تبلیغات
آنایوردم آستارا


درباره وبلاگ:


آرشیو:


آخرین پستها :


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


آمار وبلاگ:



Admin Logo themebox

مدیتشن درمانی

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
دوشنبه 11 شهریور 1392-08:35 ب.ظ

 

باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

دریاچه استیل آستارا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
یکشنبه 25 اسفند 1392-05:54 ب.ظ

دریاچه استیل

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

این گل راتقدیم می کنم به دوست عزیزم فارانقوش مدیروبلاگ انایوردم خطبه سرا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
چهارشنبه 21 اسفند 1392-12:45 ق.ظ



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 اسفند 1392 02:32 ب.ظ

آموزش آپلود کردن عکس در بلاگفا (JPG-GIF).

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
چهارشنبه 21 اسفند 1392-12:22 ق.ظ

سلام امروز می خوام آپلود کردن فایل هارو براتون بگم که طبق درخواست یکی از بینندگان عزیز این آموزش در وبلاگ قرار می گیرد . ما سایت های مختلفی جهت آپلود فایل ها داریم بعضی از سایت ها هستند که مخصوص مثلا فایل های JPG-GIF ... و بعضی دیگر مخصوص MP3-WAV-MP4...  و  بعضی سایت ها هستند که همه ی پسوند ها را می تواند در بر داشته باشد و به کاربر خود اجازه آپلود کردن را بدهد اما مهمترین چیزی که باید به آن اهمیت داد اینکه سایت مطمئنی را جهت آپلود فایل خود انتخاب کنیم یعنی بعضی سایت ها هستند که بعد از یه مدت لینک شمارا حذف کرده و باعث خرابی لینک شما می شود که باید به این نکته توجه داشت که چه سایتی را برای آپلود انتخاب می کنیم  که من به معرفی بعضی از آنها می پردازم که خودم از آنها استفاده می کنم

من جهت آپلود فایل های با پسوند JPG-GIF ...  یعنی عکسام از این سایت استفاده می کنم (لازم به ذکر است هست که سایت های بیشتر جهت آپلود است فقط نظره شخصی منه که از این سایت استفاده می کنم )

جهت آپلود عکس خود وارد این سایت شوید http://axgig.com بعد از وارد شدن صفحه زیر را مشاهده خواهید کرد :



در این صفحه شما باید بر روی Browse کلیک کرده و عکس مورد نظر خود انتخاب کنید و اگر تعداد عکس شما بیشتر باشد شما می تواند از + در قسمت چپ استفاده کنید بعد از انتخاب عکس خود پایین بر روی دکمه

Upload  کلیک کنید و منتظر باشید تا صفحه زیر باز شود :





بعد از ظاهر شدن این صفحه شما اولین لینک رو کپی کنید (Direct Link) و در وبلاگ خود از طریق درج تصویر در وبلاگ خود قرار دهید .


اگر فایل شما پسوند دیگری داشت شما می توانید فایل خود را فشرده کرده (Zip) و از طریق سایت زیر آن را آپلود کنید . http://www.nippyzip.com

دوست عزیز شما فایل خود را فشرده کرده و از طریق سایت بالا آپلود کنید و بعد از اتمام آپلود شما لینک فایل خود را کپی کرده بعد وارد وبلاگ خود شوید در یک پست جدید توضیحاتی درباره فایل دانلودی خود دهید و در آخر لینک دانلود رو از طریق روش زیر قرار دهید :

بعد از توضیحات بر در بالا بر روی این  آیکون کلیک کنید بعد از کلیک کردن صفحه زیر باز خواهد شد :



در این صفحه شما باید در قسمت عنوان لینک عنوانی را وارد کنید مثل "دانلود فایل" بعد در قسمت آدرس اون لینکی را که کپی کرده بودیم (لینک فایل آپلود شده)وارد می کنیم بعد بر روی دکمه درج لینک کلیک می کنیم بعد از زدن این دکمه پست خود را ذخیره کنید و بعد می توانید از طریق وبلاگ خود فایل خود را دانلود کنید یا هر بازدید کننده ای می تواند دانلود کند

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 21 اسفند 1392 12:24 ق.ظ

طبیعت آستارا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
یکشنبه 12 آبان 1392-07:31 ب.ظ



آبشار لاتون

نوشتار اصلی: آبشار لاتون
آبشار لاتون

آبشار لاتون دراستان گیلان، ۱۵ کیلومتری جنوب شهرستان آستارا، شهر لوندویل روستای کوته کومه جای گرفته‌است. ارتفاع تقریبی آبشار لاتون ۱۰۵ متر است که بلحاظ بلندی، مرتفع ترین آبشار گیلان و ایران به حساب می‌آید.

سیر صعود

چشمه‌های مسیر صعود آبشار

فاصله از روستای کوته کومه تا آبشار حدود ۶ کیلومتر است که در مدت طی این مسافت ۳/۵ ساعتی در حدود ۷۵۰ متر ارتفاع زیاد می‌شود.

مسیر صعود آبشار تپه‌هایی جنگلی و بسیار زیباست که در طول مسیر چشمه‌های فراوانی با آبی خنک و نوشیدنی دیده می‌شود. انتهای مسیر نیز دارای پرتگاه‌هایی خطرناک و مرگبار است. آبشار از فاصلهٔ ۵۰۰ متری قابل رویت است.

در مسیر صعود به آبشار لاتون به روستای قدیمی آسیو شوان می‌رسیم که تقریباً خالی از سکنه‌است. به زبان تالشی، آسیو به معنی آسیاب و شوان به معنی کنار رودخانه می‌باشد.

در حاشیهٔ آبشار یکی از زیباترین جنگل‌های متراکم بکر و دست‌نخوردهٔ گیلان با انبوهی از درختان آلو، به، گلابی، گردو، فندق و سیب وحشی وجود دارد که در ۹ ماه از سال سرسبزی و زیبایی خود را حفظ می‌کند.

از تنوع جانوری اطراف ابشار نیز می‌توان به گرگ، گراز، خرس(نادر)، جوجه تیغی، اسب، گاو، و... اشاره کرد.

سرچشمه آبشار

این آبشار از دامنه‌های شرق کوه اسپیناس سرچشمه گرفته و به رودخانهٔ لوندویل که با طول ۱۷ کیلومتر خود نیز از کوه اسپیناس سرچشمه گرفته سرازیر می‌شود و با شیب تندی به سمت کوته کومه و لوندویل حرکت کرده و در آخر وارد دریای خزر می‌شود.

حجم آب آبشار در فصول مختلف سال متفاوت است ولی در تمام فصول آب دارد.

گردنه حیران

نوشتار اصلی: حیران (آستارا)
حیران

حیران، نام روستایی است در استان گیلان است این روستا در فاصله ۲۰۳ کلیومتری رشت مرکز استان قرار دارد. این روستا به دلیل زیبایی طبیعی آن، به عنوان یکی از منطقه‌های نمونه گردشگری در ایران به شمار می‌رود و با توجه به شرایط آب و هوایی مناسب در سالیان اخیر، مورد توجه گردشگران قرار گرفته و ساخت و ساز بناهای تفریحی و گردشگری در آن افزایش یافته‌است. از مهمترین جاذبه‌های گردشگری این روستا، است که در مسیر راه ارتباطی آستارا - اردبیل قرار گرفته‌است. این گردنه که آخرین منطقه حفاظتی استان گیلان می‌باشد، از یک طرف مشرف به کوه‌هایی است که پوشیده از جنگل‌های انبوه‌است و از سویی مشرف به دره‌ای نه چندان عمیق که از میان آن رود آستارا، آقچای عبور می‌کند این رود تعیین کننده مرز استان گیلان ایران و کشور آذربایجان است. این گردنه در بیشتر زمانها در زیر پوششی از مه قرار دارد و از نظر طبیعی دره‌ها و کوهپایه‌های آن، پوشیده از گل‌ها و گیاهان جنگلی و مرتعی هستند. با این وجود این گردنه چندان مرتفع نیست و ارتفاع بلندترین نقطهٔ آن از سطح آبهای آزاد تنها حدود ۱۵۰۰ متر است؛ در واقع علت اصلی مه تقریباً دائمی گردنهٔ حیران رطوبت دریای خزر است، نه ارتفاع زیاد این گردنه.

از این نظر نیز اهمیت دارد که یکی از روستاهای تاریخی و ییلاق بزرگترین خوانین آستارا(ساسانیان) و قشلاقهای غربی و شمالی این شهرستان در گذشته بوده‌است.

تله کابین حیران

نوشتار اصلی: تله کابین حیران

این تله کابین که در غرب روستای ونه بین و حاجی امیر آستارا قرار دارد، انتهایی ترین گردنه حیران را با طی کردن یک مسیر سرسبز ۱۵۰۰متری به شرقی ترین نقطه پارک جنگلی فندقلوی شهرستان نمین متصل می‌کند. این تله کابین که با سرمایه گذاری بخش خصوصی با ۱۲ میلیارد تومان هزینه در مدت ۶ سال احداث شده، در هر ساعت با ۳۰کابین ۶ نفره پیشرفته می‌تواند یک هزار از گردشگران را با سرعت ۶ متر بر ثانیه جابجا کند. ارتفاع ایستگاه بالا دست این تله کابین در منطقه فندقلو حدود ۱۷۳۰ متر از سطح دریا است و طول کل مسیر رفت و برگشت در فاز یک پروژه حدود سه کیلومتر می‌باشد. این تله کابین هم اکنون بیش از ۵۰ نفر ظرفیت اشتغالزایی دارد و موقعیت جغرافیایی آن طوری است که از شمال به قله باستانی شیندان و جمهوری آذربایجان، از غرب به پارک جنگلی فندقلو، از شرق به روستای ونه بین و جاده اصلی آستارا به اردبیل و از جنوب به دهستان حیران و گردنه زیبای آن اشرف دارد. منطقه حیران برخوردار از جغرافیای مناسب، آب و هوای خوب و طبیعت زیبا و دیدنی است و یکی از ۴ منطقه نمونه گردشگری شهرستان آستارا است که پیش از این به تصویب هیئت دولت رسیده‌است، بعد از تله کابین لاهیجان و کیا کلایه لنگرود، تله کابین حیران سومین تله کابین گیلان است که به بهره برداری می‌رسد و با استان اردبیل نیز مشترک می‌باشد و چهارمین تله کابین گیلان در منطقه درفک رودبار با ۵/۱۱ کیلومتر مسیر به عنوان بزرگترین تله کابین جهان هم اکنون در حال ساخت است. وجود سواحل، چشمه‌ها، آبشارها، آب گرمهای طبیعی و بازارچه‌های ساحلی را از جمله جاذبه‌های توریستی شهرستان آستارا می‌باشد و به نقش این شهرستان در جذب مسافرین گفت فقط از آغاز فصل گرما تاکنون بیش از ۶ میلیون یکصد هزار نفر مسافر داخلی وارد استان گیلان شده‌است.


کوته کومه

نوشتار اصلی: کوته کومه
روستای کوته کومه

کوته کومه روستایی در استان گیلان ۹ کیلومتری شهر لوندویل واقع شده‌است. روستایی است کوچک با حدود ۲۰ خانه روستایی با مردمانی تالشی و اهل تسنن. عمده شهرت این روستا بدلیل وجود آبشار لاتون بلندترین آبشاراستان گیلان است. دیگر مکان مشهور این روستا آبگرم کوته کومه‌است. آبگرمی است کوچک که در خود روستا واقع شده‌است.

آستاراچای

نوشتار اصلی: آستاراچای

آستاراچای؛ رودخانه مرزی کوچکی است که شهر آستارا در ایران را از شهر آستارا در جمهوری آذربایجان جدا می‌کند.

ساحل صدف ۱۷ هکتاری سیبلی

ساحل زیبای صدف سیبلی آستارا به لحاظ زیست محیطی یکی از پاکیزه ترین و بکرترین مناطق ساحلی دریای خزر است که هر ساله پذیرای مسافران و گردشگران زیادی از اقصی نقاط کشور و دنیاست. این ساحل در ۱۰ کیلومتری آستارا به سمت بندرانزلی واقع شده و نخستین طرح سالم سازی در دریای خزر است. وجود امکانات بازی و تفریح کودکان، جدا بودن محل شنای برادران از خواهران، وجود مسافرخانه و اتاق‌های استراحت در شب، پلاژهای عرضه خدمات، اماکن نصب چادر، اکیپ امداد، نجات غریق و ماهیگیری، مجاورت با جنگل و منطقه حفاظت شده لوندویل و از همه مهمتر وجود ماموران انتظامی، محیطی امن و دلنشین برای گردشگران بوجود آورده‌است.

ساحل شریعتی

ساحل شریعتی (به نام پیشین: مخیری)در داخل شهر کنار جاده ترانزیتی منتهی به اداره کل گمرک بندرآستارا واقع شده‌است. پارک توریستی و تفریحی شریعتی از هر لحاظ در میان شهرهای شمالی کشور بی‌نظیر است و حضور در آن، خاطره‌ای فراموش نشدنی را در ذهن دوستداران طبیعت ایجاد می‌کند.

تجهیزات ورزشی، گل کاری، درختکاری، کف سازی، مبلمان فلزی، سکوی استراحت با سنگ مرمر، شهربادی و پیست خودروهای برقی برای کودکان و سرویس بهداشتی را از دیگر امکانات ایجاد شده در این ساحل می‌باشد.

باغ پرندگان

نوشتار اصلی: باغ پرندگان آستارا

باغ پرندگان آستارا در ورودی جاده آستارا ـ رشت در زمینی به مساحت یک‌هزار و ۵۰ متر مربع احداث شده‌است که در آن بالغ بر ۳۰۰ پرنده از ۶۰ گونه مختلف وجود دارد. از جمله پرندگان این باغ می‌توان به طاووس، قرقاول، طوطی، مرغ‌های تزیینی، سرسفید کاکلی، امپراتور، بلدرچین، کبک، بلبل، قناری، مینای سخنگو و مرغ عشق اشاره کرد. همچنین از میان قرقاول‌های مونال، فایربک، ترکاپان، سیلور، طلایی، سیون‌هو، شاهی، پرتغالی، سبز، گردن حلقه‌ای و کالج، گونه فایربک و مونال بیش از همه مورد توجه گردشگران داخلی و خارجی قرار گرفته‌است. تمام قرقاول‌های مذکور زینتی، خارجی و کمیاب‌اند و برخی از آن‌ها مانند مونا و فایربک در گیلان و سطح کشور به‌ندرت یافت می‌شوند. گفتنی است، در هر ماه به طور متوسط حدود ۵۰ گردشگر از روسیه، جمهوری آذربایجان، اوکراین و حتی عراق از باغ پرندگان آستارا بازدید کرده، اقدام به تهیه عکس و فیلم از گونه‌های کمیاب آن می‌کنند.

باغ ملی

این باغ مصفا در دوره قاجاریه روبه روی گمرک احداث گردید. کتابخانه، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سالن آنفی تئاتر، وسایل بازی کودکان و سرویس بهداشتی از امکانات موجود در این باغ می‌باشد. اخیرا دارالقرآن و مرکز فروش کتاب کودکان در آن احداث می‌گردد.

باغ چای عباس آباد

در 2 کیلومتری جنوب غربی آستارا روستایی وجود دارد که عباس اباد نامیده می شود. شهرت این روستا به دلیل بکربودن چشم اندازهای ان است؛به ویژه این روستا در کمرشکن کوه اسپیناس از رشته های کوه های تالش قرار دارد. به دلیل توسعه فیزیکی شهر و افزایش ساخت وسازها،حریم شهر به اطراف این روستا نیز کشیده شده اما مرکز آن همچنان بکر و زیبا باقی مانده است. این روستا سرشاز شالیزارهای حاصلخیز است و یکی از مرغوب ترین برنج نواحی این روستا کشت می شود.

یکی از دیدنی ترین قسمت های عباس آباد،باغی به همین نام است که تنها مرکز کشت چای در کل شهرستان است و ده ها سال سابقه دارد.

باغ چای عباس آباد این باغ که در دوره مظفرالدین شاه تأسیس گردیده‌است، مرکز تحقیقات وزارت جهاد کشاورزی می‌باشد که هم اکنون در زمینه تولید انبوه نیز محصول فندق فعالیت دارد.

بهشت کاکتوس‌ها

این مجموعه در سال ۱۳۵۶ه. ش در خیابان فارابی تاسیس یافته که شامل ۲۲۰۰ نوع کاکتوس از کشورهای برزیل، مکزیک، پرو، بولیوی، آرژانتین و آمریکای جنوبی می‌باشد. پیرترین کاکتوس خاورمیانه در این مجموعه نگهداری می‌شود.

کوه اسپیناس

قله اسپیناس لاتون

رشته کوه اسپیناس پشت تالاب استیل قرارگرفته وآبشارلاتون نیز از دامنه‌های آن سرچشمه می‌گیرند.

پارک جنگلی بی بی یانلو

نوشتار اصلی: پارک جنگلی بی بی یانلو

پارک جنگلی بی بی یانلو شهرستان آستارا در جریان دور دوم سفرهای استانی هیات دولت به عنوان یکی از ۶۱ منطقه نمونه گردشگری استان گیلان اظهار داشت: این محوطه جنگلی با یک هزار و ۵۱۲ هکتار وسعت ظرفیت خوبی برای استفاده در امور گردشگری کوهستان و جنگل دارد. پارک جنگلی بی بی یانلو به وسعت یک هزار و ۵۱۲ هکتار، جزو جنگلهای هیرکانی غربی است که در ضلع جنوب غربی شهرستان آستارا واقع شده و فاصله آن تا آستارا پنج کیلومتر بوده و در حاشیه جاده آستارا به اردبیل واقع شده‌است. پارک مذکور دارای جاذبه‌های طبیعی زیبا و خاصی می‌باشد که علاوه بر تنوع فراوان رویشگاههای جنگلی و جانوری آن، از نظر ژئومورفولوژی (علم شناسایی اشکال ناهمواریهای زمین) و وجود چندین دره با دامنه‌های پوشیده از جنگل و یالهای نسبتاً بلند و چندین قله به عنوان سیمای ویژه و بدیع، چشم انداز منحصر به فرد و جالب توجهی را ایجاد کرده‌است. ۴۰ هزار هکتار از مساحت شهرستان آستارا را مناطق جنگلی تشکیل می‌دهد که در آن انواع گونه‌های جنگلی از قبیل بلوط، راش، توسکا، ممرز، نمدار، ملج، لیلکی، انجیلی، آزاد، افرا، گردو، لرگ، خرمندی، داغداغان، شیردار، گیلاس وحشی، فندق، شمشاد جنگلی، شب خسب، ون و بارانک به چشم می‌خورد.

آسیو شوان (آسیاب آبی)

بچه‌های روستای آسیوشوان

پس از کوته کومه و راه آبشار لاتون به بقایای این آسیاب در روستای کوچکی به همین نام برخورد می‌کنیم. قسمت چرخ آن را سیل برده ولی سنگ‌های اتاق آن موجود می‌باشد.

چشمه آب گرم علی داشی

چشمه آبگرم علی داشی در روستای سرسبز گیلده قرار گرفته‌است. این چشمه به دلیل نزدیکی به جادّهٔ اصلی از طرف آستارا و گردنه حیران از رونق زیادی برخوردار بوده و همه ساله پذیرای عدّهٔ کثیری از توریستهای نواحی اطراف می‌باشد. این چشمه در پای یک پرتگاه سنگی در محلّی به نام علی داشی در بالای درّهٔ گیله ده واقع شده‌است. خواص درمانی آب گرم علی داشی بسیار معروف است و دردهایی همچون درد مفاصل (روماتیسم) چشم درد، دل درد، کمر درد، رفع باد و قولنج و تقویت اعصاب را شامل شده و بسیاری از این ناراحتی‌ها را درمان می‌کند. علاوه بر خاصیّت درمانی، به دلیل واقع شدن در یک محیط ییلاقی و خوش منظر و خوش آب و هوا از ویژگی توریستی و تفریحی خاصّی برخوردار است.

تالاب بین المللی استیل عباس آباد و آق ساحل آستارا

تالاب بین المللی آق بخاطر بی توجهی مسئولان آستارا که زمانی زیست گاه پرندگان بومی و مهاجر جهان بود هماکنون بخاطر ویلا سازی و خانه سازی غیر قانونی و ساخت بندر بکلی نابود شد و آما بنابر بررسی شده ها توسط فعالان محیط زیست از جمله اسماعیل اسدی دارستانی نویسنده ومحقق ر وزنامه نگار و وبلاگ نویس جهانی تالاب آق قابل احیا است فقط همت می خواهد ایشان افزودن : بنده و فعالان محیط زیست و حقوق بشر سالهاست قبل از نابودی تالاب بین المللی آق می نویسم اعتراض می کینم و اخرش هم دیدید بعلت عد م توجه مسئولان شهرستان تالاب آق بین المللی تصرف و نابود شدو اما دبنبار تحقیقبات زیست محیط ی بنده وفعالان جهانی محیط زیست آق با همت مسئولان و مردم قابل احیا است و بنده بهمراه فعالان محیط زیست و حقوق بشر سالها قبل اعتراض نمودیم که دکل برق را از وسط تالاب استیل رد نکید و جلوی تصرف تالاب توسط افراد با نفوذ را بگیردید کسی گوش نکرد بالا 60 درصد تالاب استیل اول انقلاب توسط هیات واگذاری به کشاوزران دربند و کانرود وعباس آباد واگذار شد لااقل بقیه استیل را برای نسل های آینده نگه داریم.

تالاب بین المللی استیل

این تالاب در ۴ کیلومتری شهر آستارا در حاشیه جاده آستارا به تالش قرار دارد. اهمیت اکو توریستی این تالاب از جهت نزدیکی به جاده، تنوع چشم‌اندازهای طبیعی همچون کوهستان، جنگل و مزارع و کشتزارهای اطراف دوچندان می‌شود. ضلع‌غربی آن پوشیده از جنگل و پوشش‌های سبز گیاهی است و در ضلع شرقی آن درختان توسکای شناور منظره بسیار جالب توجهی را بوجود آورده‌است که در بهار و تابستان استراحتگاه مسافران بوده و از نظر گردشگری یکی از جاذبه‌های مهم تلقی می‌شود. از ویژگی‌های مهم این تالاب وجود ماهیان مشهوری مانند کپور و اردک ماهی است همچنین این تالاب طبیعی جایگاه پرندگان کمیاب بوده که برای زاد و ولد از اروپای مرکزی، ماورای خزر و مناطق قطبی به این منطقه مهاجرت می‌کنند که مهم‌ترین آن چینگیر نوک‌سرخ است. این تالاب ۱۳۸ هکتار وسعت دارد و از مکان‌های گردشگرپذیر استان گیلان است. وجود درختان توسکا در این تالاب، جلوه‌ای دیدنی به آن بخشیده‌است. از ویژگی‌های تالاب عباس آباد آستارا این است که درختان این تالاب به علت اینکه ریشه آنها در آب قرار دارد، همواره در پهنای تالاب جا به جا می‌شوند و حرکت می‌کنند. به همین علت، تالاب آستارا به تالاباستیل درختان شناور هم معروف است. (در گویش محلی به این تالاب هستل به معنای آبگیر می گویند)

از سال ۱۳۸۴ تالاب استیل به عنوان یکی از پنج منطقه نمونه گردشگری استان گیلان شناخته شده‌است.


