب آبی):

پس از کوته کومه و راه آبشار لاتون به بقایای این آسیاب در روستای کوچکی به همین نام برخورد می کنیم .       

 قسمت چرخ آن را سیل برده ولی سنگ های اتاق آن موجود می باشد.

,

 

,                                                      

آسیو شوان

 
,

,امامزاده ابراهیم وقاسم:

از فرزندان امام موسی کاظم بوده اند که در 3 کیلومتری آستارا - تالش واقع شده است .شبستان ، کاروان سرا ،بازار و ... از ویژگیهای خاص این امامزاده می باشد که از مجهزترین مراکز مذهبی گیلان به حساب می آید . هر ساله هزاران زائر برای زیارت و پرداخت نزورات به آنجا می روند. در سال 1386 ه.ش با همکاری سازمان اوقاف و کمکهای مردمی در حال بازسازی می باشد .

,

امامزاده ابراهیم وقاسم

, ,
, ,

,باغ ملی :

این باغ مصفا در دوره قاجاریه روبروی گمرک احداث گردید. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سالن آمفی تئاتر، وسایل بازی کودکان و سرویس بهداشتی از امکانات موجود در این باغ می باشد.اخیرا دارالقرآن و مرکز فروش کتاب کودکان در آن احداث می گردد.

, باغ ملی
, ,
, ,

,بقعه پیر قطب الدین :

بقعه پیر قطب الدین ، مرقد مطهر عارف وارسته و پرهیز گار است که متوفی به سال 972ه.ق می باشد و در 3 کیلومتری آستارا در روستای باغچه سرا می باشد . و به سال 1259 ه.ش با همیاری اهالی تجدید بنا گردیده و آجرهایش را از لنکران جمهوری آذربایجان آوردند .

,

بقعه پیر قطب الدین

, ,
, ,

,بقعه سید محمد دوست :

این آرامگاه و بقعه که اکنون زیارت اهل دل است در روستای چلوند واقع شده متعلق به اواخر قرن هشتم ه.ق می باشد. در جنگ جهانی اول یکبار توسط کشتی روسی مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفته و قسمتی از دیوارش مخروب گشته است.

,




بقعه ی شیخ تاج الدین محمود خیوی :

این بقعه متعلق به دوره ایلخانان در سال 732 ه.ق بین روستای عنبران و ویرمونی میان درختان کهن سال و تنومند شمشاد واقع شده است. دکتر ستوده در کتاب (از آستارا تا استر آباد) این بنا را جزء عجائب هفت گانه گیلان به حساب آورده و نوشته (این بنا واسطه العقد و نگین انگشتر بناهای تاریخی گیلان است)


بقعه ی شیخ تاج الدین محمود خیوی


بقعه ی شیخ تاج الدین محمود خیوی

بقعه ی شیخ تاج الدین محمود خیوی

بقعه ی شیخ تاج الدین محمود خیوی

, ,
, ,

دوستاق خانه (خانه دیو یا زندان):

از راه آق چای به گیلده و نرسیده به علی داشی بالای صخره، اتاقکی  بزرگ به همراه چند اتاق سر بسته سنگی موجود می باشد ،در گذشته به عنوان زندان استفاده می شده است و قدمت آن مشخص نشده است.

,

,
, ,
, ,

 ساحل صدف :

این مکان که در 7 کیلومتری ساحلآستارا به سمت تالش واقع شده ، اولین طرح سالم سازی در دریای خزر می باشد.امکانات بازی و تفریح کودکان،جدا بودن محل شنای برادران از خواهران، وجود مسافرخانه و اتاق های استراحت در شب، پلاژهای عرضه خدمات، اماکن نصب چادر، اکیپ امداد ، نجات غریق و ماهیگیری،مجاورت با جنگل و منطقه ی حفاظت شده ی لوندویل و از همه مهمتر وجود ماموران انتظامی ،محیطی امن و دلنشین برای گردشگران بوجود آورده است.

ساحل صدف

, ,
, ,
, ,

طرق مظفری :

در هشتمین سال سلطنت مظفرالدین شاه قاجار جاده ای شوسه از آستارا به اردبیل کشیده شد که به طرق مظفری معروف گشت . دیدنی ترین قسمت این جاده در بالای پل زیبای بهارستان است که از چندین پیچ تند و خطرناک تشکیل گردیده و آن زمان پاسگاهی را برای حفاظت از این مکان احداث می کنند . یک کیلومتر بالاتر از آنجا چشمه ای از دل کوه می جوشد که برای نوشیدن آب صف طولانی تشکیل می شود.

,
, ,
, ,
, ,

قلعه شیندان :

دژ و قلعه تاریخی در ارتفاع 1850 متر بر فراز کوه شیندان ، در جاده بزرگ آستارا به اردبیل ،منطقه حیران ، بالای روستای ونبین و آنسوی مرز واقع شده است .قدمت آن به قبل از اسلام می رسد ،به معنای محل نور که در آنجا اتشکدهای بوده است . از اتفاقات مهم این قلعه به قیام حمزه خان تالش (حاکم آستارا) در عهد شاه عباس صفوی می توان اشاره کرد که حاکم اردبیل مدت 9 ماه آنجا را به محاصره در آورده ودر نهایت حمزه خان با کشتی به شیروان متواری گشت.