بازار بزرگ ساحلی آستارا

نوشتار اصلی: بازار بزرگ ساحلی آستارا

بازار بزرگ ساحلی آستارا که در میان مردمان بومی آستارا بساط گفته می‌شود یکی از مهم‌ترین مراکز تجاری استان گیلان، شمال ایران، از معروف‌ترین بازارهای ایران و از مقاصد مسافران ورودی به آستارا می‌باشد

پناهگاه حیات وحش لوندویل

نوشتار اصلی: پناهگاه حیات وحش لوندویل


پناهگاه حیات وحش لوندویل بین ۱۹/۳۸ تا ۲۸/۳۸ عرض شمالی و ۵۲/۴۸ تا ۵۴/۴۸ طول شرقی و در استان گیلان و بخش لوندویل شهرستان آستارا واقع شده‌است. پناهگاه حیات وحش امیر لوندویل با مساحتی بالغ بر ۱۰۷۴ هکتار، در موقعیتی قرار دارد که از جنوب به شهر لوندویل و از شمال به شهر آستارا و از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا به انزلی منتهی می‌شود. این منطقه در سال ۱۳۵۲ به عنوان منطقهٔ حفاظت‌شده اعلام شد و طی مصوبهٔ شمارهٔ ۶۳ مورخ ۲۱/۵/۱۳۵۴ شورای عالی محیط زیست به مجموعهٔ مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست. ارتفاع متوسط منطقه ۲۰ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. پناهگاه حیات وحش لوندویل دارای اقلیم خیلی مرطوب و معتدل با متوسط بارندگی ۱۱۰۰ میلی‌متر و دمای سالانهٔ ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد است. این منطقه نمونه‌ای منحصر به فرد از باقیماندهٔ جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است. حدود ۱/۳ منطقه از برکه، آببندان و تالاب‌های مشجر تشکیل شده‌است. از گونه‌های مهم گیاهی می‌توان از نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و غیره نام برد. این پناهگاه شامل زیستگاه‌های متنوع آبی و خشکی برای جانوران است. ۱۲۵ گونهٔ جانوری در منطقه شناسایی شده‌است که مهمترین آن‌ها عبارتند از روباه معمولی، گراز، سمورآبی، سیاه کاکل، پری شاه رخ، درن فک، قوی فریاد کش، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار و درنا. پستانداران: سمورآبی، گورکن، فوک دریای خزر و شغال. پرندگان: قوی گنگ, قوی فریادکش, فیلوش, اردک سیاه کاکل, اردک چشم طلایی، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب‌ها، کاکائی‌ها، پرستوهای دریایی، آبچلیک‌ها، حواصیل‌ها، سهره‌ها، چرخ‌ریسک‌ها، گیلانشاه خالدار, پری شاهرخ، درنا و قرقاول. به عنوان مهمترین عوامل تهدید می‌توان از وجود مجتمع ۱۷ هکتار صدف سیبلی ، ۲۵ هکتار محل جمع آوری و دفن زباله شهرستان ، مستثنیات، تغییر کاربری اراضی، تعارضات به اراضی حاشیهٔ تالاب، چرای دام، شکار و صید غیر مجاز، تاسیسات جهانگردی و برداشت صدف نام برد. موقعیت


چشم‌اندازی از طبیعت حومهٔ آستارا

پناهگاه حیات وحش لوندویل بین ۳۸٫۱۹ تا ۳۸٫۲۸ عرض شمالی و ۴۸٫۵۲ تا ۴۸٫۵۴ طول شرقی و در استان گیلان و بین بخش لوندویل و بخش مرکزی شهرستان آستارا واقع شده‌است. مساحت آن در حدود ۱۰۲۶ هکتار است.

پستانداران: سمورآبی، گورکن، فوک دریای خزر و شغال.

پرندگان: قوی گنگ, قوی فریادکش, فیلوش, اردک سیاه کاکل, اردک چشم طلایی، باکلان کوچک و بزرگ، عقاب‌ها، کاکائی‌ها، پرستوهای دریایی، آبچلیک‌ها، حواصیل‌ها، سهره‌ها، چرخ‌ریسک‌ها، گیلانشاه خالدار, پری شاهرخ، درنا و قرقاول.

پناهگاه حیات وحش امیر لوندویل با مساحتی بالغ بر ۱۰۷۴ هکتار، در موقعیتی قرار دارد که از جنوب به شهر لوندویل و از شمال به شهر آستارا و از شرق به دریای خزر و از غرب به جاده آستارا به لوندویل منتهی می‌شود. این منطقه در سال ۱۳۵۲ به عنوان منطقهٔ حفاظت‌شده اعلام شد و طی مصوبهٔ شمارهٔ ۶۳ مورخ ۲۵ مرداد ۱۳۵۴ شورای عالی محیط زیست به مجموعهٔ مناطق تحت مدیریت سازمان پیوست. ارتفاع متوسط منطقه ۲۰ متر پایین‌تر از سطح دریاهای آزاد است. پناهگاه حیات وحش لوندویل دارای اقلیم خیلی مرطوب و معتدل با متوسط بارندگی ۱۱۰۰ میلی‌متر و دمای سالانهٔ ۱۵ درجهٔ سانتی‌گراد است.

ویژگیهای منطقه پناهگاه حیات وحش

این منطقه نمونه‌ای منحصر به فرد از باقیماندهٔ جنگل‌های جلگه‌ای هیرکانی است. حدود ۱/۳ منطقه از برکه، آببندان و تالاب‌های مشجر تشکیل شده‌است. از گونه‌های مهم گیاهی می‌توان از نی، لویی، انار وحشی، توسکای قشلاقی، ازگیل، لرگ، لیلکی، تمشک و غیره نام برد. این پناهگاه شامل زیستگاه‌های متنوع آبی و خشکی برای جانوران است. ۱۲۵ گونهٔ جانوری در منطقه شناسایی شده‌است که مهمترین آن‌ها عبارتند از روباه معمولی، گراز، سمورآبی، سیاه کاکل، پری شاه رخ، درن فک، قوی فریاد کش، انواع اردک، حواصیل، گیلانشاه خالدار و درنا. عوامل تهدید کنندهٔ پناهگاه حیات وحش

۱- ۲۵ هکتار محل جمع آوری زباله پشت امامزاده و ودر وسط حیات وحش که جدیدا حصار کشیده شد. در سال ۱۳۶۹ طبق مصوبه اداری برای دفن زباله بخاطر شرایط خاص زمان ۵ هکتار از بهترین حیات وحش ملی در حیات وحش را در اختیار شهرداری آستارا قرار گرفت که تخریب و دفن زباله کند و با کمال تاسف شهرداری آستارا وسعت آن را به ۲۵ هکتار وسعت داده‌است اسماعیل اسدی دارستانی از فعالان حقوق بشر و محیط زیست با فراخوانی در وبلاگها ووسایت و نشریات و دعوت از صدا و سیما درخواست جلو گیری از وسعت پیدا کردن و تغییر مکان دفن زباله شده‌است بخاطراین موضوع بارها تهدید و اذیت و آزار قرار گرفته و حتی از ایشان شکایت و دادگاهی شده‌است.. اما ایشان و فعالان محیط زیست ساکت نشسته‌اند و در اقدامی موقعیت فعلا مسئولان را مجبور کردند همین ۲۵ هکتار را دورش را حصار کشی تا بقیه حیلت وحش تخریب نشود و فعالان حقوق بشر و محیط زیست تا تخلیه ۲۵ هکتار از حیات وحش از زباله به مبارزه بین المللی و ملی خود ادامه خواهند داد. ۲-به عنوان مهمترین عوامل تهدید می‌توان از وجود مستثنیات، تغییر کاربری اراضی، تعارضات به اراضی حاشیهٔ تالاب، چرای دام، شکار و صید غیر مجاز، تاسیسات جهانگردی و برداشت صدف نام برد.[۴] ۳- مهم ترین تخریب حیات وحش برداشت بی رویه شن و ماسه و صدف از ساحل دریا و رودخانه‌ها است و همچنین تخریب کنندگان محیط زیست به بهانه جمع آوری شن و صدف جنگل را تخریب و نابود می‌کنند و بعضی از متعرضین با حمایت بعضی از رجال سیاسی اقدام به تصرف حیات وحش و محیط زیست منطقه کردند و می‌کنند. ۴- ۱۷ هکتار بهترین زمینها و مناطق حیان وحش در ساحل آستارا که توسط سازمان محیط زیست حصار کشیده شده‌است سالهاست بدون مدرک و سند در اختیار شرکت سرمایه گذاری جهانگری (شرکت غیر دولتی) است با رها سازمان محیط زیست و مدافعان محیط زیست اعتراض و فراخوانی دادند از جمله استاد اسماعیل اسدی دارستانی فعالان حقوق بشر و محیط زیست و شناخته شده جهانی که نویسنده و محقق و روزنامه نگار است در فراخوانی عمومی در سایتها و وبلاگها و اعتراض و اعتصاب جلوی محل مورد نظر درخواست باز پس گیری و جلوگیری از تخریب محیط زیست توسط این شرکت غیر دولتی اما با نفوذی ملی نموده‌است مسئولان محلی بجای رسیدگی نامبرده را تهدید و بازداشت کردند و شرکت غیر دولتی مورد نظر درصدد است با اعمال نفوذ در زمن حیات وحش و ساحل سیبلی هتل بین المللی بسازد و حیات و حش و درختان را در حال تخریب است...

آثار تاریخی

اکنون قدیمی ترین بنای منطقه متعلق به دوره ایلخانی بوده و تعداد دیگر از آثار دوران صفویه و قاجاریه این بنای کهن را همراهی می‌کنند. شایان ذکر است که بناها و آثار دوران اسلامی منطقه شهرستان آستارا اکثرا شامل قبور قدیمی و بقاع و آرامگاه‌هایی هستند که در دامنه کوه‌ها و جنگل‌ها به صورت متروک و برخی بدون تاریخ و بنا واقع شده‌اند و از لحاظ فیزیکی وضعیت مناسبی ندارند.

قلعه شیندان

نوشتار اصلی: قلعه شیندان

قلعه شیندان (به ترکی آذربایجانی: شیندان قالاسی)‏ قلعه‌های تاریخی و مرتفع در مرز جمهوری آذربایجان و ایران است، که قدمتی درحدود دوهزارسال را دارا می‌باشد. دژ و قلعه تاریخی در ارتفاع ۱۸۵۰ متر بر فراز کوه شیندان، در جادهٔ آستارا به اردبیل، منطقه حیران، بالای روستای ونبین و آنسوی مرز واقع شده‌است. قدمت آن به قبل از اسلام می‌رسد، به معنای محل نور که در آنجا آتشکدهایی بوده‌است. از اتفاقات مهم این قلعه به قیام حمزه خان تالش (حاکم آستارا) در عهد شاه عباس صفوی می‌توان اشاره کرد که حاکم اردبیل مدت ۹ ماه آنجا را به محاصره در آورده و در نهایت حمزه خان با کشتی به شیروان متواری گشت.

دبیرستان حکیم نظامی

نوشتار اصلی: دبیرستان حکیم نظامی

آستارا، شهری است با پشتوانه عمیق فرهنگی؛ هر چند اطلاعات عمیقی در ارتباط با باسوادترین شهر ایران وجود ندارد و این شاخص‌ها در سال‌های متفاوت تغییر می‌کند، اما قدر مسلم آن است که آستارا در استان گیلان یکی از باسوادترین مناطق شهری ایران محسوب می‌شود و تعداد بیسوادان این شهر بسیار اندک است. سابقه تاریخی در آستارا نیز حاکی از آن است که مردم این شهر همواره به علم و فرهنگ علاقه مند بوده‌اند. پایه گذاری مدرسه حکیم نظامی در بیش از ۱۰۰ سال پیش در شهر آستارا خود حکایتی از این عمق فرهنگ و ادب در این شهر است. این مدرسه در سال ۱۲۸۷بنیان گذاشته شده‌است، این مدرسه در این مدت بیش از یک قرن فرهیختگان زیادی را پرورش داده‌است. از جمله افتخارات دیگر این مدرسه این است که خسرو گلسرخی و نیما یوشیج، بنیانگذار شعر معاصر ایران در سال‌های ابتدایی ۱۳۰۰ در این دبیرستان تدریس کرده‌است. این مدرسه قدیمی حیاطی بزرگ دارد و بامی سفالین با درب و پنجره‌هایی از چوب و همچنین شومینه‌های چدنی، که در مجموع همه این نمادها در کنار همدیگر بیان کننده معماری سنتی و بومی این منطقه از گیلان است. دبیرستان حکیم نظامی باتوجه به قدمت ساخت آن و سایر وجوه آن هم اکنون در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌است وبخش‌های قدیمی این دبیرستان تبدیل به موزه گشته‌است و مورد حفاظت قرار دارد. چند سال پیش نیز بازسازی شده‌است.

مدرسه سنایی سیبلی در سال ۱۳۸۷ همانند حکیم نظامی صد ساله شد. در آستارا دو مدرسه تاریخی و مدرن ساخته شده‌است.(حکیم نظامی و مدرسه سنایی سیبلی) (رجوع به کتاب داستانهای آسمانی و سر گذشت تالشان)

امامزاده ابراهیم و قاسم سیبلی

نوشتار اصلی: امامزاده ابراهیم و قاسم

از فرزندان امام موسی کاظم بوده‌اند که در ۵ کیلومتری آستارا - تالش واقع شده‌است. شبستان، کاروان سرا، بازار و... از ویژگیهای خاص این امامزاده می‌باشد که از مجهزترین مراکز مذهبی گیلان به حساب می‌آید. هر ساله هزاران زائر برای زیارت و پرداخت نزورات به آنجا می‌روند. در سال ۱۳۸۶ ه. ش با همکاری سازمان اوقاف و کمکهای مردمی در حال بازسازی می‌باشد.

مدرسه شهیدمدنی

باغ کیوی

قدمت ساختمان مدرسه شهیدمدنی (به نام پیشین: داریوش) به بیش یک قرن می‌رسد اما پس از خریداری ساختمان آن از مرزبانی آستارا مدرسه شهیدمدنی(داریوش سابق) کار خود را در جهت تعلیم وتربیت دانش آموزان از سال ۱۳۱۹ ه. ش آغاز کرد.

این مدرسه که در بدو تأسیس یکی از مراکزنظامی شهر می بوده، پس از مدتی به یکی از مراکز مشهور آموزشی آستارا مبدل گشته و نمای ساختمان آن بسیار زیبا و منحصر به فرد می‌باشد وتا اواسط دهه هشتاد کاربرد آموزشی داشت که بعدها در زمین مدرسه ساختمان جدیدی بنا نهادند. وساختمان قدیمی مدرسه درلیست آثار ملی ثبت گردید.

بقعه پیرقطب الدین

نوشتار اصلی: بقعه پیرقطب الدین

بقعهٔ پیر قطب الدین که در ۳ کیلومتری راه آستارا به اردبیل، داخل قبرستان روستای باغچه سرا، روی تپهٔ نسبتا بلند قرار گرفته‌است.

این بنا آجری که طولش بیشتر از ۱۱ و عرضش ۶ متراست. پیشینهٔ بقعهٔ پیر قطب الدین به دوره قاجاریه می‌رسد. ورودی بنا در قسمت جنوبش قرار دارد که به کفش کن هم راه پیدا می‌کند. بقعه پیر قطب الدین زیارتگاه اهالی اطراف است. داخل بقعه، سنگ مرمر سفید رنگی به طول ۱۲۲، عرض۳۰ و قطر ۱۶ سانتی متر وجود دارد.

کنار در ورودی بقعه، سنگ سیاه تو خالی بزرگی به صورت سنگ قبر دیده می‌شود که نقش‌های زیبایی در چهار طرف آن حک شده‌است. در محوطهٔ اطراف بقعه، تعدادی سنگ تراشیده ظریف به صورت پلکان نصب شده که سنگ قبر سیاهی در قسمت کفش کن دیده می‌شود و کتیبه‌ای دارد که متاسفانه به سبب فرسودگی، نوشته هاش خوانا نیست.

بقعه شیخ تاج‌الدین محمد خیوی

نوشتار اصلی: بقعه شیخ تاج‌الدین محمود خیوی

بقعه مدفن "شیخ تاج‌الدین محمد خیوی" از اهالی مشکین شهر یا خیوه سابق است که در لمیر محلهٔ شهرستان آستارا قرار دارد. بنا پلانی مربع، به اندازه ۱۰/۵ در ۲۰/ ۵ متر دارد. قسمت زیرین بنا از سنگ و قسمت‌های بالاتر با آجر، کار شده‌است. بالای بقعه گنبدی آجری وجود دارد. سه سنگ قبر داخل بقعه به شیخ تاج‌الدین و یارانش تعلق دارد. روی یکی از سنگ‌ها تاریخ ۷۳۲ هجری و بر روی یک سنگ قبر دیگر تزیینات حکاکی شده گیاهی و دو بیت شعر عربی با نام سازنده آن "استاد شرف الدین عثمان بن جمال شیرازی " حک شده‌است.

بقعه سیدمحمد دوست

نوشتار اصلی: بقعه سیدمحمد دوست

این آرامگاه و بقعه که اکنون زیارت اهل دل است در روستای چلوند واقع شده متعلق به اواخر قرن هشتم ه. ق می‌باشد. در جنگ جهانی اول یکبار توسط کشتی روسی مورد اصابت گلوله توپ قرار گرفته و قسمتی از دیوارش مخروب گشته‌است.

طرق مظفری

در هشتمین سال سلطنت مظفرالدین شاه قاجار جاده‌ای شوسه از آستارا به اردبیل کشیده شد که به طرق مظفری معروف گشت. دیدنی ترین قسمت این جاده در بالای پل زیبای بهارستان است که از چندین پیچ تند و خطرناک تشکیل گردیده و آن زمان پاسگاهی را برای حفاظت از این مکان احداث می‌کنند. یک کیلومتر بالاتر از آنجا چشمه‌ای از دل کوه می‌جوشد که برای نوشیدن آب صف طولانی تشکیل می‌شود.

قلعه تک آغاج

نوشتار اصلی: قلعه تک آغاج

بقایای این قلعه که در ارتفاعات اسپیناس قرار گرفته به دوران سلاجقه می‌رسد که تیمور لنگ در آنجا اتراق کرده و به سنجر آباد قشون برده‌است. در سال ۱۳۲۶ه. ش الی ۱۳۲۹ ه. ش مرکز نور افکن مرزبانی آستارا بوده‌است.




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 12 آبان 1392 07:33 ب.ظ

كتاب/راه پنهان ازادی /آبشار زُمُرُّد حویق

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
یکشنبه 28 مهر 1392-10:56 ب.ظ



با درودهای فراوان به مدیر وبلاگ خطبه سرا سرزمین زیبائیها

کتابی را که چند سال پیش به پارسی برگردانده ام، در سایت قرار دادم.واز طریق وبلاگ شما به همولایتی های خطبه سرا تقدیم می دارم .امیدوارم که وقت و علاقه خواندن آنرا داشته باشید . ودر وبلاگ خطبه سرا سرزمین زیبائیهاقراردهید تا مورداستفاده همولایتی ها ی محترم قرارگیرد

­

دانلود کتاب

در این ترجمه :

تا آنجا که توانسته ام مفهوم کلمات و جمله را از دست ندهم، با ساده ترین کلمات و واژه های پارسی آنرا برگردانده ام، بدون آنکه به واژه های عربی، انگلیسی و فرانسوی حساسیت داشته باشم.

وقتی عربی حرف می زنیم، بهتر است از کلمات عربی استفاده کنیم و در جملات از واژه های غیر عربی استفاده نکنیم، در باره انگلیسی و پارسی و دیگر زبان ها هم همین طور است، وقتی پارسی حرف می زنیم، چرا باید از کلمات زبان های دیگر کمک بگیریم.

مرغ خانه همسایه غاز است...

این کتاب برای سن شما نیست، اما با خواندن آن، می توانید آن را به نوجوانان نزدیک به خود سفارش کنید !

با مهر
انور میرستاری خطبه سرا

­آبشار زُمُرُّد حویق

امروز 14 تیرماه 92 به همراه خانواده و خانواده یکی از بستگان برای دیدن آبشار زیبای زمرد در بخش و شهر حَویق شهرستان تالش رفته بودم. حَویق حدود چهل کیلومتر بعد از شهر تالش و نرسیده به شهر چوبَر  در مسیر آستارا قرار دارد.

برای رسیدن به این آبشار باید از خیابان ولی عصر آن شهر به طرف بالا دست طی طریق کنید. به نظرم حدود 10 کیلومتر راه هست. خاکی و نسبتاً ناجور. البته حدود یک سوم راه آسفالته است و مابقی خاکی. از حویق باید تا روستای زُمُرُّد بروید. روستای زمرد بعد از فتح الله محله قرار دارد. بهتر است اگر اتومبیل تان سواری و ظریف است،آن را در جلوی مسجد یا کنار مدرسه ابتدایی نصر روستای فتح الله محله بگذارید و مابقی راه را پیاده بروید. از فتح الله محله تا آبشار حدود 45 دقیقه تا یک ساعت پیاده روی لازم است. البته اگر اتومبیل تان جیپ یا لندرور یا نیسان یا پاترول  و... باشد رفتن به روستای زمرد که آخرین روستای مسیر آبشار است خیلی سخت نیست. ولی برای ماشین های سواری مانند پراید و ... سخت است و نباید ریسک کرد.

از روستای زمرد تا آبشار سراشیبی ست و 10 تا 15 دقیقه طول می کشد.

دو آبشار در نزدیک هم قرار دارند که به دوقلو معروف اند ولی یکی از قلوها بزرگ تر و پرآب تر و بعدی کم آب تر و کوچک تر است. البته آبشار کم آب تر پلکانی ست و چند متر بالاتر از خودش دو پله آبشار با ارتفاع حدود چهار و حدود هشت تا متر هم دارد.ولی آبشار بزرگ حدود 15 متر ارتفاع دارد. می گویند ده دقیقه پیاده روی لازم است تا به آبشاری دیگر که بالاتر از آبشار بزرگ قرار دارد برسید. ولی آبشار بالادستی کم ارتفاع تر است.

از چند جوان چوبری که برای دیدن آبشار به آن جا آمده بودند شنیدم که تا الان چند نفر به خاطر سقوط از آبشار اصلی جان باخته اند. چون به بالای ابشار که به خاطر وجود آب دارای جلبک است و  لیز می باشد، می روند و به ناگاه سُر می خورند و می افتند. آنان می گفتند قبلا شاهد سقوط یک اصفهانی از بالای ابشار به پایین بوده اند ولی آن شخص خوشبختانه زنده مانده بود.

آن چه که در این مسیر برایم جالب توجه بود زندگی و معماری و سنت ها و لباس های اهالی بود که کاملاً تالشی بود، اما هیچ کس شان تالشی نمی دانستند و ترکی سخن می گویند. برای برقراری ارتباط با پیرمردان و پیرزنان که فارسی نمی توانند حرف بزنند مجبوری به زبان ترکی حرف بزنی. حتی اگر کامل بلد نباشی و یا اصلاً دوست نداشته باشی و ...

ولی این جا همه چیز نشان می دهد که سرزمین تالش است.



آبشار اصلی و بزرگ با حدود 15 متر ارتفاع


قلوی کوچک و کم آب


هر دو آبشار در یک دید


دو آبشار کوچک (دو پله) بالادستی


بالاترین نقطه آبشار اصلی


خانه ای در روستای زمرد حویق



کوچه منتهی به آبشار در روستای زمرد حویق



یکی از خانه های زیبای فتح الله محله حویق



خانه ای زیبا در جلوی مسجد روستای فتح الله محله حویق




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 اسفند 1392 03:01 ب.ظ

طبیعت آذربایچان +خلخال+تصویر

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
پنجشنبه 25 مهر 1392-06:00 ب.ظ


ارسقیه تصاویر در ادامه ی مطلب

http://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295945.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295946.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295947.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295948.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295954.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295955.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295956.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295957.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295949.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295950.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295951.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295952.jpghttp://img.irna.ir/1390/13900304/30403625/30403625-1295953.jpg




روستای در مه

روستای در مه




نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 25 مهر 1392 06:03 ب.ظ

همه راه‌های درمان نازایی /دكتر فریبا حیدری كهن(خطبه سرا) فوق تخصص نازائی

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
یکشنبه 14 مهر 1392-12:56 ق.ظ


دكتر فریباحیدری كهن (میرستاری خطبه سرا)فوق تخصص نازائی

همه راه‌های درمان نازایی

درمان نازایی,راه‌های درمان نازایی,ناباروری,درمان ناباروری

درمان نازایی و ناباروری، همه راه‌ها و هزینه‌ها
ناباروری و نازایی از جمله مشکلاتی است که این روزها گریبان بسیاری از زوج​های جوان را در سراسر جهان گرفته است. ناباروری​هایی که ناشی از ابتلا به بیماری​، زندگی در شرایط پراسترس و تنش، مصرف غذاها و داروهای شیمیایی و ناسالم و فعالیت در محیط​های صنعتی و آلوده است. اگرچه به باور متخصصان و پزشکان این حوزه، امروز با وجود شیوه​های درمان نازایی و ناباروری متعددی که در جهان و کشور ما ایران وجود دارد، دیگر هیچ زوج جوانی نباید نگران مشکلات و اختلالات ناباروری و نازایی باشد اما با وجود این، هستند زوج​​هایی که به دلیل نداشتن توان مالی برای تامین هزینه​های درمان یا نپذیرفتن شیوه​ها و شرایط درمان ناباروری و نازایی مانند استفاده از تخمک یا لقاح اهدایی امکان ناباروری را برای همیشه از دست می​دهند. با مطالعه این گزارش علاوه بر آگاهی از دلایل و علائم نازایی در زوج​های جوان با روش​های درمانی این اختلال و تاثیر آن در روند زندگی زوج​ها بیشتر آشنا می​شویم.

نکاتی که هر زوج جوانی باید بداند

به چه مراکزی برای درمان ناباروری مراجعه کنیم؟
زوج ​ها برای درمان ناباروری باید به مراکز سرشناس و معتبر در زمینه درمان ناباروری مراجعه کنند. مراکزی که در آنها متخصص ناباروری مردان، متخصص ناباروری زنان و جنین‌شناس وجود داشته باشند و مشکلات و احتمال​هایی که باعث ناباروری در مردان و زنان می​شود به طور کامل بررسی شود. بهترین مراکز، مراکزی هستند که تمامی این بخش​ها در آنها وجود داشته باشد و به صورت تیمی برای درمان ناباروری اقدام ​کنند. در این شرایط بیمار مجبور نیست برای انجام آزمایش​های مختلف و تکمیل پرونده​اش به مراکز درمانی مختلف مراجعه کند. مراکزی که در وهله اول تشخیص درستی از ناباروری و دلایل ناباروری مراجعان خود داشته باشند و با بهترین انتخاب برای درمان آنها اقدام کنند. به طور کلی مراکز درمانی داریم که موفقیت در آنها 10 درصد است و مراکزی که موفقیت در آنها بیش از 30 درصد است. مشخص است که اگر به مراکز درمانی دوم مراجعه شود، نتیجه بهتری به دست خواهد آمد. بنابراین با مشاوره با پزشک و انجمن​ ناباروری می‌توان با مراکز معتبر و صاحب​نام در زمینه درمان آشنا شد و برای درمان به آنها مراجعه کرد.

از اهمیت روند درمان چه می‌دانید
یکی از مهم‌ترین نکاتی که موفقیت روند درمان را بیشتر می​کند، رعایت فاصله درمان​هاست. در صورتی که فاصله درمان​ها رعایت نشود احتمال از بین رفتن تاثیر داروها در زوج زیاد می​شود و روند درمان با اختلال​هایی روبه‌رو می​شود که بر نتیجه درمان نیز تاثیر می​گذارد. این مسئله با توجه به هزینه​های سرسام‌آور درمان ناباروری در کشور بار مضاعفی را بر مشکلات زوج​ها اضافه می​کند. از سوی دیگر با توجه به افزایش سن زوج بهتر است آنها روند درمان را به تعویق نیاندازند زیرا شانس درمان برای زنان 40 ساله 10 تا 15 درصد و برای زنان 25 تا 32 ساله 30 تا 35 درصد است.

این نکته را جدی بگیرید
زوج ​های نابارور باید توجه داشته باشند که در حال حاضر 50 مرکز برای درمان ناباروری با حضور متخصصان مختلف در حوزه تشخیص و درمان در کشور فعالیت می​کنند که انتخاب بهترین آنها باید با مشاوره و بررسی با صاحب​نظران این حوزه انجام شود. چرا که مراجعه به مرکزی که توانایی کامل در تشخیص و انتخاب درمان مناسب برای زوج​ها را نداشته باشد صرفا تلف کردن وقت مفید، صرف هزینه​های گزاف و در نهایت تشخیص نادرست علت ناباروری و دستکاری​های بیهوده بدن زن و شوهر است که هرکدام می​تواند تاثیر‌های منفی بر روند درمان ناباروری آنها داشته باشد.

هزینه​های درمان چقدر است؟
از آنجا که بسیاری از تجهیزات و داروهایی که برای درمان ناباروری در کشور مورد استفاده قرار می‌گیرد وارداتی است، تحریم​های اخیر تاثیر زیادی بر هزینه​های تامین دارو و تجهیزات داشته و این مسئله موجب شده تا هزینه​های درمان ناباروری دو برابر شود. در حال حاضر هزینه هر دوره درمان ناباروری اعم از دارو، خدمات پاراکلینیکی و اتاق عمل بسته به میزان مشکلات زوج​ها بین 5/2 تا 5 میلیون تومان است و هر زوج برای درمان باید 3 تا 4 دوره درمانی را پشت سر بگذارد که بخشی از این هزینه​ها مربوط به بخش تشخیص دلایل نازایی برای برخی از زوج​هاست. در این شرایط جراحی​های تشخیصی به زوج​ها توصیه می​شود که در کنار سونوگرافی و آزمایش​های مختلف حدود 50 تا 500 هزار تومان هزینه دارد. مابقی هزینه​ها در بخش درمان مربوط به داروهایی است که باید توسط زوج مصرف شود. نسخه‌ها و داروهایی که گاهی باید 3 تا 4 بار برای درمان قطعی برای زوج تجویز شود.

متخصصان چه می​گویند

از ناباروری بیشتر بدانید
در تعریفی که سازمان جهانی بهداشت who درباره ناباروری مطرح کرده که به عنوان تعریف کلی ناباروی مورد استفاده قرار می​گیرد، زوجی که یک سال به صورت مداوم و بی​وقفه بدون استفاده از هیچ وسیله پیشگیری برای بچه​دار شدن تلاش کنند و بارداری صورت نگیرد، در این حالت آنها باید نزد متخصص ناباروری بروند تا موقعیت خود را بررسی کنند. نکته مهم این است که زوج باید یک سال به طور مستمر برای بچه​دار شدن اقدام کند. به این ترتیب با شروع سیکل قاعدگی خونریزی آغاز می​شود و همزمان با ریختن لایه​های داخل رحم و ساخته شدن لایه​های جدید تغییرات هورمونی نیز در بدن اتفاق می​افتد و مکانیسم آماده شدن تخمک در بدن انجام می​شود. به این ترتیب در هر سیکل قاعدگی 10 تا 20 تخمک بالغ می​شود و در نهایت یک تا 2 عدد از آنها آزاد می​شود. در این شرایط یک روز بعد از رابطه زناشویی، اسپرم خود را به لوله​های رحمی که تخمک در آنجا مستقر است می​رساند و سرانجام بارداری شکل می​گیرد. در این شرایط نیز پس از لانه​گزینی جنین در رحم شکل می​گیرد. اما اگر بعد از 19 روز اسپرم به تخمک نرسید و بارداری شکل نگرفت و این روند 12 بار بعد از سیکل​های قاعدگی زن تکرار شد، باید احتمال نازایی مورد بررسی قرار گیرد. نمی‌توان به راحتی به زوج یا یکی از زوجین برچسب ناباروری زد.

دلایل ناباروری در زنان و مردان
دلایل مختلفی احتمال ناباروری را در مردان و زنان به وجود می​آورد. بروز هر یک از این احتمال​ها می​تواند بارداری را در زوج دچار اختلال کند. در این شرایط نیز متخصصان پس از 12 بار تکرار تلاش برای بچه​دار شدن، در صورت به دست نیامدن نتیجه به زوج اعلام می​کنند که احتمال ناباروی آنها به یکی از دلایل زیر وجود دارد و آنها برای درمان باید اقدام کنند.

* گاهی ممکن است اسپرم سالم وجود نداشته باشد یا شکل مناسب را برای باروری نداشته باشد.


* در برخی شرایط اسپرم فعال و محرک وجود ندارد.


* اسپرم در مسیر رسیدن به رحم از بین برود یا امکان رسیدن اسپرم به تخمک وجود نداشته باشد.


* عوامل مناسب برای لقاح وجود نداشته باشد که در این شرایط باید فاکتورهای مناسب در اسپرم و تخمک وجود داشته باشد.


* در برخی موارد تخمک سالم وجود ندارد یا لوله​های رحمی دچار اختلالی هستند که مانع رسیدن تخمک به اسپرم می​شود.


* گاهی محیط مناسب برای لقاح وجود ندارد و رحم شرایط لازم را برای باروری ندارد.


در چه شرایطی باید فورا برای درمان اقدام کرد؟
شرایطی برای مردان و زنان وجود دارد که در صورت بروز آنها نیاز به 12 بار تلاش برای بچه​دار شدن به مدت یک سال نیست و زوج باید هر چه زودتر برای درمان اقدام کند.

* در صورتی که بیضه مرد دچار عفونت ناشی از جراحی شده باشد یا ضربه خورده باشد.


* اگر رویش موها در بدن مرد به صورت نرمال و طبیعی نباشد.


* مردانی که دچار کوتاهی یا بلندی قد مفرط هستند.


* افرادی که سابقه ناباروری در خانواده آنها وجود دارد نیز باید مانند گروه‌های قبلی باید زودتر برای درمان اقدام کنند.


* زنانی که سابقه جراحی در ناحیه شکم داشتند یا سابقه چسبندگی در ناحیه شکم داشتند نیز در این گروه​اند.


* در صورتی که سن زنی از مرز 35 گذشته باشد یا سن زوج به طور کلی بالا باشد نیز باید سریع​تر برای درمان اقدام کند و نیازی نیست تا 12 مرحله را پشت سر بگذارد.


دلایل ناباروری در دنیای مدرن را بشناسیم؟
متخصصان و کارشناسان ناباروری در سراسر جهان برای ناباروری در میان زوج​ها دلایل مختلفی را می​شناسند:

سن زوج مهم‌ترین فاکتور
امروزه در دنیای مدرن دلایل مختلفی برای ناباروی مردان و زنان وجود دارد که یکی از مهم‌ترین آنها از دیدگاه متخصصان و کارشناسان سن زوج است. زوج​ها باید توجه داشته باشند که میزان باروری زنان در زیر 25 سال بیش از 80 درصد و در زنانی که از مرز 35 سالگی گذشته‌اند به کمتر از 50 درصد می​رسد. چرا که در این سن و سال احتمال محدود شدن تعداد تخمک​ها وجود دارد؛ عاملی که خود به تنهایی می​تواند موجب کاهش باروری و افزایش خطر ناهنجاری​های مادرزادی در جنین و نوزاد شود. علاوه بر این، مردان بالای 35 سال است در مقایسه با مردانی که سن آنها کمتر از 35 سال است شانس باروری کمتری دارند و احتمال افزایش ناهنجاری​های کروموزومی در فرزندان آنها بیشتر است.

آلودگی​های محیطی و صنعتی
یکی از مواردی که می​تواند تاثیر زیادی بر ناباروری مردان داشته باشد، آلودگی محیطی، صنعتی و آلودگی هواست که موجب کاهش میزان اسپرم و ضعف آنها در باروری می​شود. تحقیقات گسترده‌ای در این زمینه انجام شده که از میان آنها می​توان به تحقیقات انجمن طب تولیدمثل ایتالیا اشاره کرد که در تحقیقاتش زندگی​شهرنشینی و قرار گرفتن در معرض آلودگی هوا ناشی از رفت و آمد خودروها را در سطح شهر از جمله دلایل کاهش و ضعف اسپرم مردان برای باروری معرفی کرده​اند. آنها زندگی شهری و بی​تحرکی شدید و چاقی را از مهم‌ترین عوامل آسیب رساندن به سلول​های جنسی مردانه می​دانند.

چاقی و افزایش ناباروری در زنان
مطالعات متعددی در جهان انجام شده که نشان می​دهد زنان چاق یا مبتلا به اضافه وزن در مقایسه با زنانی که وزن طبیعی و استاندارد دارند، مدت زمان بیشتری را برای باردار شدن لازم دارند. ضمن آنکه احتمال ناموفق بودن بارداری در گروه زنان چاق نیز بیشتر است. به گفته متخصصان اضافه وزن درمردان و زنان منجر به افزایش میزان هورمون​ها در بدن آنها می​شود و این هورمون​ها فرآیند باروری را تحت تاثیر قرار می​دهند. در حقیقت ترشح غیرطبیعی هورمون​ها می‌تواند منجر به افزایش وزن و تاثیرات منفی بر تولید سلول​های جنسی مردان و زنان شود. به گفته محققان تجمع سلول​های چربی در بدن بر تنظیم تخمک​گذاری در زنان و همینطور بر تولید اسپرم در مردان ضروری است. و این روند می​تواند بر ناباروری آنها تاثیر بگذارد.

نقص عملکرد تخمدان در زنان
یکی از شایع​ترین دلایل ناباروری نقص تخمک​گذاری در زنان است. این حالت معمولا به دلیل نقص در عملکرد هیپوتالاموس و در نتیجه اختلال در تحریک غده هیپوفیز زنان به وجود می​آید. استرس، تروما، افزایش یا کاهش وزن شدید، بی​اشتهایی یا اختلال در خوردن غذا، فعالیت​های ورزشی سخت از جمله عوامل تاثیرگذار در فعالیت تخمدان​هاست که با بررسی بیماری​های زمینه‌ای و همین​طور اصلاح شیوه و سبک زندگی و مشاوره با متخصص زنان می​توان تا حد زیادی برای درمان و پیشگیری از بروز این اختلال اقدام کرد.

سیگاری​ها سخت بچه​دار می​شوند
بر اساس تازه​ترین تحقیقات پزشکی کشیدن سیگار و دخانیات توسط مردان توان باروری را کاهش می دهد. این اتفاق در شرایطی که مردان در سن باروری قرار دارند و تصمیم دارند صاحب فرزند شوند تاثیر بیشتری دارد. چرا که از دیدگاه این متخصصان کشیدن سیگار می​تواند آسیب جدی به اسپرم​ها وارد کند و از طرفی با افت توانایی اسپرم​ها موجب بروز اختلال در باروری زوجین شود. علاوه بر مادران سیگاری، زنان سیگاری نیز احتمال باروری خود را دستخوش تغییر قرار می​دهند. زنان سیگاری در صورتی که در سنین بالاتر از 30 قرار داشته باشند با هر سیگاری که می​کشند احتمال بارداری خود را کم و کم​تر می​کنند.


بیمه جبران هزینه ناباروری و نازایی چیست؟
با توجه به فناوری​های جدید در حوزه تشخیص و درمان نازایی و ناباروری امیدها و دریچه​های جدیدی در زندگی بسیاری از زوج​های نابارور گشوده می​شود، به گونه​ای که امید به زندگی و بهبود کیفیت و روند زندگی آنها موجب افزایش نشاط و شادابی آنها نیز می​شود. بیمه درمان نازایی و ناباروری زوجین این روزها نقطه روشنی را در زندگی زوج‌های نابارور به همراه داشته است.

زوج​هایی که مجبور به تامین هزینه​های کمرشکن درمان نابارویی هستند و برای تامین این هزینه​ها مشکلات زیادی دارند. سازمان بیمه خدمات درمانی و بیمه البرز از جمله بیمه​هایی هستند که خدمات طرح ناباروری و نازایی را به زوج​های جوان ارائه می‌دهند. با کمک این بیمه زوج​ها می​توانند جبران آن بخش از هزینه​های درمانی که برای درمان ناباروری و نازایی اعمال کرده​اند و همین​طور هزینه​های جانبی آن را جبران کنند. براساس اساسنامه این طرح تمام زوج‌های جوانی که برای بار اول ازدواج کرده​اند و بیش از 4 ماه از تاریخ رسمی ازدواج آنها نمی‌گذرد و سن خانم کمتر از 40 سال است می​توانند از بیمه جبران هزینه ناباروری و نازایی استفاده کنند.

روش​های درمانی ناباروی کدامند؟
متناسب با دلایل و علت​های مختلفی که برای ابتلا به ناباروری و نازایی در مردان و زنان وجود دارد، شیوه‌های مختلفی برای درمان نازایی و ناباروری وجود دارد که متناسب با علت بیماری توسط متخصص به بیماران توصیه می​شود.

تحریک تخمک​گذاری
این شیوه در مورد زنانی به کار گرفته می​شود که مبتلا به اختلال تخمک​گذاری هستند و برای به دست آوردن تعداد کافی تخمک به منظور انجام سیکل درمانی نیازمند استفاده از روش‌هایی مانند IUI، IVF و ICSI می​شوند. به این ترتیب آنها در دوره‌های درمانی که پیش​رو دارند با استفاده از دارودرمانی و هورمون درمانی اختلال تخمک​گذاری را پشت سر می​گذارند.

میکرواینجکشن
در شیوه میکرواینجکشن که یک شیوه تخصصی و موثر برای درمان ناباروری با علت مردانه است، پیش از هر چیز تخمدان​ها توسط داروهای محرک تخمک​گذاری تحریک می​شود و پس از آماده‌سازی تخمک​ها یک اسپرم در شرایط آزمایشگاهی خاص به داخل تخمک تزریق می​شود و تقریبا پس از 48 ساعت جنین‌های تقسیم شده و مناسب به داخل رحم زن انتقال داده می​شود.

لقاح خارج از رحمی
IVF که از آن با عنوان لقاح خارج رحمی یاد می​شود، یکی از شیوه​هایی است که برای درمان نازایی مورد استفاده قرار می​گیرد. در این شیوه لقاح خارج رحمی یا باروری در محیط آزمایشگاه انجام می​شود. این روش در شرایطی که لوله​های رحمی آسیب​دیده باشند یا اختلال در عملکرد آنها مشاهده شود از سوی متخصص به بیمار توصیه می‌شود. این شیوه نه تنها در مورد زنان مبتلا به مشکلات و اختلالات تخمدانی بلکه در برخی موارد درباره ناباروری​ها با علت مردانه نیز به زوج‌ها توصیه می​شود.

IUI
در شیوه درمانی IUI اسپرم​های فعال پس از جداسازی و آماده​سازی به شکل مصنوعی همزمان با تحریک تخمک​گذاری به رحم هدایت می​شوند. در این شیوه از آنجا که تحریک تخمک​گذاری با سونوگرافی​های متعدد در روزهای متوالی یا با اندازه​گیری هورمون​های جنسی موجود در ادرار مشخص می​شود و متناسب و همزمان با ورود اسپرم این اتفاق انجام می​شود، بنابراین احتمال بارداری و باروری زیاد است.

روش​های جایگزین برای درمان ناباروی
گاهی پیش می​آید که زوج​ها پس از بررسی​های مختلف و تجربه روش​های درمانی متعدد به این نتیجه می​رسند که باید از شیوه​های جایگزینی برای درمان ناباروری و نازایی از قبیل استفاده از تخمک، جنین اهدایی یا رحم جایگزین استفاده کنند. در این شرایط در صورت احراز ضرورت درمان به روش جایگزین مرکز درمانی برای انتخاب اهداکنندگان و دریافت​کنندگان شرایطی را در نظر می​گیرد که در صورت برآورده شدن آنها مشاوره نهایی برای انجام کار با متخصصان رشته‌های مختلف زنان زایمان، جنین شناسی، آندرولوژی، غدد، داخلی، ژنتیک، عفونی و روانپزشکی انجام می‌گیرد.

از اهداء​تخمک چه می​دانید
در شرایطی که برخی از زوج​ها به دلیل عدم پاسخ تخمدان​ها و بروز اختلال در تولید تخمک​ها در زن، از داشتن فرزند محروم می​شوند، با کمک این شیوه​ می​توان فرصتی را برای آنها فراهم کرد تا تجربه بچه​دار شدن را در زندگی داشته باشند. بنابراین در برخی مراکز درمان ناباروری و نازایی اهدا تخمک که شامل تهیه و جمع​آوری تخمک از زن اهدا کننده و باروری آن تخمک در آزمایشگاه با اسپرم مرد و انتقال جنین​​ها به رحم زن نابارور است، صورت می​گیرد.

حال باید دید که اهدا تخمک در چه شرایطی و برای چه گروهی از زنان انجام می​شود:

* زنانی که مبتلا به بیماری​ نارسایی زودرس تخمدان هستند یا تخمدان‌های آنها به دلیل سابقه جراحی از بدن خارج شده یا سابقه درمان بیماری با شیوه​های شیمی​درمانی و پرتو درمانی دارند می​توانند از این شیوه جایگزین برای درمان استفاده کنند.


* افرادی که با توجه به تحریک تخمک​گذاری و مصرف داروهای تجویز شده پاسخی از سوی تخمدان​ها دریافت نمی​کنند و زنانی که به ذخیره پایین تخمدان مبتلا هستند.


* زنانی که سقط مکرر غیرقابل درمان و شکست​های مکرر روش​های باروری خارج رحمی را تجربه می​کنند و دست کم 3 بار ناموفق بوده​اند.


* افراد مبتلا به بیماری ژنتیکی که بیماری از طریق مادر به فرزند قابل انتقال است و با استفاده از روش​های آزمایشگاهی در دسترس و تشخیص متخصص ژنتیک بیماری قابل شناسایی و درمان نیست، در این شرایط نیز می​توان از درمان‌های جایگزین استفاده کرد.


* در افرادی که ناباروری در سنین بالا را تجربه می​کنند در صورتی که زن بیش از 40 سال داشته باشد نیز این شیوه توصیه می​شود.

شرایط اهدا جنین را بدانید
بسیاری از زوج​ها به دلیل ابتلا به مشکلاتی از قبیل نداشتن تخمک یا اسپرم سالم، یا عدم امکان باروری جنین یا مشکلات دیگر برای تشکیل جنین بیولوژیکی مجبور به استفاده از گامت اهدایی یا جنین اهدایی می​شوند. در این شرایط جنین در رحم زن گیرنده شکل گرفته و بزرگ می​شود و به این ترتیب هم زن و هم جنین تعلق خاطر بیشتری به عنوان مادر و فرزند به یکدیگر احساس می​کنند. اهدا جنین یا تخمک در هر صورت با توجه به قوانین و راهنمایی​های اخلاقی انجام می‌گیرد و مشاورانی پیش از انجام کار درباره مسائل پزشکی و اجتماعی این موضوع با خانواده​ها صحبت می​کنند و در نهایت پس از بررسی​های نهایی و آگاه​سازی​های لازم اهدا جنین برای زوج صورت می​گیرد.