 

, ,
, ,
, ,

قلعه ی تک آغاج :

بقایای این قلعه که در ارتفاعات عباس آباد قرار گرفته به دوران سلاجقه می رسد که تیمور لنگ در آنجا اتراق کرده و به سنجر آباد قشون برده است. در سال 1326ه.ش الی 1329 ه.ش مرکز نور افکن مرزبانی آستارا بوده است.

قلعه شیندان



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 آذر 1393 01:19 ب.ظ

شعر ترکی از قارانقوش

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
یکشنبه 16 آذر 1393-12:59 ب.ظ

انا یوردم خطبه سرا

­

تاریخ بوئی اوجا یاشا

­

اوزون قوجا باشون اوجا

­

ادون اوجا سسون اوجا

­

علم و هنر اوجاقیسان

­

ایگید لرون ماواسیسان

­

گوزلرون گوزلیسن

­

جنت لرون جنتیسن

­

برزوكیمین دایاق وارون

­

باغروكیمین ا رخا وارون

چیمرند و صبا كیمین

قله وارون قلعه وارون

­

داغ دیوینن كالویجك

­

جنتلی بیر مكان وارون

­

باشون اوسته باغرو كیمین

­

ایاقندا جوشقانلی بیرخزركیمین

هم خادم و كنیز وا رون با غرو سنه وقارلانور

خزر سنه جوشقانلانور

یاشا یاشا ایللر یاشا

­

انایوردم خطبه سرا

­

تاریخ بوئی اوجایاشا

­

قارانقوش



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 16 آذر 1393 01:00 ب.ظ

کوراوغلو

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393-01:36 ب.ظ



کوراوغلی محبوبترین و برجسته ترین قهرمانی است که فولکور مردم آذربایجان خلق کرده که از آسیای مرکزی تا سواحل شرق و غرب دریای خزرو درمیان قبایل قفقاز و آذربایجان ایران شناخته شده است و در این زبان امثله فراوانی براساس شخصیت کوراوغلی موجود است .


داستان کوراوغلی در واقع تمثیل حماسی زیبایی از مبارزات طولانی مردم با دشمنان داخلی و خارجی است و در دو کلمه قیام کوراوغلو و دسته اش تجلی کرده است .


نهال این قیام به وسیله مردی سالخورده به نام علی کیشی کاشته می شود که پسری دارد موسوم به روشن که همین پسر سالهای بعد به نام کوراوغلی مشهور و نامبردار گردید .
علی کیشی خود مهتر خان بزرگ و حشم داری به نام حسن خان بر سر اتفاق بسیار جزیی که آن را توهین نسبت به خود تلقی می کرد دستورمی دهد چشمان علی را از کاسه در آورند .
علی کیشی بر اثر این حادثه با دو کره اسب که آنها را از جفت کردن مادیانی با اسبان افسانه ای دریایی به دست آورده بود همراه پسرش روشن از قلمرو و نفوذ و قدرت حسن خان می گریزد و در چنلی بل یا کمره مه آلود که کوهستانی سنگلاخ و صعب العبور با راههای پیچاپیچ است مسکن می گزیند .


روشن آن دو کره اسب را که به نامهای قیرآت و دورآت مشهور می شوند به دستور جادو مانند پدرش پرورش می دهد و در قوشابولاق یا جفت چشمه در شبی معین آب تنی می کند و بدین گونه هنرعاشقی در روح آن دمیده می شود .


علی کیشی از یک تکه سنگ آسمانی که در کوهستان افتاده است شمشیری برای پسرش روشن سفارش می دهد و بعد از وصایا و سفارشهای لازم می میرد و در همان قوشابولاق به خاک سپرده می شود .


آوازه هنر روشن به تدریج از کوهستانها می گذرد و در شهرها و روستاها به گوش مردم می رسد و در این هنگام است که از روشن به کوراوغلو شهرت پیدا می کند .


کوراوغلی سرانجام موفق می شود حسن خان را به چنلی بل آورده به آخور ببندد و انتقام پدرش را از او بستاند . از عاشقهای پرآوازه آن عصر عاشق جنون بود که به کوراوغلی می پیوندد و به تبلیغ افکار و اندیشه هایش می پردازد و راهنمای شوریدگان و عاصیان به کوهستان می شود .


داستان کوراوغلی در عین حال که بهترین و قویترین نمونه های نظم و نثر ترکی آذری است بندبند این حماسه شورانگیز از آزادگی و مبارزه و دوستی و انسانیت و برابری سخن می راند و به همین ملاحظه از دیرباز مورد توجه آهنگسازان و فیلمسازان قرار گرفته اپرای کوراوغلی که سخت دلچسب و مشهور است از روی حماسه ساخته می شود .



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -



  • تعداد کل صفحات:23 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...