رحم جایگزین راه​حلی دیگر
یکی از دلایل ناباروری و ناتوانی مادر عدم توانایی او در حمل، نگهداری و پرورش جنین در رحم است. در این شرایط استفاده از رحم جایگزین از سوی متخصصان ناباروری به زوج توصیه می​شود. استفاده از رحم جایگزین زمانی ضرورت پیدا می​کند که زوج همه شرایط دخیل در شکل​گیری فرزند را دارند و تنها به دلیل فقدان رحم سالم، امکان بچه​دار شدن از آنها سلب شده است. در این شرایط تکنولوژی لقاح خارج رحمی انجام می​شود و جنین حاصل از لقاح تخمک مادر و اسپرم پدر متقاضی درمان به رحم شخص ثالث که قرار است از رحم او به عنوان رحم جایگزین استفاده کنند، منتقل می​شود.

در شرایطی که زوجین با مسئله نازایی و ناباروری روبه‌رو می‌شوند متناسب با روحیات و ویژگی‌های شخصیتی رفتار متفاوتی از خود بروز می‌دهند. اولین واکنش زوج‌ها در مقابل ناباروری و نازایی مسئله «انکار» است. در این شرایط گاهی یکی از زوجین یا هر دو آن‌ها نمی‌توانند این مسئله را بپذیرند و با این موضوع کنار بیایند. بنابراین وارد اولین مرحله شده‌اند. باید توجه کنید که مکانیسم سازگاری در افراد مختلف متفاوت است، گاهی فردی در مقابل بیشترین استرس‌ها می‌تواند واکنش‌ها و عکس‌العمل مناسبی نشان دهد و برعکس فرد مقابل او در مقابل خفیف‌ترین تنش‌ها، بیشترین حساسیت و عکس‌العمل را بروز دهد.

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 22 اسفند 1392 02:44 ب.ظ

روحانی باید با کمک رهبری، مشکل رابطه با آمریکا را حل کند

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 2 مهر 1392-05:47 ب.ظ

هوشنگ امیراحمدی
عصر ایران - هوشنگ امیراحمدی معتقد است مشکل اصلی رابطه ایران و آمریکا، نه اورانیوم و اسرائیل و حقوق بشر بلکه دو منظر فکری متفاوت است که در تهران و واشنگتن وجود دارد و سیاستمداران دو کشور، از این دو منظر متفاوت در جهان سیاست نظر می‌کنند. متن زیر گفتگوی عصر ایران است با هوشنگ امیراحمدی درباره چشم انداز رابطه ایران و آمریکا درباره چشم انداز رابطه ایران و آمریکا در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی. امیراحمدی

***


*با به قدرت رسیدن حسن روحانی، خیلی‌ها در ایران امیدوارند گشایشی در رابطه ایران و آمریکا ایجاد شود. جو حاکم در محافل سیاسی آمریکا چگونه است؟

این البته طبیعی است که یک شروع جدید را مبدا یک تغییر هم ببینیم و حرکت هایی هم در جهت بهبود رابطه مشاهده کنیم. من هم جدا امیدوارم که گشایشی در این رابطه سرطانی ایجاد شود.
اما آن خوش خیالانی که با تعویض دولت داغ می‌شوند، درک عمیقی از مسائل رابطه ندارند. آنها بیشتر تابع آرزویشان هستند تا واقعیت رابطه. مشکل ایران و امریکا مشکل دو دولت نیست، مشکل غنی سازی، حمایت از تروریسم، ضدیت با حقوق بشر، و یا مخالفت با صلح بین فلسطین و اسرائیل نیست. مشکل رابطه در  دو تفکر مختلف، دو نوع برخورد متفاوت با دنیا و دو مجموعه ارزشی مغایر است.

بین دو کشور یک انقلاب عظیم قرار گرفته است که نمی‌خواهد از مواضع اصولی خودش پایین بیاید و امریکا هم ذاتا ضد انقلاب است. برای حل چنین معضلی خواست سیاسی، حسن نیت، فکر بکر، و برنامه زمانبندی شده دقیق نیاز است. بنابراین غیر منتظره نیست که جو حاکم در آمریکا کماکان نظر مخالفین سیاست نرمش با ایران و طرفداران براندازی را منعکس کند.

اما این فکر حاکم مثل گذشته مخالفت عریان با دیپلماسی نمی‌کند و حتی به ظاهر می‌خواهد به آقای روحانی شانس زودگذری هم برای اثبات "حسن نیت" بدهد. جائی هم که باید این حسن نیت "آزمایش" شود توقف غنی سازی اورانیوم بر اساس خواست شورای امنیت سازمان ملل است.  آنها توپ را در زمین آقای روحانی انداخته اند، با شتاب آقای روحانی را دعوت به میز مذاکره و مصالحه می‌کنند و در همین حال هم یک تله "آزمایش" برایش گذاشته اند. فکر آنها این است که آقای روحانی در این "آزمایش"  توقف غنی سازی رفوزه خواهد شد و در آن صورت تخریب ایشان و افزایش فشار به ایران آسان‌تر خواهد بود.

 همچون گذشته نیروی حاکم در این جو حاکم، اسرائیلی ها و لابی های به غایت ضد نظام اسلامی هستند. البته نیروهایی هم هستند که جدا و صادقانه طرفدار مذاکره و حل مشکل هستند. این نیروها در حال حاضر قدرت کمی دارند اما می‌شود آنها را با یک نگرش نو، سیاست مدبرانه و لابی موثر تقویت کرد.
 
*آیا تفاوت محسوسی بین موضع دموکرات‌ها و جمهوریخواهان در قبال ریاست جمهوری حسن روحانی وجود دارد؟

دمکرات ها در قدرت هستند و سیاست دولت در دست آنهاست. جمهوریخواهان، به عنوان مخالفین دولت، بعضاً از سیاست دولت حمایت و گاها انتقاد می‌کنند. در مجموع اکثر محافظه کاران علاقه ای به مذاکره جدی و اساسی توسط دمکرات ها با ایران ندارند.

از این بازی حزبی که بگذریم، سیاست امریکا در قبال ایران به یک ثبات در حرف و عمل رسیده است و دو حزب تنها در حاشیه این سیاست "فشار روزافزون" در جهت خواست ناگفته تغییر نظام و یا تسلیم تهران با هم اختلاف سلیقه در روش و برخورد دارند.

آقای اوباما اعتقاد دارد که با ایران باید با نرمش حرف زد ولی با چماقی بزرگ با آن برخورد کرد.  در عوض سیاست جمهوریخواهان عریان تر و چماقی تر است اگرچه آنها نیز همچون دمکرات ها از یک برخورد نظامی با ایران به شدت هراس دارند. به عبارت دیگر، سیاست امریکا در قبال ایران کاملاً حزبی نیست چونکه در هر دو حزب شخصیت های تندرو و میانه‌رو علیه ایران وجود دارند. متاسفانه در رابطه با ایران در هر دو حزب، تندروها بر میانه روها غالبه دارند.
 
*تصویب تحریم‌های جدید، پس از روی کار آمدن دولت روحانی را چگونه باید تحلیل کرد؟

سیاست رسمی و بیان شده آمریکا علیه ایران "دیپلماسی زور" است. بر اساس این سیاست باید فشارهای اقتصادی و سیاسی علیه تهران به طور روزافزونی گسترش یابد تا اینکه جمهوری اسلامی مجبور به مذاکره برای تسلیم بشود. تصویب تحریم های جدید نیز در جهت همان سیاست است و نباید غیرمنتظره تلقی می‌شد.

آقای دکتر روحانی در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود به عنوان ریاست جمهوری، از امریکاییان گله کردند که پاسخ مناسبی به پیام ملت ایران در انتخابات اخیر نداده اند، واقعیت های ایران را درک نمی‌کنند و بین حرف و عمل آنها تضاد وجود دارد. آقای رئیس جمهور حتما درست می‌گویند اما رفتار آمریکا از کم‌فهمی و یا بی‌توجهی ناشی نمی‌شود بلکه ریشه در یک سیاست مشخص برای امتیاز گرفتن از ایران در مسائل مشخص دارد.

تاریخ رابطه جمهوری اسلامی با امریکا نشان می‌دهد که برای امریکائیان از اینکه چه کسی رئیس قوه مجریه نظام اسلامی هست و یا چند میلیون ایرانی به پای صندوق رای رفته اند اهمیت چندانی ندارد.
آنها به دنبال رفع نگرانی‌های خود، منافع خود و حفظ امنیت و برتری دوستان استراتژیک خود در منطقه هستند.  یادمان باشد که ایران در زمان "آقای خاتمی اصلاح طلب و صلح‌دوست" بود که به عنوان یک عضو "محور شرارت" معرفی شد و این در حالی بود که دولت ایشان حرف های خوبی در باره امریکا زده بود و کمک های موثری در افغانستان به امریکائیان کرده بود. تصادفا در آن موقع آقای دکتر جواد ظریف هم بازیگر اصلی صحنه افغانستان از سوی ایران بود.

*این تحریم‌ها ظاهراً ایران را هم با این سوال مواجه کرده است که "در آمریکا چه کسی تصمیم می گیرد؟!" جواب شما به این سوال چیست؟

آمریکا یک نظام سیاسی دمکراتیک بسیار پیچیده و به‌هم‌‌تنیده ای دارد. درون این نظام سیاسی که به شدت ملی-امنیتی هم هست (national security state) نیروهای نهادی و غیر نهادی گوناگونی با اهداف و منافع متفاوت بر تصمیم‌گیری‌ها و سیاستگذاری‌ها تاثیر می‌گذارند.

 حتی بخشی از این نیروها آمریکائی هم نیستند (مثل دولت های دوست امریکا) و برخی هم در حاشیه قانون عمل می‌کنند (مثل لابی ها). در مسائل عمده روابط خارجی، مثل مشکل با ایران، کاخ سفید و شورای امنیت ملی (یعنی رئیس جمهور و مشاوران امنیت ملی ایشان) تصمیم گیرنده اصلی هستند. وزارت امور خارجه و دفاع هم در تصمیم گیری شرکت دارند اما کار اصلی انها اجرای سیاست‌ها و نظارت بر اجرا ی آنهاست.

سازمان‌های جاسوسی و امنیتی متعدد هم خوراک اطلاعاتی و تحلیلی به تصمیم گیرندگان می‌دهند. کنگره امریکا (شامل مجلس نمایندگان و مجلس سنا) بازیگر مهم دیگری هست که در دو دهه اخیر هرچه بیشتر بر سیاست خارجی امریکا اثر گذاشته است.

در رابطه با ایران، کنگره امریکا، تحت تاثیر دولت های دشمن ایران، نیروهای لابی ضد ایران، طرفداران اسرائیل و اتاق‌های فکر تندرو، به طور روزافزونی نقش منفی موثر بازی کرده است و امروز ضد ایرانی ترین نهاد رسمی امریکا است.
 در جمع بندی، رئیس جمهور، کنگره، اسرائیلی ها و لابی‌های ضد ایرانی از اصلی ترین بازیگران رابطه ایران و امریکا هستند.

*رهبر انقلاب در آغاز سال جدید گفتند که به مذاکره با آمریکا خوش‌بین نیستند ولی مخالفتی هم با آن ندارند. فکر می‌کنید به دولت روحانی اجازه مذاکره مستقیم با آمریکا بر سر اختلافات ایران و آمریکا داده می شود؟

یک ضرب المثل چینی می‌گوید اگر بخواهی یکی را دشمن بکنی حتما می‌توانی. ایران و امریکا خواستند از همدیگر دشمن بسازند و متاسفانه توانستند. انقلاب اسلامی ضد امریکا بود چون آن را مغایر استقلال ایران و مزاحم کشور در منطقه می‌دانست. امریکا هم هرگز با هیچ انقلابی سر سازش نداشته است و از همان روز اول در جهت نابودی انقلاب ایران برآمد.

امام خمینی امریکا را گرگ و ایران را به بره تشبیه کرد و همزیستی این دو را غیرممکن دانست. مقام رهبری کنونی هم در همان چهارچوب فکر می‌کنند با این تفاوت که برای آیت الله خامنه ای قصد امریکا برای نابود کردن انقلاب و نظام اسلامی به تجربه مسجل شده است. پس غیر منتظره نیست که ایشان به مذاکره و حل مشکل با امریکا خوش بین نباشند.  یادمان نرود که ایشان به آقای هاشمی اجازه دادند که به یک هوشنگ امیراحمدیشرکت نفتی بزرگ امریکائی یک قرارداد میلیاردی بدهد ولی آمریکایی ها رد کردند، به آقای خاتمی اجازه دادند که غنی سازی را برای بیش از یکسال تعطیل کند ولی ایران در مقابل یک بسته "تشویقی توهین آمیز" گرفت، و به آقای احمدی نژاد اجازه دادند که به رئیس جمهور امریکا نامه بنویسد، تبریک بگوید و پیشنهاد های سازنده بدهد اما در مقابل آقای احمدی نژاد کلا نادیده گرفته شد. بنابراین، بدیهی است که آقای خامنه ای بدبین باشند. من فکر می کنم ایشان حتما به آقای روحانی اجازه مذاکره با امریکا را خواهند داد، اما آیا آقای روحانی بر عکس اسلاف خود موفق خواهند شد که با امریکائیان به یک نتیجه برد-برد برسند؟ من فکر می کنم امکانش هست اما نه در چهارچوب فکر و سیاست متداول در هر دو سو. باید منظر فکری هر دو طرف نسبت به یکدیگر عوض شود تا توفیقی حاصل گردد.

*ممکن است توضیح بدهید که منظور شما از "منظر فکری" در اینجا چیست و آن را چگونه می شود عوض کرد؟

در توضیح دلیل ناسازگاری امریکا و ایران با یکدیگر، معمولاً گفته می‌شود که بین آنها اعتماد وجود ندارد. این حرف درست است. عدم اعتماد بین دو دولت مشکل اصلی این رابطه است. اما خود این بی اعتمادی متقابل ریشه در جای دیگری دارد. درس بزرگی که من از سیستم دادگاه های آمریکا یاد گرفته ام این است که قاضی همیشه به دنبال ریشه دعوا (bottom line) می‌گردد. در رابطه ایران و امریکا هم یک باتم لاین وجود دارد و آن هم انقلاب اسلامی ایران است.

 انقلاب اسلامی 1357 دو هدف بزرگ داشت: یکی از بین بردن دیکتاتوری شاه و دیگری قطع وابستگی به امریکا و پایان دادن به حضورش در منطقه ایران. در همین حال دولت اسلامی، با سابقه امریکا در ایران (مثلا کودتای 28 مرداد 1332) و طرز نگاه امریکا به دنیا هم مشکل داشت. پس دشمنی با امریکا با انقلاب به اشد خود رسید. امریکا نیز با هیچ انقلابی نتوانسته است زندگی کند و با طرز فکر انقلابها و انقلابیون چه از نوع کمونیستی یا اسلامی جدا مشکل داشته است. پس امریکا هم طبیعتا دشمن انقلاب اسلامی شد. در واقع، از همان سی و چند سال پیش، امریکا و انقلابیون اسلامی نخواستند و نتوانستند با هم زندگی کنند.

آمریکا حتی در همان روزهای اول، قبل از اینکه حکومت اسلامی جدید فرصت زدن صدمه ای به آن را پیدا کند، در صدد براندازی نظام جدید برآمد. کودتای نوژه و اقدامات دیگر امریکا در همان راستا برنامه ریزی شدند. متاسفانه سابقه امریکا بین ایرانیان وطن‌پرست بعد از کودتای 28 مرداد تا حد زیادی خراب شده بود و اقدامات براندازانه جدید نمک بیشتری بر آن زخم کهنه پاشید و بی‌اعتمادی به امریکا را بیشتر کرد.

انقلابیون اسلامی هم با گروگان گرفتن امریکائیان در تهران مقابله به مثل کردند. و بعد هم امریکا صدام حسین را به جان ایران انداخت و باقی داستانها.
متاسفانه این ضدیدت متقابل به یک دور تسلسل تبدیل شد که نتیجه اش عدم اعتماد طرفین به حرف و عمل یکدیگر است، و در غیاب هیچ گونه گفتگوی مستمر و سازنده ای بین آنها طی سه دهه گذشته، این بی اعتمادی آنها را به جائی برده است که هر یک منتظر نابودی طرف دیگر است.

اگر قرار است سازشی شکل بگیرد، نگرش هر دو طرف باید کمی تصحیح شود. باید هر دو واقع بین تر گردند و نگرانی‌های همدیگر را با دقت و سعه صدر بیشتری درک کنند. سوای نگرانی‌ها، آنها باید منافع ملی همدیگر را هم با وسعت بیشتری و بدون شرط و شروط بپذیرند. مثلا، ایران باید قبول کند که امریکای ابرقدرت و امپریالیست نمی‌تواند از منافع خود در مهم ترین منطقه دنیا دست بردارد و به خانه اش برگردد. امریکا هم باید بپذیرد که ایران می‌خواهد مستقل بماند، منافع منطقه‌ای دارد و انقلاب اسلامی هم یک واقعیت است، و اینکه نگرانی های امنیتی و منطقه ای ایران نیز باید ملحوظ باشد.
به عبارت دیگر، هر دو باید از منظر فکری جدیدی به هم دیگر بنگرند. اگر این پارادیم فکری جدید بتواند شکل بگیرد آن وقت حتما امیدی به تنش زدائی و عادی شدن (نه لزوما دوست شدن) رابطه هست.

*ظاهراً محافلی در غرب و تهران، نقش محمدجواد ظریف را در امکان برقراری رابطه بین ایران و آمریکا موثر می‌دانند. ظریف واقعاً تا چه حد در محافل سیاسی آمریکا نفوذ دارد؟

آقای دکتر ظریف یک دیپلمات تحصیل کرده، خوش فکر و ورزیده است و در همین حال یک ایرانی وطن‌پرست است که به نظام اسلامی اعتقاد دارد و به آن وفادار است.

ایشان سالها در امریکا زندگی کرده اند، درس خوانده اند و با امریکاییان زیادی کار کرده اند و با بخشی از بزرگان امریکایی هم دیدار و گفتگو داشته اند.
 اما به دلیل معذوریت شغلی و عدم مجوز برای ارتباط مستقیم با رهبران تراز اول امریکا و همچنین دوری چند سال اخیر از صحنه امریکا، درون طبقه حاکمه فعلی امریکا دوستان چندانی ندارد اگر چه مقامات عالی رتبه زیادی برای ایشان احترام قائل هستند.

بنابراین، نفوذ ایشان درون هیئت حاکمه فعلی امریکا غیر مستقیم و به دلیل شخصیت درست و دوست داشتنی ایشان خواهد بود. این را هم باید در نظر داشت که وزیر امور خارجه سیاست گذار و تصمیم گیرنده در مسائل راهبردی نظیر رابطه ایران و امریکا نیست بلکه بیشتر مجری سیاست‌ها و ناظر بر آنهاست.

من نگرانم که بالا رفتن انتظارات از آقای دکتر ظریف در داخل و خارج از کشور باعث تضعیف زودرس وی به عنوان وزیر امور خارجه بشود. او حتما با درایت و در چارچوب منافع کشور و حفظ عزت نظام عمل خواهند کرد و حتما می‌تواند نقش سازنده ای در کاهش تنش با امریکا داشته باشد. اما برای اینکه توفیقی در این زمینه داشته باشد، باید از طرف مقامات جمهوری اسلامی حمایت شود. در ارتباط با برقراری رابطه اما، همان‌طور که توضیح دادم، نیاز به این خواهد بود که دو نظام با عینک‌های جدیدی به همدیگر بنگرند و این کاری نیست که از عهده آقای دکتر ظریف یا هیچ وزیر امور خارجه دیگری بر بیاید. در این سطح، در ایران فقط رهبری نظام و در امریکا فقط رئیس جمهور تصمیم گیرنده اند.  
 
*بر فرض که به دولت روحانی اجازه آغاز مذاکرات داده شود، آیا روحانی می‌تواند از موضع قدرت وارد مذاکره با آمریکایی‌ها شود و مذاکراتش بدون جوسازی‌های تندروهای داخلی، نیمه‌کاره نماند؟

مشکل آقای دکتر روحانی در سر میز مذاکره، قدرت نسبی نخواهد بود بلکه خواست طرفین به حل مشکل، ابزارهای مذاکره و نحوه پاسخگویی به نگرانی‌های طرفین خواهد بود. ابرقدرتی و زورمداری امریکا یک واقعیت است و باید با توجه به این واقعیت با آن سر میز نشست. اما این کل واقعیت امریکا نیست. امریکا یک ابرقدرت در حال نزول است. کشوری است که در این دو سه دهه گذشته خیلی زخمی شده است. در ایران، در عراق، در افغانستان و جاهای دیگر. این زخم‌ها فقط سیاسی نیستند بلکه اقتصادی هم هستند. ببینید چین و ژاپن و کره جنوبی چه بلائی سر اقتصاد امریکا آورده اند. پس امریکا هم آسیب‌پذیر است و آنچنان که تصور می‌رود قلدر و گرگ محله نیست.

از طرف دیگر، ایران هم رشد قدرت داشته و فکر قدرت هم دارد و دیگر آن میش سابق نیست. ایرانیان قرن ها آقای دنیا بودند و هنوز هم فکر می‌کنند که یک ابر قدرت هستند؛ حداقل در منطقه خودشان. تصادفا ایران و امریکا فرهنگ ابرقدرتی را با هم مشترک هستند.

به علاوه، سر میز مذاکره که قرار نیست زورآزمائی بشود. در آن‌جا منطق و اطلاعات قرار است حاکم باشد. در آن‌جا قرار است حسن نیت باشد، دانش باشد، سود متقابل مطرح باشد و غیره.

من اعتقاد دارم که اگر ایران یک تیم قدرتمند فکری و اطلاعاتی و راهبردی، که امریکا و دنیا را به دقت بشناسد، پای میز مذاکره ببرد می‌تواند با امریکا مذاکره برابر بکند. اما همان‌طور که گفتم آن تیم مذاکره‌کننده باید جدا ار هر جهت قوی باشد. امریکایی ها سرمایه‌دار و اهل معامله هستند اما آن‌ها هم مثل ایرانی‌ها زیر بار زور نمی‌روند.
می‌گویند گردن ایرانی را با شمشیر نمی‌شود برید ولی با پنبه می‌شود. تصادفا آمریکایی هم دقیقا همین خصلت را دارد. در همین حال جناح های به اصطلاح تند رو هم باید همکاری کنند. آنها نوبت خود را داشته اند. مملکت در وضعیت بحرانی قرار دارد و این باید از طرف همه درک شود. آقای روحانی باید آن‌ها را هم در مذاکرات به بازی بگیرد و به نگرانی های آن‌ها با شفافیت پاسخ بگوید.

*در مجموع فکر می‌کنید روحانی می‌تواند گره تاریخی رابطه ایران و آمریکا را باز کند یا اینکه این دولت هم مثل دولت خاتمی، در این زمینه صرفاً امید بی‌سرانجام ایجاد می‌کند؟

آقای دکتر روحانی نمی‌تواند رابطه با امریکا را بدون نظر و کمک مستقیم مقام رهبری عادی کند. اما ایشان می‌تواند در رابطه تنش زدایی و زمینه را برای عادی‌سازی مهیا کنند. اگرچه عادی کردن رابطه ایران و امریکا خیلی مشکل است اما فراهم کردن شرایط برای آن چندان مشکل نیست.
اولا، افتراق فکر آنها هرچه زیاد باشد به اندازه افتراق فکری که بین شوروی و چین کمونیستی و امریکای سرمایه داری وجود داشت نیست. ایران و امریکا هر دو سرمایه داری‌اند.
ثانیا، اگرچه دو کشور افتراق منافع زیادی دارند اما منافع مشترک آن‌ها هم کم نیست. متاسفانه همه عادت کرده اند به افتراق ها بپردازند و مشترکات را نادیده بگیرند. درهمین حال هم وضعیت نه جنگ و نه صلح که سه دهه است بین دو کشور حاکم شده است دارد به سرعت بی‌ثبات می‌شود. تحریم های امریکا هم دارند به مرز جنگ می‌رسند. در آینده نزدیگ، جنگ و صلح دو گزینه باقی مانده خواهند بود.

خوشبختانه هزینه جنگ برای هیچ یک از طرفین قابل پراخت نیست. اگرچه صلح هم هزینه خواهد داشت اما این کجا و آن کجا! من جدا امیدوارم که هر دو دولت بپذیرند که باید صلح کرد و برای آن هم باید هزینه داد.
برای اینکه دولت آقای دکتر روحانی بتواند تنش‌زدائی کند و زمینه را برای عادی سازی فراهم نماید نیاز حتمی به همبستگی ملی و پشتیبانی عظیم مردمی دارد. ایشان همچنین نباید اشتباهات اسلاف خودش را تکرار کند. و بالاخره اینکه آقای روحانی و تیم امریکای آن باید در حرف و عمل نوگرائی کنند و ابتکار داشته باشند.

*اگر بخواهید به حسن روحانی مشاوره‌ بدهید تا تحریم‌ها هر چه زودتر لغو شوند، دقیقاً چه می‌گویید؟

برای اینکه جواب طولانی نشود، توصیه هایم را فهرست وار و خلاصه مطرح می‌کنم. آقای روحانی و تیم آن به این موارد اشراف دارند با این وجود تکرار آن‌ها ضرری نباید داشته باشد. لیست زیر بر مبنای الویت خاصی تنظیم نشده است:

•    آقای روحانی باید حتما یک مشاور متخصص در مسائل ایران و امریکا داشته باشد. این شخص بهتر است مقام رسمی نداشته باشد. متاسفانه مسائل ایران و امریکا ، مثل بقیه مسائل ما، تخصص همگان شده است و هر کس از راه می‌رسد در این باره اظهار نظر می‌کند. با رابطه ایران و امریکا باید علمی و تخصصی برخورد کرد.

مشاور امریکای آقای روحانی باید با زندگی و فرهنگ امریکائی ها آشنائی کامل داشته باشد، مسائل رابطه را بنیادی بداند، وطن پرست و متعهد به حفظ منافع ملی ایران باشد، و برای حل این معضل، فکر، تجربه و حسن نیت داشته باشد.

•    آقای روحانی باید قبول کند که رابطه با امریکا بنیادی ترین مشکل روابط خارجی ایران است.  آقای روحانی همچنین باید حل مشکل با امریکا را در راس الویت‌هایش قرار بدهد و از مقام رهبری بخواهد که در حل آن به ایشان کمک کنند.

•    رابطه ایران و امریکا مثل هر پدیده دیگری یک "باتم لاین" دارد. آقای روحانی باید این "ته خط" را به درستی درک کند و آن را راهنمای سیاست خود در قبال امریکا قرار دهد.

بین دو کشور یک انقلاب بزرگ قرار دارد و هیچ یک از طرفین نمی‌توانند و نباید آن را نادیده بگیرند. نقش انقلاب در رابطه باید دقیقا درک بشود.

•    آقای روحانی باید قبول و اقرار کند که امریکا هم نگرانی هایی دارد و گاه نگرانی‌هایش مشروع هم هستند. اینکه فقط ایران به حق است و دشمنانش ناحق، برخورد سازنده‌ای نیست. جدی تلقی کردن نگرانی های امریکا و همدستانش، به اعتمادسازی کمک می کند.

•    مشکل ایران و آمریکا حرفی و روشنفکری نیست و آقای روحانی نباید آن را آکادمیکی، مطبوعاتی و یا خیابانی کند. ورود به بحث با امریکا از طریق مطبوعات بسیار زیان بار است. این فکر که با صحبت های مودبانه، منطقی و دیپلماتیک می‌شود مشکل ایران و امریکا را حل کرد اگر اشتباه نباشد به بیراهه رفتن است. ایران و امریکا مشکلات مشخص دارند و راه حلها هم باید مشخص باشند. تجربه دولت آقای خاتمی بهترین گواه این نظر است که با خوب حرف زدن و یا حرف خوب زدن نمی‌شود مشکل رابطه را حل کرد. در اینجا فقط و فقط یک روش کار می‌کند و آن هم اسمش "معامله" است.

•    آقای روحانی باید بپذیرد که آمریکا هنوز هم یک ابرقدرت است و اروپا "نوچه‌ای" بیش نیست. پس دورزدن امریکا برای رسیدن به اروپا ممکن نیست.
این وضعیت برای کشورهای منطقه هم کم و بیش صادق است. مثلا، کشورهای همسایه عرب و ترک ایران نمی‌توانند در غیاب یک رابطه بهتر بین ایران و امریکا با تهران مراودات دوستانه دوام‌پذیر داشته باشند. 

•    آقای روحانی باید بدانند و انشاءالله می دانند که این ابرقدرت که در دنیا کمتر کشوری را قبول دارد، در رابطه با ایران تابع اسرائیل است و بدون مشورت با آن و علیه نظر آن کاری انجام نمی‌دهد. به عبارت دیگر، ایران نمی‌تواند اسرائیل را در رابطه با امریکا دور بزند.

•    آقای روحانی باید استراتژی امریکا در قبال ایران را خوب درک و هضم کند. اصل این استراتژی در خلع سلاح کردن و گرفتن تدریجی جان جمهوری اسلامی است. مثلا، در رابطه با غنی سازی، امریکا برای اینکه اورنیوم غنی شده 20 در صدی را از جمهوری اسلامی بگیرد، حاضر خواهد بود که به غنی سازی 5 در صدی تن بدهد ولی متعاقبا زیر این قرار خواهد زد. دلیل این "دبه" هم این است که از دید امریکا مشکل اصلی هنوز می‌ماند.

•    آقای روحانی باید مواظب نیروهای سوم در رابطه ایران و امریکا باشد. این رابطه هیچ دوستی ندارد و اکثر کشور های موثر بنوعی و به دلیل خاص با رابطه دشمنی می‌کنند.
 بعضی ها حتی سیاست‌مداران ایران را تحریک هم می‌کنند. مثلاً وقتی در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود، آقای روحانی از امریکا انتقاد کرد، وزیر امور خارجه روسیه حرف هایش را تائید کرد. در واقع ایشان هدف تائید نداشت بلکه می‌خواست تحریک کند.

•    آقای روحانی باید از گله‌گذاری و نقد و نصیحت امریکا جدا بپرهیزد. ایشان باید توجه داشته باشد که اگر امریکا گاهی "نمی‌فهمد" و یا توجه ندارد، به دلیل کم‌فهمی و یا کج‌فهمی نیست بلکه منافع آن یا دوستانش چنان ایجاب می‌کند.
آقای روحانی به هیچ وجه نباید با امریکا مجادله کند. امریکائیها اهل مجادله نیستند بلکه اهل معامله هستند. تمنا، نقد و یا تهدید روی امریکائیان اثر ندارد.

•    نه آقای روحانی و نه هیچ شخص و گروه سیاسی دیگری نباید در مورد تاثیر تحریم‌ها بر زندگی مردم عادی یا دولت آه و ناله راه بیاندازند و برای رفع آنها از رئیس جمهور امریکا طلب استمداد کنند.

 متاسفانه این اواخر اینگونه برخوردهای پوپولیستی که می‌خواهد با عمده کردن اثر تحریم‌ها روی "مردم ایران" و یا روی "دمکراسی‌خواهی" تاثیر انسان‌دوستانه روی رئیس جمهور و یا دولت امریکا بگذارد زیاد شده است.
واقعیت این است که فرهنگ امریکائی چنین برخوردهائی را نمی‌پسندد و به آن جواب نمی‌دهد. برعکس، هرچه امریکایی‌ها بشنوند که تحریم ها دارند اثر می‌کنند، ضمن بازی "دیپلماسی مردمی" معمول خود، همان قدر در ادامه و افزایش آن تحریم‌ها مُصر خواهند بود.

اینکه انتخابات خوبی انجام شد یک قدم درست بود اما نباید انتظار داشت که امریکا به دلیل آن انتخابات سیاستش را عوض کنند. دمکراسی مشکل مردم ایران است و نه امریکا. مشکل امریکا، آن طور که خودشان می‌بینند، خطراتی است که از جانب ایران منافعش را تهدید می‌کند.

•    آقای روحانی باید قبول کند که برای حل مشکل با امریکا، گفتمان و روش های متداول کارکرد مناسبی نخواهند داشت. مثلا فکر اینکه حل مشکل غنی‌سازی به حل مشکل بین ایران و امریکا  و یا کاهش تحریم ها منتهی می‌شود اشتباه است. با اینکه مشکلات ایران و امریکا قابل مذاکره هستند، متاسفانه بدلیل درک نظری غلط و استفاده از روش‌های عملی اشتباه، دو کشور حتی نتوانسته‌اند یک گفتگوی با دوام و سازنده داشته باشند.

•    هم آقای روحانی و هم ملت ایران باید بدانند که رفع تحریم ها فوراً ودر کوتاه مدت عملی نیست و تعجیل در این رابطه، منافع ملی کشور را به خطر می‌اندازد. باید با متانت و حوصله مذاکرات سازنده کرد و به تدریج تحریم ها را کم کرد  و سپس از میان برداشت.

این جریانی که در اروپا و جاهای دیگر می‌خواهد آقای روحانی را فورا پای میز مذاکره ببرد، حتما حسن نیت ندارد و یا اگر هم دارد معقول نیست.
اگر دولت آقای روحانی آمادگی فکری و خواست سیاسی کامل برای یک مذاکره موفق ندارد نباید پای میز مذاکره برود؛ چه نرفتن بهتر از رفتن و نتیجه نگرفتن است.

•    آقای روحانی و تیم ایشان باید بدانند که اولین و مهم ترین قدم در رابطه با امریکا انسجام ملی است . اول باید فضای داخل کشور هرچه بیشتر لطیف‌‌تر و آزادتر شود، و باید همبستگی ملی واقعی بوجود بیاید. در غیاب این همبستگی، که در حضور فکر خودی و غیر خودی غیر ممکن است، ایران در مقابل امریکا ضعیف خواهد ماند.

•    اگر تمنا، نقد و یا تهدید روی امریکاییان اثر ندارد، با کار لابی پرحجم و با قدرت می‌توان اثر گذار بود به شرط اینکه لابی‌گری با پروپاگانداکاری اشتباه نشود.

متاسفانه اکثر نیروهای ایرانی- آمریکایی در آمریکا پروپاگاندیست هستند و ثبات سیاسی و فکری هم ندارند و حتماً برای رابطه مضرند. آمریکا یک کشور بزرگ است با فکر بزرگ و منابع بزرگ. مسائل رابطه ایران و امریکا هم بزرگ هستند. در چنین جائی و شرایطی باید فکر بزرگ داشت، کارهای بزرگ کرد و با ادمهای بزرگ هم آن‌ها را انجام داد. 

•    و بالأخره اینکه، باید توجه داشت که این رابطه سرطانی است و باید مداوا شود چه در غیر این صورت کشنده می‌شود.
 متاسفانه دشمنی بین ایران و امریکا ریشه‌ای و ساختاری شده است. یعنی این دشمنی نهادهای خودش را بوجود آورده است و آن‌ها هم به این سادگی برکنده نخواهند شد. این دشمنی همچنین به صورت یک عادت هم در آمده است و واقعیت آن را خیلی‌ها به سادگی پذیرفته اند.
 از طرف دیگر، عاملین این دشمنی فقط در تهران و واشنگتن نیستند بلکه در تل آویو و ریاض و جاهای دیگر هم هستند. در واقع رابطه ایران و امریکا دوستان بسیار کم و ضعیف و دشمنان بسیار زیاد و قدرتمند دارد.

در همین حال، دو نظام ایران و امریکا برای رابطه با هم یک ارزش راهبردی نمی‌بینند تا جایی که هر دو طرف فکر می‌کنند بدون طرف دیگر می‌شود زندگی کرد و الزامی برای رابطه نیست. اگر هم گاهی می‌بینیم که طرفی صحبت از کاهش تنش می‌کند برای این است که از یک جنگ احتمالی و یا تغیر نظام می‌ترسد.
در چنین وضعیتی، حتما رابطه بدتر خواهد شد و خطراتی را برای هر دو طرف در بر خواهد داشت. در حال حاضر، امریکائیان به تغییر نظام در ایران بیشتر فکر می‌کنند و به آن شانس بیشتری می‌دهند تا عادی شدن رابطه با حکومت اسلامی.
من از سالها قبل دائماً این حرف را یادآوری کرده ام که این رابطه سرطانی است و اگر معالجه نشود مریض را می‌کشد. برای رفتن به جلو فقط یک راه وجود دارد: سازش اصولی در چهارچوب عزت، حکمت و منافع ملی هر دو طرف.  در تحلیل نهائی، بین ایران و امریکا باید یک معامله بزرگ، منصفانه و برد-برد انجام گیرد. امیدوارم که چنین بشود.

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

آن‌چه در دوره احمدی‌نژاد رخ داد جوانگرایی نبود، نوچه‌پروری بود!

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 2 مهر 1392-05:45 ب.ظ

مسعود شفیعی
 عصرایران - نگاهی گذرا به بحث‌های مطرح شده در جریان بررسی صلاحیت مسعود سلطانی‌فر، گزینه پیشنهادی دولت یازدهم برای تصدی مسؤولیت وزارت ورزش و جوانان، نشان می‌دهد که شاید پیش‌بینی کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم در جریان بررسی کلیات طرح ادغام دو سازمان تربیت بدنی و سازمان ملی جوانان درست بوده باشد. شفیعی
 
دوازدهم دی ماه سال 89 نمایندگان مجلس شورای اسلامی طرحی را به تصویب رساندند که به موجب آن از همان روز سازمان‌های تربیت بدنی و ملی جوانان با اعتبارات، نیروی انسانی و امکانات ادغام و به وزارت ورزش و جوانان تبدیل می‌شدند. نمایندگان با 157 رای موافق، 44 رای مخالف و 11 رای ممتنع به جزییات این طرح رای مثبت دادند.

در آن زمان کمیسیون فرهنگی مجلس به ریاست غلام‌علی حدادعادل مخالف این ادغام بود چرا که اعضای این کمیسیون معتقد بودند اهداف سازمانی دو سازمان مذکور با هم سنخیتی ندارد. سازمان ملی جوانان نهاد سیاستگذاری و ستادی به شمار می‌رفت و سازمان تربیت بدنی یک نهاد اجرایی محسوب می‌شد و بیم آن می‌رفت که اهداف سازمان ملی جوانان تحت‌الشعاع امور ورزشی کشور قرار گیرد و به همین دلیل آن‌ها ترجیح می‌دادند سازمان تربیت بدنی به وزارت ورزش تغییر نام یافته و سازمان ملی جوانان در آن ادغام نشود.
 
با این وجود، بررسی عملکرد دو سال گذشته وزارت ورزش و جوانان در حوزه جوانان و نیز تحلیل محتوایی اظهارات موافقان و مخالفان مسعود سلطانی‌فر، هم در رسانه‌ها و هم در مجلس، نشان می‌دهد که شاید نظر کمیسیون فرهنگی مجلس هشتم پر بیراه هم نبوده باشد.
 
نگاهی گذرا به مشروح مذاکرات مجلس در جریان بررسی صلاحیت مسعود سلطانی‌فر که در نهایت منجر به رأی عدم اعتماد نمایندگان به او شد، نمایان‌گر آن است که به جز اشاره بسیار گذرای یکی دو نماینده مجلس، تقریباً همه مباحث مطرح شده چه از طرف موافقان و چه از طرف مخالفان رویکردی ورزشی داشته و هیچ اشاره‌ای به موضوع وظایف وزارت ورزش و جوانان در حوزه جوانان نشده است.
 
در این میان، جستجوی کوتاهی در محتوای تولید شده در رسانه‌های فارسی‌زبان در فاصله روز 13 مردادماه که دکتر روحانی فهرست اعضای کابینه پیشنهادی خود را در اختیار رئیس مجلس شورای اسلامی گذاشت، تا روز 24 مردادماه که سلطانی‌فر با رأی عدم اعتماد نمایندگان مجلس رو‌به‌رو شد نیز نمایانگر واقعیتی مشابه است و نشان می‌دهد حجم عمده این محتوا از طرف کارشناسان، فعالان و نخبگان ورزشی ابراز و تولید شده است.
 
علیرغم این در همین جستجوی کوتاه و در میان خیل انبوه مسائل مطرح شده از سوی ورزشی‌ها، معدود اظهارنظرهای متفاوتی نیز به چشم می‌خورد که به نظر می‌رسد از چشم ناظران دور مانده و یا توجه لازم را به خود جلب نکرده باشد. به غیر از یادداشتی که عصر‌ایران در روز 22 مردادماه در این زمینه منتشر کرد، مسعود شفیعی، رئیس کانون جوانان و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه نیز از چهره‌هایی است که در بحبوحه روزهای داغ هفته گذشته با مصاحبه‌های خود تلاش کرد تا اهمیت مسأله جوانان و وظایف مهم وزارت ورزش و جوانان در این حوزه را به افکار عمومی، رسانه‌ها و نمایندگان مجلس یادآوری کند.
 
شفیعی که از پژوهشگران مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام است به سؤالات عصر ایران در این زمینه پاسخ گفته است.
 
 * در روزهای اخیر برخی با انتقاد از میانگین سنی هیأت دولت یازدهم و مقایسه آن با دولت آقای احمدی‌نژاد پیش‌بینی می‌کنند که جوانگرایی و توجه به مسائل جوانان در دوره ریاست جمهوری آقای روحانی کم‌رنگ شود. آیا شما با این پیش‌بینی‌ها موافقید؟
 

ابتدا بگویم که به اعتقاد من آن‌چه که در دوره آقای احمدی‌نژاد رخ داد جوانگرایی نبود بلکه پدیده‌ای بود که من نام آن را نوچه‌پروری گذاشته‌ام.

به اذعان بسیاری از چهره‌های شاخص سیاسی کشور، شخص آقای احمدی‌نژاد و بسیاری از نیروهای زیرمجموعه ایشان توان کار کردن با مدیران باسابقه و متخصص را نداشتند و لاجرم با این نگاه بسیاری از مدیرانی که پس از یک دوره اضطراری در ابتدای انقلاب در سن جوانی وارد عرصه مدیریت کشور شده بودند و در دهه 80 دوره پختگی و ثمردهی واقعی خود را باید تجربه می‌کردند، از عرصه مدیریت کشور کنار گذاشته شدند و در نتیجه دولت نهم و دهم مجبور بود که برای جبران این کاستی‌ها از نیروهای جوان‌تر استفاده کند.

 البته ای کاش به سراغ نیروهای جوانی می‌رفتند که اگر از فاکتور تجربه بی‌بهره بودند لااقل از تخصص و دانش کافی بهره‌مند بوند ولی متأسفانه این‌گونه نیز نبود. بنابراین نمی‌توان نام این را جوانگرایی گذاشت. جوانگرایی به معنای حذف نیروهای با تجربه و کارآمد نیست.
 
در مورد توجه به مسائل جوانان در دولت نهم و دهم هم، شما را تنها به تعداد جلسات شورای عالی جوانان از سال 71 تاکنون ارجاع می‌دهم. شورای عالی جوانان در سال 1371 تأسیس شد و از آن زمان تاکنون سی و پنج جلسه آن به ریاست رییس‌جمهور یا معاون اول رییس جمهور برگزار شده است.

در حالی‌که این شورا از سال 71 تا 76 یعنی در دولت های پنجم و ششم، 11 بار و در دولت‌های هفتم و هشتم 15 بار تشکیل جلسه داد، با شروع به کار دولت نهم، مسؤولان سازمان ملی جوانان به عنوان دبیرخانه برگزار کننده جلسات شورای عالی جوانان از برگزار شدن نامنظم و کم تعداد جلسه‌ها در دولت‌های قبل به شدت انتقاد کردند و آقای احمدی‌نژاد هم در اردیبهشت ماه سال 86 قول داد که جلسات این شورا را هر دو ماه یک بار و به طور منظم برگزار کند ولی بد نیست بدانید که متأسفانه در کل هشت سال دولت‌های نهم و دهم تنها ۹ بار جلسات این شورا برگزار شده است.
   
*آقای شفیعی، شما در مصاحبه‌ای در سال 89، از ادغام دو سازمان ملی جوانان و تربیت بدنی استقبال کرده بودید. آیا هنوز هم معتقدید این ادغام صحیح بوده است؟
 
البته استقبال نبود. من در همان مصاحبه هم متذکر شده بودم که اگر وزارتخانه‌ای که تشکیل می‌شود تمام اهداف و مأموریت‌های قبلی دو سازمان قبلی را عهده‌دار شود و به علاوه کسی که مسؤولیت وزارتخانه را می‌پذیرد، هم آشنا به حوزه ورزش و هم مسلط بر مسائل و چالش‌های حوزه جوانان باشد، قطعاً این اقدام با افزایش نظارت مجلس و نیز کاهش موازی‌کاری‌ها اقدامی درست خواهد بود و البته هیچ‌کدام از این پیش‌شرط‌ها محقق نشد.
 
این‌که این اتفاق نیافتاده است بیش از آن‌که به تشکیل وزارتخانه مربوط باشد به نظر من مربوط به رویکرد غلط دولت نهم و دهم به موضوع جوانان و گماردن فردی ناآشنا و غیر مرتبط هم با حوزه جوانان و هم با حوزه ورزش در رأس وزارتخانه مذکور است. بنابراین به نظر من رویکرد دولت‌ها بیش از نوع ساختار تعیین‌کننده است.
 
*با این حساب شما فکر می‌کنید که گزینه‌ای که از سوی دکتر روحانی برای تصدی مسؤولیت وزارت ورزش و جوانان معرفی شده بود، در عمل امکان موفقیت می داشتند؟ و یا سرپرست فعلی این وزارتخانه می‌تواند موجب ارتقای سهم جوانان در این وزارتخانه شوند؟
 

بله. اگر نگاه درستی حاکم باشد، قطعا ارتقای سهم مسائل جوانان در وزارت ورزش و جوانان در در قالب همین وزارتخانه موجود امکان پذیر است و همچنین پیگیری نگاه فرابخشی به مساله جوانان از طریق شورایعالی جوانان، و با اهتمام و توجه ویژه شخص وزیر بهتر قابل پیگیری است. ضمن احترام به نظر مجلس باید بگویم آقای سلطانی‌فر به خاطر سوابق اجرایی متعددشان در حوزه مسائل اجتماعی و نیز درک بسیار بالای‌شان از موضوعات مربوط به جوانان، می‌توانستند در حوزه جوانان بسیار موفق باشند.
 
اکنون هم، نوع نگاه جامعه‌شناسانه و استراتژیکی که آقای دکتر صالحی به مسائل فرهنگی- اجتماعی جوانان و ورزش دارند، و به خصوص این‌که ایشان در امور جوانان دارای حرف، نظر و برنامه است باعث شده که نسبت به موفقیت ایشان در اداره صحیح وزارت ورزش و جوانان امیدهای فراوانی به وجود بیاید. به علاوه ایشان مدیری دارای سعه صدر و اهل مشورت و معتقد به کار تیمی هستند و من پیش‌بینی می‌کنم که در قالب همین وزارتخانه هم می‌توان به بهبود شرایط جمعیت جوان کشور امیدوار بود.
 
*بعضی از مخالفان ادغام  دو سازمان ملی جوانان و تربیت بدنی در زمان مطرح شدن این بحث در مجلس معتقد بودند که شرح وظایف این دو سازمان هیچ سنخیتی با هم ندارد. وظایف یکی سیاستگذاری و وظیفه دیگری اجرایی و میدانی است. نظر شما در این مورد چیست؟
 
این ایرادی بود که می‌گرفتند و به نظر من هم ایراد درستی بود. من در آن زمان بهتر می دیدم که سازمان ملی جوانان و مرکز رسیدگی به امور زنان و خانواده در هم ادغام شوند و سازمان یا معاونت و یا وزراتخانه جدیدی با عنوان رسیدگی، سیاستگذاری و هماهنگی امور زنان، جوانان و خانواده تشکیل شود.
 
علت این‌که هم برای موضوع زنان و هم موضوع جوانان در دولت‌های گذشته، نهاد مستقلی تشکیل شده، این بوده که این دو گروه به ترتیب حدود 50 و 40 درصد از جمعیت کشور را تشکیل می‌دهند و لازم است که سیاست‌گذاری‌ها و هماهنگی‌های لازم برای دستگاه‌های مختلفی که عهده‌دار مسائل این دو بخش عظیم از جامعه هستند در یک مرکز واحد صورت بگیرد و بنابراین می‌شد این دو سازمان را که شرح وظایفی مشابه هم دارند در هم ادغام کرد. اما به هر حال حالا که وزارتخانه ورزش و جوانان تشکیل شده به نظرم هنوز زود است که بخواهیم به فکر انفکاک حوزه جوانان و احیای سازمان مستقل جوانان باشیم. می‌توانیم به جای این‌ کار به تقویت معاونت ساماندهی امور جوانان و ارتقای جایگاه شورای عالی جوانان بیاندیشیم.
   
*بنابراین شما مخالف انفکاک دوباره بخش جوانان از وزارت ورزش و جوانان و احیای سازمان ملی جوانان هستید؟


من مخالف اقدامات شتابزده و سیاسی‌کاری هستم. باید اجازه دهیم وزیر جدید ورزش و جوانان با همفکری مجلس و دیگر نهادهای مسؤول در یک روند حساب‌شده و کارشناسی به بررسی دقیق این موضوع بپردازند. نتیجه هرچه باشد مطمئنا باعث ارتقای هر دو حوزه ورزش و جوانان خواهد شد

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

کاخ سفید از حضور روحانی و اوباما در ضیافت ناهار بان‌کی‌مون خبر داد

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 2 مهر 1392-05:42 ب.ظ

یک خبرگزاری آمریکایی به نقل از کاخ سفید اعلام کرد که روسای جمهور آمریکا و ایران در ضیافت سالانه ناهار سازمان ملل حاضر می‌شوند و ممکن است این مسئله زمینه را برای تبادل نظر هرچند کوتاه آن دو فراهم آورد.

به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری یونایتدپرس اینترنشنال، «باراک اوباما» و «حسن روحانی» هر دو در ضیافت ناهار روز سه‌شنبه مجمع عمومی سازمان ملل حاضر می‌شوند اما کاخ سفید اصرار دارد که هیچ‌گونه تبادل نظر دوجانبه‌ای برنامه‌ریزی نشده است.

کاخ سفید، اوایل صبح امروز اعلام کرد که اوباما در ضیافت ناهار سالانه رهبران جهان به میزبانی «بان کی مون» دبیرکل سازمان ملل متحد حاضر می‌شود.

بر اساس این گزارش، روحانی نیز همچنین در این ضیافت ناهار که ساعت 13:15 امروز (سه‌شنبه) به وقت نیویورک در ساختمان کنفرانس سازمان ملل برگزار می‌شود، حضور پیدا می‌کند.

یونایتدپرس اینترنشنال گزارش کرد که این ضیافت ناهار یک فرصت برای روسای جمهور ایران و واشنگتن است که حداقل یک تبادل نظر بسیار کوتاه و مختصر داشته باشند.

بر اساس این گزارش، تبادل نظر احتمالی اوباما و روحانی، نمایانگر اولین دیدار بین روسای جمهور ایران و آمریکا از زمان ریاست‌جمهوری «جیمی کارتر» به حساب می‌آید.

کاخ سفید روز دوشنبه تأکید کرد که اوباما برای تعامل با روحانی آماده است و «بن رودز» مشاور امنیت ملی آمریکا در حالیکه با اوباما به نیویورک سفر می‌کرد به خبرنگاران گفت: اوباما نامه‌هایی را با روحانی رد و بدل کرده است. ما دیداری را برنامه‌ریزی نکردیم.

وی تصریح کرد که اوباما از قبل از آنکه به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود و قبل از کمپین انتخاباتی خود در سال 2007، برای تعامل با رهبران ایران ابراز آمادگی کرده است تا به توافقی برسد که در آن ایران ثابت کند که برنامه هسته‌ای اش کاملاً اهدافی صلح‌آمیز دارد.

رودز در پاسخ به این سوال که آیا دعوتی برای ملاقات یا دست دادن صورت گرفته گفت: ما در این نقطه، هیچ برنامه‌‌ریزی با ایران نکرده‌ایم.

بر اساس این گزارش، اوباما قرار است ساعت 10 صبح به وقت نیویورک درست بعد از سخنرانی بان کی مون در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی کند و روحانی نیز حدود ساعت 17:00 به وقت محلی، درست 4 ساعت بعد از ضیافت ناهار سخنرانی کند.

دیپلمات‌های غربی پیش‌بینی کردند که سخنرانی روحانی مصالحه‌آمیز است.


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

استان غرب گیلان (استان جدید خزر) باید تاسیس شود.

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 2 مهر 1392-05:31 ب.ظ



باران شدید روی صندلی پارک شب خیابان خلوت تاریک .gif


طرحی پیشنهادی است که توسط ناصر عاشوری نماینده فومن وشفت داده شد تا در غرب گیلان شهرستان‌های رضوانشهر، ماسال، هشتپر، طوالش، آستارا از استان گیلان و شهرهای عنبران، بیله سوار و امامورد از استان اردبیل منتزع شود و با مرکزیت شهرستان آستارا و یا هشتپر طوالش(استان جدید ) تاسیس شود.
ما شرایط این نظریه رو سنجیدم و بنابر واقعیات اجتماعی این موارد رو ذکر میکنیم.

مناطق پیشنهادی ما برای تاسیس استان جدیدخزر بنابر تقسیمات فعلی
  1. شهرستان تالش
  2. شهرستان آستارا
  3. شهرستان رضوانشهر
  4. شهرستان فومن
  5. شهرستان ماسال
  6. شهرستان نمین
  7.  شهرستان خلخال
  8. شهرستان صومعه سرا

جمعیت کلی این مناطق بالغ بر1میلیون نفر میباشد و از حیث جمعیت با استانهای ایلام،  کهگیلویه و بویر احمد، خراسان جنوبی و سمنان برابری یا بر آنها ارجحیت دارد.

تقسیمات جدید طبق نظر ما

1. شهرستان تالش
2. شهرستان آستارا
3. شهرستان رضوانشهر
4. شهرستان فومن
5. شهرستان ماسال
6. شهرستان نمین
7. شهرستان شفت
8. شهرستان جدید اسالم
9. شهرستان جدید حویق
10. شهرستان جدید پره سر
11-شهرستان خلخال
12-شهرستان صومعه سرا
13-شهر لیسار
14-شهرستان لوندویل
15-ایحادشهرستان خطبه سرا و شیرابادولیسار قطب گردشگری و سیاسی استان خزرو محل تاسیس مركز استان با استانداردهای جهانی


16-ایجادشهرهای جدید بو یژه جوكندان و ....

این استان جدید، دارای مرز بین المللی با جمهوری آذربایجان و همجوار با استان گیلان ، اردبیل و زنجان خواهد بود.

بابهترین ارزوها برای  مردم استان جدید پیشنهادی(خزر)

جمعیت مستقلین-اصلاح طلبان-میانه روهای استان خزر(جمعیت مام خزر)

Love Story

نقل از :وبلاگ آنا یوردم خطبه سرا


  28 نظر
كامنت های كاربران در این مورد :
احمد از خطبه سرا
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ ۱۴:۴۵
جناب استان تالش /پیاده شو تا باهم بریم
نمی دانی رضاشاه وهیتلرو صدام به درك واصل شدندو دوران قوم گرائی و خان خانی تمام شد!....

پاسخ: لطف کنید مطالب خشونت آمیز و تندروانه قید نفرمایید.اگر شما نام" خزر" را انتخاب کردید
عقاید هر شخص برای خودش محترم هست و کسانی که عقاید دیگری دارند عقاید آنها هم برای خودشان محترم هست.
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ ۱۷:۳۰
وااااااااااااای چقدر عالی میشه یعنی میشه



س-قارانقوش
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ ۲۰:۴۴
باستانشناس عزیزسلام
شما اگر فرصت مطالعه نغمه های قارانقوش ها را شنیده باشیدبارها ترنم كردند كه اموی ها . وهابی ها در سوریه محكوم به شكستند/روحانی رئیس جمهور میشه/زندانی های سیاسی ازاد می شوند/ /دلاربه زیر 3هزارتومان یعنی خدود 2500 می رسد/تحریم هم برداشته می شود/نماینده این دور تالش یكی از فرزانگان تالش میشه وهم صدا بادوستان خوددر جمعیت مام تالش ویا استان خزر عرض می كنیم مطمئن باشید میشه و عالی هم میشه/ ایا انهائیكه عرض كردیم شدیا نشد؟

پاسخ: این منطقه زیر نظر استان "گیلان " هم باشه
مسئله ای نیست و فقط به حق و حقوق قانونی غرب گیلان بیشتر از پیش توجه بشه.

س-قارانقوش
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ ۲۱:۴۵
شما كه تا قبل از ظهر امروز موافق استان تالش بودیداخرشبی گیلك نواز گشتید یا سیدی!!


س-قارانقوش
شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۲ ۲۲:۴۸
خانا
تا قارانقوش را داری غم مخور /اول خدا /بعدا مردم /اخرهم كه قارانقوش كه نه مرده است !صبخ نزدیك است انان در فكر شب تار خودند!
امید است بازرسان ویژه ریاست جمهوری در شش ماه اینده وارد تالش شوند تا سیه روی شود هركه در او غش باشد
البته ایری اوتوروب دور دانیشاق/اشخاص بی وطن همواره منتظر خدشه وارد كردن برجهره مطهر انقلابندكه در تالش هم خوابهای اشفته می بینندوانشاله قارانقوش های تالش /ابابیل های معاصر با منطق چشم انها را كور وزبانشان رالال خواهد كرد
واین انتقاد و نگرانی برشما وارد است كه در خطر گرفتار شدن در حلقه متعفن انان دچار شوید !ای مرد یا سیدی یا علی بگو خود را از هر نگرانی برهان!اگر جان را خدا داده است همونیز بستاند/یا علی



یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ ۲۳:۱۰
سلام دوست من واقعا وبلاگ خوب و پر محتوایی داری امیدوارم همیشه موفق باشی. خسته نباشی هم وطن
*-*--*-*-*-*-*-*
http://maryam361.blogfa.com/
http://2000md.blogfa.com/
آترانمار شیرآیاد
یکشنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۲ ۲۲:۳۹
سلام
نام استان مقدس ما چیزی به غیر از تالش نباید باشد استفاده از اسامی غیر ایرانی همچون خزر غلط است. مرکز استان تالش هم شهر تالش است. هر چند آستارا برایمان قلب تپنده تالش دو سوی رود ارس است ولی از لحاظ جغرافیایی شرایط مرکز استان را ندارد. ضمن اینکه گیلان محترم ولی به ما ربط ندارد ما فقط به استان مستقل اعتقاد داریم.
امیدوارم در 4 سال اول دولت روحانی تالش استان شود. دولت به خاطر مشکلات زیاد منطقه مان باید تشکیل استان تالش را در اولویت بگذارد فعلا که میخواهند استان خرداد به مرکز ورامین تشکیل بدهند ولی ما مشکلاتمان از آنها بیشتر است ما باید صدایمان را بلندتر به دولتی ها برسانیم..
سعید از استارا
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۳:۱۷
هشتپر اولا هیچكونه ساختار شهری درست نداشته در ثانی در اصل یك ده بزرگیست كه ناهنجار رشد كرده است در ثالث اینكه استانی كه در محدوده یادشده تشكیل شود تالش ها ئی كه بومی حرف می زنند در نهایت 15در صد بیشتر نمی باشندرابعا ای منطقه یا استان مركب از قومیت های مختلف خواهد بودكه اگر بارقومی داشته باشد هیچیك حاضربه قبول نام دیگری نخواهد بود
امیدوداریم همشهریان عزیزتا دیرنشده فرصت را از دست ندهندچون در انصورت استان خزر با مركزیت انزلی و باشركت صومعه سرا و فومن تشكیل شده و از لیسا ر تاااستارا هم جزءاردبیل شده و استارا فرمانداری ویژه می شود و تالش هم به اجبارجزءاستان خزر انزلی می شود ودر عوض رامسر به گیلان ملخق می شود بقول معروف در باغ و چمن نه گل ماندنه گلزار
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۳:۵۶
بنظر من
تعصب بر روی کلمات "تالش" و "خزر" کاملا اشتباه هست و البته کلمه تالش در کنار کلماتی مانند ترک ،کرد ،لر، ترکمن،لک، ....و............، فارس
مورد احترام هستند .
در ضمن حمایت از زبان تالشی هم به نظر من با استان شدن منطقه هیچ ربطی ندارد واین منطقه چه استان شود و چه زیر نظر استان گیلان باشد جزوی از کشور ایران هست
و مسئولین درجه یک مملکت در سطح جهانی به سرنوشت مملکت می اندیشند .و کسانی که با ادبیات تند و خشن به این موضوع می نگرند لطفا در نوشته هایشان بیشتر دقت نمایند..
آترانمار شیرآیاد
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۴:۱۲
جواب سعید:
شما منظور اصلی تان را مستقیم بگوئید تا نیاز به این همه توهین نباشد. مشکل شما مرکز استان تالش است ظاهرا چون کامنتتان را با این جمله آغاز کردید! لطفا اینجا برایمان بازی در نیاورید و منظورتان را مستقیم بگوئید تا بشود جوابتان را داد. اگر فکر میکنید شهر آستارا مناسب مرکز استان است دلایل خودتان را بگوئید.

پاسخ:
...................آستارا از نظر همسایگی با مرز بین المللی نمی تواند مرکز استان شود
بابك از استارا
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۴:۴۴
چه كسی گفته همسایگی با مرز مانع مركز استان شدن است ؟اگر منع قانونی داردپس چرا نماینده مجلس در همین متن استارا یا هشتپر را مركز استان پیشنهاد می كند ؟در ثانی چرا لنكران پایتخت جمهوری كیلوئی پان شده بود؟
چرا سئول پایتخت كره در مرز كره شمالیست؟چرا برلین دپایتخت المان شرقی بود؟
و.....
البته ما با استان خزر كه بار قومی نداردبا ویژگی های یادشده موافقیم ولی عقل و منطق می گوید مركز استان بندر باشد بهتر است !
س-قارانقوش
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۴:۵۴
سلام برهمه هم استانی های خزریم یا هرنامی كه پذیرفته شود!
بنده با سعه صدر و تسامح با نظریه استان شدن موافقم!با نظریه اقااسفندیار نیز
حیدر از نمین
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۵:۴۹
من و چندتا از دوستانم از استان شدن غرب گیلان حمایت می كنینم و با نظر جمعیت مام خزر و استان خزر موافقیم /خزر با ما بیگانه نیست بلكه نام بزرگترین در یاچه جهان است
آترانمار شیرآیاد
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۸:۳۰
سلام
دوست عزیز لطف کنید اخلاق را رعایت فرمائید و تندروی هم نکنید و با یک اسم پیام بگذارید تا بحث به بیراهه نرود.
جواب دوست عزیز از آستارا:
منظور آقای عاشوری این بود که مهم تشکیل استان تالش است و مرکز چه شهر تالش باشد چه آستارا مهم نیست. من هم اعتقاد ایشان را دارم و مهم تشکیل استان تالش است.
ببینید در یکی از کیمسیون های مجلس این طرح رویش کار مطالعاتی شده است( در سال 85) بنا به دلایل استراتژی آستارا نمیتواند مرکز استان شود. فقط دو شهر تالش و ماسال پتانسیل مرکز استان را دارد که شهر تالش به دلیل مرکزیت سیاسی و اقتصادی مناسب ترین شهر می باشد.

استفاده از کلمات و غیر ایرانی منع قانونی دارد اگر شما میبینید که کلمه "رضوی" در خراسان رضوی یک کلمه عربی است این یک استثنا است توجیه دولت در آن زمان این بود ما چون حرم امام رضا در آنجا قرار دارد این نام رضوی را گذاشته ایم! البته هنوز این موضوع مورد انتقاد است.
ایجا کشور ایران است نه کشور قزاقستان که شما میگوئید خزر باشد!! ما ایرانی هستیم..
محمد از لیسار
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۸:۳۵
آی بالا منیده باشاسالون !
زبان تالشی توان رقابت با سایر زبانها را ندارد!
حسادت دربین عده ای اظهرمن الشمس است!اقا اسفندیار خود ازدست انان خون گریه می كنی !چطور میشود استان تالش بامركزیت شهرتالش تشكیل شود !خدائیش اخرعمری می خواهید زبان تولشی یادمان دهید!!!! !!
بهتر است همان استان خزر تشكیل شود تا این حرف و حدیث ها نباشد!
زنده باد استان خزر!

پاسخ: فکر کنم بحٍث از مسیر اصلی منحرف نشه بهتره .زبان تالشی یکی از ارزشمند ترین زبانهای ایران هست .وهیچ کس نمی توانه و حق نداره مدعی این زبان باشه و در ضمن نوشته هایی که نوشته شده و .....

بحث زبان تالشی مقوله ای جداست و یک بحث فرهنگی هست و استان تالش و صدا و سیمای تالش که می گوییم یک مدینه فاضله ای هست که هر گز نمی تواند عملی شود و با اینکه

خیلی هم علاقه مندیم این کار انجام شود .
آترانمار شیرآیاد
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۸:۴۵
نام منطقه که شامل چند شهرستان است در اسناد ملی ایران "تالش" است. نام تالش جزو هویت ملی ایران است تعصبی در کار نیست همان طور که خلیج فارس تا ابد خلیج فارس است تالش هم همیشه تالش است. امروزه سازمان های حقوق بشر در همه جای دنیا فعال هستند و به هر نوع نقض حقوق بشر با حساسیت نگاه میکنند شرایط با 50 سال پیش متفاوت است. نام تالش 2400 سال پیش در کتاب یونانی ها و ایرانی ها آمده است و سند قوی تر از این امکان ندارد. این خاک تالش است شما آزادی به هر زبانی در این خاک صحبت کنی فرقی ندارد این خاک خاک تالش است..
بابك از استارا
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۱۹:۷
خزر اگر اسم ممنوع الاستفاده است ،پس چرا انرا عوض نمی كنند ؟2-اگر اسم بقول شما غیرایرانی ممنوع است پس چرا خبرگزلری های خزرانلاین /خزرنیوز /تیم خزر استارا / صنایع خزرالكتریك گیلان /فولاد خزر رشت وصدهااژرانس تاكسی و فروشگاه در گیلان ومازندران وگلستان فعال بوده وفعالان انزلی و رامسر در فكر تشكیل استان خزرند؟
اگر چنین است و اسامی ایرانی برای شما اینقدر مهم است باید اسامی و وچنگیز/ ولید/اترانبار نباید در دایره المعارف شما جای داشته باشد!
خزرتا دیروز 50درصدش متعلق به ایران بود ولی متاسفانه با این ایده های ضد ایرانی ،دشمنان ایران زمین سهم ایران را به 13درصد رساندندوامیدواریم ادعا و اصرار شما مبنی برغیرایرنی بودن خزر سهم مارا از خزر كمتر ازاین ننماید!در ضمن روسها و قزاق ها و امریكائیها و شركا خزر زیبای ما را كاسپین می نامند نه خزر!فقط ایران واذربایجان و ..خزرش می نامند !
زنده باد خزر زیبای ما/برقرار باد استان خزر با مركزیت استارا




پاسخ:
احتمالا دلیل مخالفت بعضی ها هم شاید این باشد که با آمدن نام خزر نام تالش و زبان تالش کنار گذاشته بشه .
البته ...
س-قارانقوش
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۲۰:۱۶
ضمن ارج نهادن به تلاش ارزشمند هم استانی های گرامی وعقاید متفاوتشان ما ضمن دفاع از ایرانی بودن نام خزرو تاسیس استان خزر كه سخت هم در این را ه فعالیم ودلایل تاسیس استان خزر و دفاع از نام خزر را هم طی مقالات مبسوطی به هم استانی ها ی خزریمان تقدیم خواهیم كرد توجه هم استانی های گرانقدر استان در پی تاسیس خزر را ته كامنتی كه در وبلاگ انایوردم خطبه سرا در ایبن مورد قرارداه ئیم جلب می نمائیم/یاشاسین استان خزر /یاشاسین انا یوردم خزر
آترانمار شیرآیاد
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۲۰:۲۳
سیاست جمهوری اسلامی در رابطه با خزر 3 سال پیش تغییر کرده است و دولت ها وظیفه دارند در مراودت های خارجی از نام کاسپین که نامی ایرانی است استفاده کنند . این نامهایی که گفتید درست است این اشتباه ها قبلا انجام میگرفته العان سیاست تغییر کرده و ایران یک کشور مستقل است و میخواهد با قدرت و بدون اشتباه عمل کند. نظام در شرایط تکاملی است.. نام خ-ز-ر را مجلس ممنوع کرده..
نسل جدید ایران تحصیل کرده و حساس به هویت ایرانی است.. این را باید متوجه باشید..

برقرار باد استان تالش در دولت تدبیر و امید.


س-قارانقوش
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۲۲:۴۹
اترانمار عزیز تابه حال شنیده بودیم در روز روشن دروغ بگویند ولی ندیده بودیم در دل شب دروغ بگویند !اغازگر این بحت شوونیست فارس و سلطنت پناهی مثل عنایت رضا بود كه یك نماینده دنبال ان را گرفت ومركز پژوهش ها رای براستفاده از نام مازندران به جای خزر داد كه بعد از درج مقالات متعدددر نشریات بویژه مردم سالاری
بعد از 3سال دوباره خزر رسمی شد ما تا حد ممكن در انایوردم مقالات متعدد در این باره نشر دادیم سعی به فرمائید یك مطالعه به فرمائبد تا همصدا با ما رسوبات شرك الود و منخط نژادی را دور ریخته وهمراه و همگام با ما در پی برقراری استان خزر باشید
زنده و برقرار باد استان خزر در سرزمین پاك وباستانی تالش !
كوراوغلی از خلخال
دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ۲۲:۵۵
بنده مقالات انایوردم را خواندم /افرین برانایوردم كه خار چشم پان ها و شوونیستهاست!
بنده از امشب مبلغ استان خزر خواهم بود و امید وارم به زودی شاهد فعالیت وبلاگ انایوردم استان خزر باشیم!زنده باد حزر/تالش/استارا /نمین /خلخال/فومن/صومعه سرا
یاشاسین خزر استانی
دیوژ
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۰:۴۲
تالش پیلَه ایرانی تاجیشَه ت
ایروزی ایرانی احتیاجیشَه ت !
اشت خلِه هیزار دیشمِند پِخس
ایرانی محکَمَه شا کاجیشَه ت
---------------
آگاردن فارسی (ترجمه)

ای تالش تو تاج ایران بزرگی
ویک روز ایران عزیز به تو احتیاج دارد!
و فریاد تو (تالشه خله )هزاران دشمن را فراری می دهد تالش
و تو شاه کاج مستحکم ایران عزیزی تالش
دیوژ
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۰:۵۱
از تالشیم از تالشی خردنیم
چده تالش هسته ازن مرده نیم
از تالشیم بابک چمن برایه
همیم بوات گر بژنو گردنیم

من تالشم - من فرزند تالشم
تا تالش زنده است من هم نمرده ام
من تالشم - بابک (بابک خرمدین) برادر من است
همین را می گویم اگر حتی گردنم را بزنند.
س-قارانقوش
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۶:۴۱
دیوژجان سلام
شعرت بسیار عالیست !
هیچكس نمی تواند و توان و یارائی هماوردی با فرزندان رستم كلاه چرمینه و برادران بابك را ندارد! زنده باد استان خزر نما د اتحاد اقوام ایران زمین !
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۷:۴۹
تصاویری از برداشت کیوی در باغ های سرسبز خطبه سرای تالش
http://aminj.ir/post/104


سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۷:۵۰
خطبه سرا هم باید شهر بشه...
بلوط
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۱۱:۲۳
مرحوم ملا نصرالدین یک بلیط بخت آزمایی میخره که جایزه نفر اول یه اتومبیل پیکان بوده وقتی میره خونه میگه انشاالله ماشینه رو تحویل بگیرم یه مسافرت مشتی میبرمتون .دخترش میگه من جلو میشینم پسره میگه خجالت بکش داداش ت بزرگتره باید صندلی جلو بشینه .زن ملا میگه ادب داشته باشین مگه من مردم که شما بچه ها جلو بشینین .ملا میگه اگه من راننده ام شما چی میگین خودم میگم کی کجا بشینه . حالا همشهریهای عزیز بقول ملا این ماشین راننده داره انشاالله که صدای مردم غرب گیلان به گوش مسئولین رسیده استان تصویب شد اسم ورسمش با توجه به قوائد سیاسی و خواست عموم ساکنین تعیین خواهد شد.به نظر بنده تالش از همه جهت زیبنده منطقه است ولی برای مرکز استان بهتر است غیر از شهرهای موجود مکان یابی علمی شود . درود

پاسخ: به نظر من مر کز استان آینده طرفای ماسال باشه بهتره چون هم به مرکز گیلان و هم به مزکز ایران نزدیکتره .
س-قارانقوش
سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۲ ۱۳:۵۸
بنده با نظر اقا یا خانم بلوط موافقم !ولی استان شدن غرب گیلان در درجه اول به همت و نظر مردم شهرستانهائی داردكه شرایط استان شدن را محقق می كنند و ازاینكه افكار عمومی به سمت محلی می رود كه با استانداردهای روز ساخته شودجای امیدواریست ولی اولا مركز استان باید دارای شرایطی باشد كه ازنظرزلزله خیز ی بررسی شود لذا ماسال كوهستانیست و از این نظر مسئله داراست2-محیط زیست كمترین اسیب را ببیند3-ارزانترین زمین را برای ساخت و ساز دارا باشد 4-در مسیر جاده بین المللی باشد تا توریست بیشتری بپذیرد 5-حساسیت اقوام و شهرهای دیگر را برنینگیزد 6-برای ایجادفرودگاه و بندر دارای شرایط مناسب باشد 7 - مردم ان منطقه زمین رایگان در اختیار استان قرار داده و امتیاز ویژه در قبال ان مثل استخدام و دریافت بناوساختمان ودریافت مستمری یا اوراق مشاركت در مقابل ان بگیرد7-در مسیر راه آهن باشد 8-شرایط ایجاددانشگاه بین المللی و بیمارستان را داشته باشد9-از امكانات توریستی حداكثری بهره مند باشد 10 -بیشترین تحصیل كرده وجمعیت ممكن را داشته باشد11-بارقدمی نداشته باشد 12- اب لازم و كافی داشته باشد و......
با این تفاصیل منطقه شیراباد/خطبه سرا /لیسار مناسب ترین منطقه است/حالابلوط و یا هرعزیزی خواست می تواند جلو بنشیند!



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 2 مهر 1392 05:38 ب.ظ

53 درصد کشته‌های تصادفات تهران عابر پیاده‌اند لباس تیره احتمال مرگ را دوبرابر می‌کند

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 2 مهر 1392-05:29 ب.ظ





قائم مقام معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران با تاکید بر این که عابران پیاده‌ای که هنگام فوت بر اثر تصادف لباس تیره بر تن داشته‌اند، بیش از دو برابر عابرانی است که در این هنگام لباس روشن پوشیده بودند، خاطرنشان کرد: این موضوع نشان‌دهنده این است که استفاده از رنگ‌های روشن برای عابران پیاده در هنگام شب یک ضرورت است و می‌تواند جان آن‌ها را مورد محافظت قرار دهد.
صراط: به گفته قائم ‌مقام معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران، 53 درصد کشته‌های تصادفات تهران عابر پیاده‌اند.

قائم ‌مقام معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران با اعلام این که از سال 86 روند نزولی تعداد کشته‌های حوادث رانندگی در کشور آغاز شد و برای اولین بار پس از یک دهه در سال 91 به زیر 20 هزار کشته کاهش پیدا کرد، گفت: به موازات، تعداد کشته‌های تلفات تصادفات رانندگی در تهران نیز برای نخستین بار پس از سال‌ها در سال گذشته سه رقمی شد و به زیر یک هزار کشته رسید.

علیرضا سلیمانی افزود: به طور میانگین در سال گذشته هر ماه 82 نفر بر اثر حوادث رانندگی در تهران کشته شدند که فروردین و آبان شاهد کمترین و مهر شاهد بیشترین تعداد تلفات بوده‌اند.

پر تلفات‌ترین و کم تلفات‌ترین مناطق تهران در حوادث رانندگی

وی با اشاره به این که به طور متوسط در سال گذشته در هر منطقه تهران 45 نفر بر اثر حوادث رانندگی کشته شدند که تعداد کشته‌های مناطق 20 و 4 بیش از دو برابر سایر مناطق بوده و پس از این دو منطقه پر تلفات، منطقه 15 بیشترین کشته را داشته اظهار کرد: در مقابل، مناطق 9 و 10  کمترین کشته‌ را داشته‌اند و پس از این دو منطقه نسبتاً کم تلفات،‌ منطقه یک کمترین کشته را داشته است.

سلیمانی با بیان این که در تحلیل کشته‌های تصادفات رانندگی با محاسبه نسبت تعداد کشته‌ها به تعداد جمعیت، شاخصی تحت عنوان «شاخص سلامت» به دست می¬آید، تصریح کرد: ‌بر اساس این شاخص منطقه 20 و بعد از آن مناطق 19 و 22 در بدترین وضعیت و در مقابل، مناطق 1، 7 و 14 در بهترین وضعیت قرار دارند.

مردان تهرانی 5 برابر زنان در تصادفات کشته می‌شوند

وی با اشاره به این که از مجموع کشته‌شدگان حوادث رانندگی تهران در سال گذشته 813 نفر یعنی 83 درصد مرد و 169 نفر یعنی 17 درصد زن بوده‌اند و به عبارتی تعداد مردانی که در تصادفات کشته می‌شوند نزدیک به 5 برابر زنان است، اظهار کرد:‌ این موضوع نشان‌دهنده این است که اغلب کشته‌شدگان سرپرست خانواده خود می‌باشند که می‌تواند تأثیر غیر قابل جبرانی بر خانواده‌های آن‌ها بر جای بگذارد.

 سلیمانی با بیان این که از مجموع 982 کشته حوادث رانندگی تهران در سال گذشته، 527 نفر یعنی 5/53 درصد را عابران پیاده تشکیل می‌دهند، تصریح کرد: ‌299 نفر یعنی 5/30 درصد از کشته‌شدگان نیز رانندگان وسایل نقلیه و راکبان موتورسیکلت و 156 نفر یعنی 16 درصد مابقی نیز سرنشینان وسایل نقلیه یا ترک‌نشینان موتورسیکلت‌ها بوده‌اند.

عابرانی که لباس تیره می‌پوشند دو برابر بیشتر کشته می‌شوند

وی با تاکید بر این که از هر دو شهروندی که بر اثر حوادث رانندگی در تهران کشته می‌شوند حداقل یک نفر عابر پیاده است، سهم بیش از 50 درصدی عابران پیاده در تلفات تصادفات رانندگی تهران را بسیار قابل تأمل دانست و گفت: این موضوع می‌بایست به صورت جدی مورد توجه و به طور ویژه مورد بررسی و رسیدگی قرار گیرد.

قائم مقام معاونت حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران با تاکید بر این که عابران پیاده‌ای که هنگام فوت بر اثر تصادف لباس تیره بر تن داشته‌اند، بیش از دو برابر عابرانی است که در این هنگام لباس روشن پوشیده بودند، خاطرنشان کرد: این موضوع نشان‌دهنده این است که استفاده از رنگ‌های روشن برای عابران پیاده در هنگام شب یک ضرورت است و می‌تواند جان آن‌ها را مورد محافظت قرار دهد.
منبع: فارس






نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

تاریخچه آستارا

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 2 مهر 1392-05:28 ب.ظ


آستارا، شهری کوچک در ساحل غربی دریای خزر و در شمالی‌ترین نقطه استان گیلان و آخرین نقطه مرزی ایران و جمهوری آذربایجان است. آستارا از شرق به دریای خزر، از شمال به آستارای جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان اردبیل و از جنوب به منطقه تالش نشین گیلان محدود است. رود آستارا که از کنار راه شوسه آستارا- اردبیل می گذرد، آستارای ایران را از آستارای جمهوری آذربایجان جدا می سازد.
 
 
 در منطقه آستارا علاوه بر زبان ترکی آذربایجان، زبان تالشی نیز رایج است ولی در اثر مهاجرت‌های زیاد از اهمیت آن کاسته شده است. آستارا یکی از زیباترین شهرهای شمال استان گیلان است .
 
آستارا به موجب قانون تقسیمات کشوری سال ۱۳۱۶ش. بخش شهرستان اردبیل بود، در مهرماه سال ۱۳۳۷ش. تابع آذربایجان شرقی شد و از خرداد سال ۱۳۳۹ش. جزو استان گیلان گردید.جمعیت آن بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۱ش، ۷۰۱۷۰ نفر بوده و در حال حاظر نزدیک به ۱۰۰۰۰۰ نفر می‌باشد. از اماکن تاریخی شهرستان آستارا می‌توان به بقعه شیخ تاج الدین محمود خیوی در لمیر محله آستارا، قلعه شیندان، قبرستان قدیمی ونه بین که در بالای دهکده توریستی حیران بر سر راه فرعی نمین واقع است، قبرستان قدیمی دهکده گنج کشی از آبادیهای نزدیک حیران، بقعه پیر قطب الدین نزدیک دهکده باغچه سرا، بقعه سیدابراهیم و سیدقاسم که گفته می‌شود پسران امام موسی کاظم در د هکده کانرود اشاره کرد.
 
 
ویژه گی های خاص بندر مرزی آستارا:
۱٫ به دلیل استفاده بیش از حد سفال به شهر بام های سفالین معروف است.
۲٫ دبیرستان پر افتخار حکیم نظامی نماد فرهنگ بالای شهر می باشد که در سال ۱۳۸۷جشن صد سالگی آن برپا خواهد شد.
۳٫ با داشتن بیش از ۸/۹۸% باسواد نخستین شهر با سواد ایران می باشد.
۴٫ می توانید به دلیل واقع شدن دریا در شرق و کوه در غرب طلوع و غروب خورشید را در اوج زیبایی به دیده ی تماشا نگریست.

وجه تسمیه آستارا:
۱٫ دربارهٔ نام این شهر گفته شده که در آغاز آهسته‌رو بوده زیرا کاروانان و مسافران زمانی‌که به این منطقه مردابی ساحلی می‌رسیدند ناچار به حرکت آهسته‌تر می‌شدند. همان نام اوسته رو یا هوسته رو تالشی به مرور تبدیل به آستارا شده ‌است. (در این مورد نگاه کنید به کتاب بستان الساحه). برخی این نام را برگرفته از ریشه استردن یا ستردن به معنای گرفتن حق العبور یا باج دانسته‌اند که با توجه به دور افتاده بودن منطقه در سالیان گذشته منطقی بنظر می‌رسد.
۲٫ بر اساس یک نظر گاه دیگر، به دلیل شدت ابری بودن منطقه، اهالی شب ها درزمان دیدن ستاره ها به یکدیگر با عبارت ” آی ستاره” خبر می دادند.
۳٫ کلمه آستارا از نام استر یعنی ناهید (آناهیتا) که مورد پرستش مردان ایران باستان بوده، اخذ شده است.
۴٫ کلمه آستارا از ترکیه کلمه های تالشی ” اً ” بمعنی آب، ” ستو” بمعنی کنار ساحل و “راو” بمعنی راه اخذ شده است و معنی آن ” راهی در کنار آباست. دلیل استعمال لین عبارت نیز وجود جاده ای باریک در کناره ساحل در منطقه آستارا قبل از ایجاد جاده های کنونی بوده است.
۵٫ نام آستارا از نام استر Ester نام دختر یهودی و همسر شاهزاده کیخسرو اخذ شده است.
۶٫ آستارا از کلمه ” استر رو” بمعنی ” یبور با حیوان بارکش” است و دلیل آن کثرت عبور و مرور حیوانات بارکش همراه کاروان ها از معبر تجارتی آستارا در قرن های گذشته بوده است.

اقوام و پیروان مذاهب ساکن در آستارا:
۱٫ ارامنه: تا سال ۱۳۱۵ ه .ش تعداد زیادی در آستارا بودند که بعدها به انزلی مهاجرت کردند و تعدادی ساکن می باشند.
۲٫ اقوام زرتشتی و کلیمیان: در گذشته در این شهر می زیسته اند که قبور قدیمی در مناطق مختلف چون حیران، ونه بین و لاتون دیده می شوند.
۳٫ خلج ها: از اورامانات کرمانشاه آمده و در لوندویل و سیبلی ماندند.
۴٫ چاردولوها: باخلج ها التفات یافتند.
۵٫ الکچی ها: قبل ازسال ۱۳۰۴ ه.ش آمده و در تله سیفی ماندگار شدند.
۶٫ اسبلی ها: در قحطی سال ۲۳۷ ه.ش از آذربایجان آمده و در تله سفی سکنا گزیدند.
۷٫ گیلک ها: در پشت مسجد گیلک لر و بعد در تمام نقاط شهرساکن شدند.
۸٫ آذری ها و تالش ها: در تمام نقاط شهرساکن شدند.
۹٫ اهل تسنن: در روستای عنبران و چند روستای دیگر ساکن شدند.
و اکنون اکثریت ساکنین به زبان آذری با لهجه ای خاص صحبت می کنند.
 
 
 
گمرک:
تاریخ تاسیس گمرک در آستارا، به صورت دقیق نمی باشد. ولی شواهد تاریخی چنان عنوان می کند که: در سال ۱۲۰۵ه.ش وقتی شاه عباس میرزا می خواست برای قشون یورت تهیه کند از فتحعلی شاه در خواست کمک مالی می کند، شاه در جواب می گوید از پول عوارض گمرکی آستارا فراهم کنید. ژان اوبن در کتاب «ایران امروز» به توصیف آستارا پرداخته و می نویسد «آستارا بندری ایت در جوار اردبیل – این شهر گمرکی دارد که از سوی متصدیان بلژیکی اداره می شود»

http://karkan.ir/wp-content/uploads/2010/06/karkan.ir_0375.gif

 
محوطه گمرک بندر آستارا ۱۲۷۵ – افراد به ترتیب از راست به چپ  ۱- میرزا علیخان امیر تومان   ۲- حاج حیدر خان امیر تومان خوئی  ۳- کودک ، فرزند قدرت  الملک ۴-قدرت الـملک مباشر خالصجات ۵- حـاج قـلعه بیگی ۶- ذبـیح الـملک ( حیدر خان ) رئیس گـمرکات  ۷- نشسته ،‌حاجی علی اصـغر تاجر باشی  ۸- عالیـجناب میر جهانگیر خان الحسینی  ۹- نـماینده بـلژیکی ها
 
 
حال گمرک آستارا به عنوان یک اداره ی کل در امور واردات و صادرات قطعی، ورود و خروج موقت، تعاونی مرز نشینان، ترانزیت داخلی و خارجی ، کارنه تیر بین المللی ،مبدا و مقصد کارنه تیر، کاپوتاژ ،امور مسافری، مرجوعی، امانت های پستی و قضایی به فعالیت مشغول می باشد.
این گمرک در رتبه اول تجارت چمدانی در میان مرزهای زمینی و رتبه نخست در میان مرزهای شمال کشور از لحاظ صادرات را به دست آورده است.
 
 
 
 
شیلات:
قبل از سال ۱۲۵۱ه.ش صید از لنکران تا انزلی در اجاره ی میر ابراهیم خان تالش بوده که میر محمد خان آستارایی، صید گاهی در کولیور انزلی ایجاد نمود و اداره ی آن را بر عهده ی پسرش میر محمد باقر گذاشته که ایشان در انزلی به جوانمردی شهرت داشتند وی در کولیور وفات یافته
بعد از سال ۱۲۵۱ه.ش امتیاز دریای خزر از طرف دولت ایرات به یکی از اتباع روس واگذار گردید. در آن موقع آستارا ناحیه ی یک شیلات و بزرگترین بازار فروش انواع ماهی بود که به آستارا خان صادر می شده. در سال ۱۳۲۰ه.ش این امتیاز به انزلی واگذار، تا در بهمن ۱۳۳۱ه.ش دوره ی زمامداری دکتر مصدق، شیلات، ملی اعلام شد و پس از احداث مراکز صید دوباره رونق از دست رفته را به دست آورد.
بندر آستارا هم اکنون با مساحتی حدود ۳۳۴ کیلومتر مربع در مجاورت سواحل غربی دریای خزر می باشد. با توجه به موقعیت جغرافیایی و ارتفاع از سطح دریا و نزدیکی به دره ی حیران و اقلیم کوهستان، آب و هوای مرطوب ومعتدل، اندکی خنک تر از مناطق پست جلگه ای دیگر استان می باشد. محصولات آن غلات، حبوبات، برنج و فر آورد ه‌های دامی می باشد. دمای این شهر در زمستان بین( ۱۵ تا ۲- )سانتی گراد و در تابستان بین (۱۵تا۳۵) درجه در نواسان است. میزان متوسط بارندگی در سال ۱۲۶۵ میلیمتر می باشد که کم باران ترین وقت خرداد ماه و پرباران ترین وقت آبان ماه گزارش شده است.
تداوم مهاجرتهای روستایی به شهر ها، که بنظر روند طبیعی فرایند گذار اقتصادی می باشد و تبدیل برخی نقاط روستایی به شهر، همچنان از عوامل اصلی افزایش جمعیت شهر نشین و بروز معضلات شهری می باشد





نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 2 مهر 1392 05:28 ب.ظ

رشته کوه البرز:رشته کوه زاگرس :

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
دوشنبه 1 مهر 1392-10:41 ب.ظ

رشته کوه البرز:

البرز رشته کوهی است در بخش شمالی ایران. این رشته کوه از سوی غرب از تالشان جمهوری آذربایجان آغاز می‌شود و در سوی شرق تا درون ترکمنستان و افغانستان ادامه می‌یابد. بخش بزرگی از البرز در راستای کناره جنوبی دریای مازندران کشیده شده‌است. در این بخش، جبهه شمالی البرز سرسبز و جبهه جنوبی آن خشک است. دلیل این تفاوت اینست که رشته کوه البرز همچون سدی طبیعی از گذر رطوبت برخاسته از دریای خزر به سوی جنوب جلوگیری می‌کند و بیشتر این رطوبت در جبهه شمالی البرز می‌بارد.

بلندترین کوه البرز کوه دماوند (۵۶۷۱ متر) است که در نزدیکی تهران قرار دارد. دامنه‌ها و دره‌های البرز از تفرجگاه‌های مهم مردم استان‌های تهران، قزوین و سمنان است.از مهمترین رودهای دامنه ی شمالی البرز سفیدرودودامنه های جنوبی کرج و جاجرودرا می توان نام برد

رشته کوه البرز و قلهٔ دماوندومخصوصا قارن کوه(قاف)درناحیهٔ شمال سمنان نقش برجسته‌ای در متون تاریخی تبرستان و افسانه‌های ایرانی دارند. از قلل كوه نوردی آن آن دماوند . پالان گردن توچال پلنگ چال . عجب شیر . دو شاخ . چین كلاغ می باشد .

*********************************************************************

رشته کوه زاگرس :

زاگرُس رشته‌کوهی در غرب ایران است.بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگر Za-G'R' به معنای کوه بزرگ است. اما نظری که بیشتر مورد تایید است این است که این کلمه از نام مهاجران هند واروپایی ساکن در این منطقه معروف به زاگارثی/ساگارتی(Zagarthians/Sagarthians) گرفته شده. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در ترکیه آغاز شده و تا استان‌های فارس و کرمان ادامه می‌یابد. دامنه‌‌ی این رشته‌ کوه به‌ شمال عراق نیز امتداد دارد. نام قدیمی این رشته‌کوه در زبان فارسی پاطاق و پیش از آن کهستان (در عربی جبال) و پهله بود.

نیمه‌ی شمالی رشته کوه زاگرس در دوره‌ی ایران باستان محل زندگی مادها بوده است.

بلندترین قله‌های این رشته کوه زردکوه (۴۲۲۱ متر)، دنا (۴۴۴۸ متر) و اشتران کوه (۴۲۵۰) نام دارند.

زردکوه با ارتفاع ۴۲۲۱ متر در در نزدیکی شهرستان کوه‌رنگ در استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. زردکوه در تمام طول سال پوشیده از برف است و سرچشمه‌ی اصلی چهار رودخانه‌ی بزرگ کارون، زاینده رود، کرخه و دز.

اشترانکوه با ارتفاع ۴۲۵۰ متر در جنوب شهرستان‌های الیگودرز و ازنا و از غرب به شهرستان دورود  بلندترین قله زاگرس میانی است که دارای هشت قله بلند و به هم پیوسته است که در تمام طول سال پوشیده از برف است. دریاچه گهر نیز در این رشته کوه قرار گرفته است.

بلندی‌های زاگرس حوضه آبخیز رودخانه‌های زاینده‌رود، کارون و کرخه و دز را تشکیل می‌دهد و با توجه به حجم بارش و پایین بودن سطح تبخیر و موقعیت نسبتاً مناسب سازندهای زمین‌شناختی بخش اعظم آبهای زمینی و زیرزمینی کشور به میزان ۴۵ تا ۵۰ درصد را تأمین می‌‌کند. دنا با ارتفاع۴۴۴۸متراز بلندترین ارتفاعات زاگرس می باشد واز حدود ۴۴قله مرتفع تشکیل شده است واز لحاظ موقعیت جغرافیایی در جنوب استان اصفهانِِِِ,شمال غربی استان فارس ولی بخش اعظم آن درشمالشرقی استان کهگیلویه وبویراحمد قرار دارددر تمام سال پوشیده از برف است و یکی از سرچشمه های کارون وهمچنین رود مارون می باشد یکی از کم نظیرترین منابع انواع واقسام گیاهان دارویی در دنیاست.http://oshtorankoh.blogfa.c

نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 1 مهر 1392 10:42 ب.ظ

عکس/ستوده و عرب سرخی پس از آزادی

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
جمعه 29 شهریور 1392-10:07 ب.ظ


فیض الله عرب سرخی و نسرین ستوده دو تن از زندانیان حوادث سال 1388 که شب گذشته به همراه جمعی دیگر از زندانیان آزاد شدند، در کنار خانواده و فرزندانشان.

برچسب‌ها :



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 29 شهریور 1392 10:08 ب.ظ

اعدام‌های 67 و ماجرای صیغه کردن دختران اعدامی!!

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
جمعه 29 شهریور 1392-10:03 ب.ظ


 «گفته می‌شود بعد از عملیات مرصاد، با فرمان امام خمینی (ره) زندانیان سیاسی که بر سر موضع پیشین خود باقی مانده بودند، اعدام شدند و وسایل و لوازم شخصی آنها به خانواده‌هایشان بازگردانده شد. در این جریان حتی اعدام زنان که بسیار در اسلام محدود است، رخ داده بود و ادعا می شود که نظر به ممنوعیت اعدام دوشیزگان، دختران باکره را به عقد در می‌آوردند و بعد از اینکه باکرگی آنها زایل شد، اعدامشان می‌کردند. پاسخ شما به این مسائل چیست؟»

سایت پرسمان دانشجویی وابسته به اداره مشاوره نهاد رهبری به این سوال چنین پاسخ داده است: «پاسخ کوتاه:

1- به عنوان جمع‌بندی از سخنان فوق این اعدام‌ها نه برای راحت شدن از شر زندانیان، بلکه در پی شورش آنها در زندان همزمان با عملیات مرصاد بوده است. افرادی محاکمه می‌شدند که پیش‌تر در عملیات تروریستی شرکت داشتند و فقط کسانی اعدام می‌شدند که بر سر مواضع خویش باقی مانده بودند. ضمن اینکه این عمل پیش از این هم در مورد تروریست‌ها انجام شد و البته بسیاری از آنان نیز به خاطر نداشتن خط مشی پیشین از اعدام نجات یافتند و بعدها آزاد گشتند.

2- یکی از ادعاهای ضدانقلاب این است که از آنجایی که در اسلام اعدام دختران باکره ممنوع است، دختران باکره‌ای که به اعدام محکوم می‌شدند را سپاهیان صیغه می‌کردند و بعد از تجاوز و از بین رفتن باکرگی آنها را اعدام می‌کردند! گذشته از اینکه اگر مبنای اعدام‌کنندگان اسلام می‌بود (که به‌خاطرش نتوانند دختران باکره را اعدام کنند) بر مبنای همین اسلام نمی‌توانستند یک دختر را به زور صیغه کنند و باکرگی او را بردارند و روی همین حساب باطل بودن این ادعا ثابت می‌شود.

بد نیست بدانید اساس این ادعا از کجا برخاسته است: آیت‌الله منتظری در کتاب خاطرات خود در بخش مربوط به اعدام‌های سال ۶۷، از بحث‌های بین خود و امام خمینی توضیحاتی می‌دهد که آشکار می‌کند این داستان چگونه ساخته شده است. به طور خلاصه ایشان اشاره می‌کند که وقتی بحث اعدام‌ها مطرح شد، من اعتراض کردم که در زندان‌ها زنان نیز اعدام می‌شوند. اعدام زن در اسلام بسیار محدود است و دختران را نیز اعدام نمی‌کنند. امام نیز گفت خب به آقایان بگویید دخترها را اعدام نکنند. بعد آمدن این طرف و آن طرف این‌طور وانمود کردند که منتظری گفته دخترها را اعدام نکنید، اول آنها را صیغه کنید و بعد اعدام کنید. در خارج از کشور هم منافقین این را دست گرفته بودند. (کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری، اتحادیه ناشران ایرانی در اروپا، نشر باران، نشر خاوران و نشر نیما، چاپ دوم ۱۳۷۹، فصل دهم، صفحه ۳۴۵-۳۴۴)

پس آشکار است که این شایعه ابتدا در مورد آیت‌الله منتظری ساخته شده است و در واقع هم ایشان زمانی که قائم مقام رهبری نظام بودند، بسیار منفور بودند و بسیاری از این حرف‌ها در مورد ایشان ساخته می‌شد. طبیعی است که بعد از تغییر نگرش ایشان و قرار گرفتنشان در برابر طیف اصلی نظام، دیگر نمی‌شد این سخنان را در مورد او بگویند و به جای اینکه بگویند منتظری گفته، گفتند در زندان‌ها روالشان چنین بوده است!

پاسخ تفصیلی:

اعدام زندانیان سیاسی، ممنوعیت اعدام دوشیزگان و عقد آنها همه شایعات ساخته و پرداخته منافقین برای تطهیر جنایات و خیانت‌های خود به کشور و تخریب وجهه نظام اسلامی می‌باشد. در تبیین واقعیات مربوطه گفتنی است پس از تهاجم نیروهای سازمان منافقین در سال ۶۷ با پشتیبانی ارتش عراق به داخل ایران، حضرت امام (ره) حکمی را درباره بررسی مجدد پرونده منافقین زندانی که همچنان بر سر موضع خود بودند و صدور محکومیت اعدام برای کسانی که برنامه شورش در زندان، هم‌زمان با برنامه‌های بیرون سازمان داشتند، صادر کردند. در زمینه دلایل صدور این حکم که از مبانی فقهی و حقوقی مستحکمی برخوردار است به اختصار می‌توان به وضعیت کلی نیروهای نظامی ایران در جبهه‌ها، روحیه مردم در داخل کشور به واسطه انعکاس تحولات جبهه‌ها، تبلیغات وسیع درباره پیشروی‌های عراق از سوی رادیوهای بیگانه، ورود مستقیم آمریکا به صحنه جنگ با ایران از طریق هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری، پیشروی نیروهای منافقین به داخل خاک ایران و تصرف چند روستا و شهر اسلام‌آباد غرب، بروز تحرکات و تنش‌هایی در زندان با سردمداری عناصر بر سر موضع منافقین، آغاز فعالیت برخی هواداران منافقین در سطح جامعه و ایجاد حرکت‌هایی برای برپایی آشوب و شورش در سطح شهرها، انتشار پیام‌های مستمر سازمان منافقین از طریق رادیوهای متعلق به آنها و ترغیب و تحریک مردم به شورش اشاره داشت.

در چنین اوضاع و احوالی حضرت امام (ره) بر مبنای دیدگاه فقهی خود از مسئولان مربوطه خواستند تا ضمن بررسی مجدد وضعیت منافقین در زندان، آن دسته از این افراد را که همچنان بر سر موضع خود تشخیص می‌دهند، به عنوان نیروهای داخلی یک سازمان محارب که با استفاده از فرصت، در صدد آشوبگری و تحریک دیگران به شورش هستند، اعدام کنند. در حکم حضرت امام (ره) در این‌باره چنین آمده است: «از آنجا که منافقین خائن به هیچ‌وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانه آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند.»

همانگونه که ملاحظه می‌شود، حضرت امام (ره) ضمن بیان مبانی فقهی صدور این حکم، صرفا آن دسته از منافقین زندانی که «بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند» را « محارب و محکوم به اعدام» برشمرده که لازم است حد محارب در خصوص آنها اجرا شود و تشخیص این موضوع را نیز به رأی قاضی شرع، دادستان و نماینده وزارت اطلاعات واگذار می‌کند، با تأکید بر اینکه «احتیاط در اجماع است.» و منافقین زندانی‌ای که از عملکرد «سازمان منافقین» برائت جسته و توبه می‌کردند، اعدام نمی‌شوند.

البته بررسی مجدد پرونده منافقین زندانی قبل از این مقطع نیز سابقه داشته و بدون حکم و نظر امام (ره) نیز این کار صورت می‌گرفته است. به عنوان مثال در سال ۱۳۶۰ نیز همزمان با شورش‌های شهری و ترورهای گسترده منافقین، شورشی در زندان صورت می‌گیرد و ۱۲ نفر در این ارتباط تیرباران می‌شوند. در اینجا مناسب است به توصیه اکید حضرت امام (ره) در آن ایام مبنی بر پرهیز از تندروی در رفتار با زندانیان گروهک‌های ضدانقلاب اشاره شود. ایشان در سخنرانی خود به مناسبت فاجعه انفجار در حزب جمهوری اسلامی به تاریخ ۹/ ۴/ ۱۳۶۰ فرمودند: «من یک کلمه به برادران دادگاه و کسانی که رئیس زندان هستند و اشخاصی که زندانبان هستند می‌گویم و آن اینکه اینطور نباشد که یک جنایتی واقع شد، اینها آرامش خودشان را از دست بدهند و خدای ناخواسته با زندانیانی که الان هستند، ولو این زندانیان از همین گروه‌های فاسد باشند، با خشونت غیر انسانی عمل کنند. با آرامش و با احترام عمل کنند. لیکن دادگاه‌ها احکام را با دقت بررسی کنند و پرونده‌ها را بررسی کنند، آنها را بر محکمه‌ها بنشانند و ازشان استفسار کنند. با قاطعیت هر چه باید بکنند، عمل کنند، لیکن این طور نباشد که حالا از باب اینکه یک دسته از ما به وسیله همین گروه‌ها از بین رفته، حالا ما در حبس با اشخاصی که محبوس هستند خدای ناخواسته به خلاف موازین اسلام رفتار کنند و من می‌دانم نمی‌کنند، گرچه آنهایی که باید به شما تهمت بزنند، تهمت را می‌زنند.»

اما در سال ۱۳۶۷، وضعیت متفاوتی با سال ۱۳۶۰ وجود داشت. در سال ۶۰ سازمان منافقین اگر چه از حمایت‌های سیاسی و تبلیغاتی بیگانه بهره می‌برد اما به هر حال یک گروه ضدانقلاب داخلی به شمار می‌آمد که دست به عملیات تروریستی و انفجاری در داخل می‌زد و البته با عوامل این عملیات نیز برخورد می‌شد ولی در سال ۶۷ این گروه در قالب یک «ارتش متجاوز» ظاهر شد که از پشتیبانی کامل نیروهای نظامی بیگانه برخوردار بود و با اتکاء به همین پشتیبانی‌ها توانسته بود راه خود را به داخل خاک ایران باز کند و بخشی از آن را به اشغال خود درآورد و در کنار آن مسائلی نظیر بروز تحرکات و تنش‌هایی در زندان با سردمداری عناصر بر سر موضع منافقین، آغاز فعالیت برخی هواداران منافقین در سطح جامعه و ایجاد حرکت‌هایی برای برپایی آشوب و شورش در سطح شهرها، انتشار پیام‌های مستمر سازمان منافقین از طریق رادیوهای متعلق به آنها و ترغیب و تحریک مردم به شورش، همه بیانگر موج تازه توطئه‌های این گروهک می‌باشد.

از سوی دیگر آمریکا نیز با حضور پررنگ نظامی در خلیج فارس و هدف قرار دادن یک هواپیمای مسافربری و حمله به ناوچه‌ها و نفت‌کشهای ایرانی عملا وارد عرصه جنگ با نظام جمهوری اسلامی شده و طبعا از نیروهای نظامی معارض نیز حمایت به عمل می‌آورد.

در این شرایط حضرت امام (ره) به منظور خنثی کردن توطئه و تحرکی که در حال شکل‌گیری بود، ضمن سفارش‌های لازم به منظور تشخیص صحیح «بر سر موضع نفاق بودن» دستور برخورد با عوامل داخلی این توطئه را صادر می‌فرمایند. (ر.ک: پاسداشت حقیقت، مسعود رضایی و عباس سلیمی نمین، تهران: دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران، ۱۳۸۱)

در ادامه به گوشه‌هایی از جنایات گروهک تروریستی منافقین اشاره می‌شود:

سازمان تروریستی منافقین گروهی است که از سال ۶۱ تا ۶۷، ۱۵ هزار بیگناه را در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها ترور می‌کردند. منافقین کسانی بودند که در سال ۵۸ و ۵۹ جنگ‌های تجزیه‌طلبانه‌ای را در کردستان، آذربایجان، ترکمن‌صحرا و دیگر شهرها به راه انداختند و اینها همان کسانی بودند که در ماه رمضان یکی از سال‌های اوایل دهه ۶۰ با حمله به خانه یک فرد بسیجی که تنها جرمش حزب‌اللهی بودن و حضور در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بود، سر سفره افطار، سر فرزندانش را با تیغ موکت‌بری بریدند. یک بار در عروسی فرزند یکی از فئودال‌های وابسته به منافقین، تعدادی از جهادگران انقلاب که عموما از دانشجویان مسلمان و انقلابی بودند را در مقابل عروس و داماد، به جای گوسفند سر بریدند.

منافقین ضمن جاسوسی برای صدام در جنگ تحمیلی و نیز برخی دیگر از جنایت‌های ددمنشانه آنها از جمله به گلوله بستن مجروحان در بیمارستان‌ها و نیز به شهادت رساندن ۷۲ تن از بهترین نیروهای انقلاب، از سال ۶۰ و ۶۱ تا آخر جنگ در خیابان‌ها می‌گشتند و هر دختر و پسر حزب‌اللهی را بدون اینکه حتی بدانند این شخص کیست به مسلسل می‌بستند و حتی در مغازه‌هایی که عکس امام (ره) بر روی دیوار آن نصب بود، نارنجک می‌انداختند.

شکنجه‌هایی که منافقین روی نیروهای انقلابی و حزب‌اللهی انجام می‌دادند، روی ساواک را نیز سفید کرد.»

منبع: پارسینه






نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 29 شهریور 1392 10:04 ب.ظ

20 معجزه عسل و دارچین

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 19 شهریور 1392-09:51 ب.ظ

20معجزه عسل و دارچین

20معجزه عسل و دارچین
در این مقاله با عسل و دارچین، درمان کننده بسیاری از بیماری ها آشنا می شویم.


١ . درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود.بررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.

٢ . از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات :
مخلوطی از یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه فروکش خواهد کرد.

٣ . درمان التهاب مفصل(آرتریت):
روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند.بررسی های اخیر روی ٢٠٠ بیماری که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣ نفر از آنان در عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر به راه رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را به دست آوردند.

٤ . جلوگیری از ریزش مو:
قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک قاشق پودر دارچین را به مدت ٥ تا ١٥ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.

٥ . از بین بردن عفونت مثانه:
٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین برود.

٦ . درمان درد دندان:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٥ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی دندان خراب بمالید.این عمل را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.

٧ . کاهش کلسترول:
٢ قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید و بنوشید.این کار میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش می دهد.

٨ . درمان سرماخوردگی:
به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین استفاده کنید.این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می رود.

٩ . درمان ناباروری:
برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از خواب میل کنند.در کشورهای چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی که مدت ١٤ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب دوقلو شدند. 

١٠ . درد معده:
مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان می کند.

١١ . تقویت سیستم ایمنی:
استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.

١٢ . برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید تا از ترشح اضافی اسید معده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به راحتی هضم میکند.

١٣ . جلوگیری از آنفلوآنزا:
دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی است که از میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .

١٤ . افزایش طول عمر:
مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ٤ قاشق چای خوری عسل،یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ٤ بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس نیز جلوگیری می کند.

١٥ .برطرف کردن جوش صورت:
قبل از خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها قرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش ها را از بین می برد.

١٦ . درمان عفونت های پوستی:
قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.

١٧ . درمان سرطان:
تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی درمان شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز و به مدت ٣ ماه یک قاشق غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.

١٨ . از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می دهد.

١٩ . از بین بردن بوی بد دهان:
شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای خوری عسل،مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان را نداشته باشید.

٢٠ . مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را برطرف می کند.
شایان ذکر است،عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود.
 


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 19 شهریور 1392 09:54 ب.ظ

آبشار زمرد حویق

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 19 شهریور 1392-08:06 ق.ظ

آبشار زُمُرُّد حویق

امروز 14 تیرماه 92 به همراه خانواده و خانواده یکی از بستگان برای دیدن آبشار زیبای زمرد در بخش و شهر حَویق شهرستان تالش رفته بودم. حَویق حدود چهل کیلومتر بعد از شهر تالش و نرسیده به شهر چوبَر  در مسیر آستارا قرار دارد.

برای رسیدن به این آبشار باید از خیابان ولی عصر آن شهر به طرف بالا دست طی طریق کنید. به نظرم حدود 10 کیلومتر راه هست. خاکی و نسبتاً ناجور. البته حدود یک سوم راه آسفالته است و مابقی خاکی. از حویق باید تا روستای زُمُرُّد بروید. روستای زمرد بعد از فتح الله محله قرار دارد. بهتر است اگر اتومبیل تان سواری و ظریف است،آن را در جلوی مسجد یا کنار مدرسه ابتدایی نصر روستای فتح الله محله بگذارید و مابقی راه را پیاده بروید. از فتح الله محله تا آبشار حدود 45 دقیقه تا یک ساعت پیاده روی لازم است. البته اگر اتومبیل تان جیپ یا لندرور یا نیسان یا پاترول  و... باشد رفتن به روستای زمرد که آخرین روستای مسیر آبشار است خیلی سخت نیست. ولی برای ماشین های سواری مانند پراید و ... سخت است و نباید ریسک کرد.

از روستای زمرد تا آبشار سراشیبی ست و 10 تا 15 دقیقه طول می کشد.

دو آبشار در نزدیک هم قرار دارند که به دوقلو معروف اند ولی یکی از قلوها بزرگ تر و پرآب تر و بعدی کم آب تر و کوچک تر است. البته آبشار کم آب تر پلکانی ست و چند متر بالاتر از خودش دو پله آبشار با ارتفاع حدود چهار و حدود هشت تا متر هم دارد.ولی آبشار بزرگ حدود 15 متر ارتفاع دارد. می گویند ده دقیقه پیاده روی لازم است تا به آبشاری دیگر که بالاتر از آبشار بزرگ قرار دارد برسید. ولی آبشار بالادستی کم ارتفاع تر است.

از چند جوان چوبری که برای دیدن آبشار به آن جا آمده بودند شنیدم که تا الان چند نفر به خاطر سقوط از آبشار اصلی جان باخته اند. چون به بالای ابشار که به خاطر وجود آب دارای جلبک است و  لیز می باشد، می روند و به ناگاه سُر می خورند و می افتند. آنان می گفتند قبلا شاهد سقوط یک اصفهانی از بالای ابشار به پایین بوده اند ولی آن شخص خوشبختانه زنده مانده بود.

آن چه که در این مسیر برایم جالب توجه بود زندگی و معماری و سنت ها و لباس های اهالی بود که کاملاً تالشی بود، اما هیچ کس شان تالشی نمی دانستند و ترکی سخن می گویند. برای برقراری ارتباط با پیرمردان و پیرزنان که فارسی نمی توانند حرف بزنند مجبوری به زبان ترکی حرف بزنی. حتی اگر کامل بلد نباشی و یا اصلاً دوست نداشته باشی و ...

ولی این جا همه چیز نشان می دهد که سرزمین تالش است.



آبشار اصلی و بزرگ با حدود 15 متر ارتفاع


قلوی کوچک و کم آب


هر دو آبشار در یک دید


دو آبشار کوچک (دو پله) بالادستی


بالاترین نقطه آبشار اصلی


خانه ای در روستای زمرد حویق



کوچه منتهی به آبشار در روستای زمرد حویق



یکی از خانه های زیبای فتح الله محله حویق



خانه ای زیبا در جلوی مسجد روستای فتح الله محله حویق


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

عکس هایی از از طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 19 شهریور 1392-07:59 ق.ظ

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

*******

شهرستان ماسال از دو بخش ماسال و شاندرمن تشکیل شده و هر دو بخش مملو از جاذبه های طبیعی و گردشگری است. بام سبز ایران هنوز زیر پای ویلاسازها و دلال ها نیفتاده و همچنان زیبایی و آرامش خود را حفظ کرده است.
اگر قصد سفر به شمال کشور را دارید بهتر است به جاهایی سفر کنید که ناشناخته تر مانده اند. جاهایی مثل ماسال و شاندرمن. ماسال شهرستان دیدنی در استان گیلان است، شهرستانی که بیش از ۷۰ هزار هکتار جنگل و مرتع دارد حتما زیباست. ماسال دومین شهرستان مرتفع استان گیلان پس از رودبار است و پیش از این بخشی از شهرستان وسیع تالش بود که در سال ۱۳۷۶ به شهرستان ماسال تبدیل شد.

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

********

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *****************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  **************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  **************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  *************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  ***************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  **************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

 

  **************

 

 

 

 طبیعت بهاری ارتفاعات ماسال گیلان

منبع :http://www.irinn



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

ویژگی‌های اقتصادی و معیشتی استان گیلان

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
پنجشنبه 14 شهریور 1392-02:34 ب.ظ



کشاورزی: کشاورزی در استان گیلان از رونق فراوانی برخوردار است و از نظر زمین زیرکشت و محصولات کشاورزی، به دو منطقه جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم می‌شود. در منطقه جلگه‌ای با بهره‌گیری از خاک حاصلخیز، شبکه آب‌رسانی وسیع، وجود هوای معتدل و مرطوب، محصولات همچون برنج، چای، توتون، بادام زمینی، حبوبات، صیفی‌جات و مرکبات کشت می‌شود و منطقه کوهستانی نیز به دلیل وجود خاک و شبکه آب‌رسانی مناسب به مرکز کشت گندم، جو، یونجه، زیتون و فندق تبدیل شده است. از مهم‌ترین فراورده‌های کشاورزی استان می‌توان به برنج، توتون، مرکبات، چای، فندق، بادام زمینی، گردو، فندق، دانه‌های روغنی، گل و گیاهان زینتی، سیب‌زمینی، کدو و زیتون اشاره کرد.

استان گیلان به جهت کشت و تولید چای، زیتون، فندق و بادام زمینی در کشور رتبه اول و به جهت کشت و تولید برنج رتبه دوم را دارد.

دامداری: پرورش دام در این استان به دلیل دارا بودن مراتع مناسب، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد. فراورده‌های دامی این استان عبارتند از شیر، گوشت مرغ، ماهی، خاویار، عسل و پیله ابریشم

صنایع کارخانه‌ای: به دلیل این که استان گیلان به عنوان قطب کشاورزی در برابر صنعت از حساسیت‌های خاص زیست محیطی برخوردار است، از این رو امکان ایجاد تأسیسات صنعتی در نقاط مختلف استان میسر نمی‌باشد بنابراین دست اندر کاران صنعت استان در جهت حمایت و توسعه صنعت به نحوی که بخش کشاورزی از مصونیت لازم برخوردار باشد با رعایت جمیع جهات، شهرک‌های صنعتی متعددی ایجاد نموده‌اند که عبارتند از شهرک صنعتی رشت، شهرک صنعتی لوشان، شهرک صنعتی انزلی، شهرک صنعتی تالش، شهرک صنعتی صومعه سرا، شهرک صنعتی سیاهکل، شهرک صنعتی آستانه، شهرک صنعتی شفت، شهرک صنعتی لنگرود، شهرک صنعتی خرشک، شهرک صنعتی جیرند و شهرک صنعتی رودسر.

انواع صنایع موجود در استان عبارتند از صنایع سلولزی، لوازم خانگی، نساجی، فرش و موکت، رادیاتور، داروسازی، سیم و کابل، تجهیزات حمل و نقل، ابزار پزشکی و اپتیکی، تجهیزات ارتباطی و برق و الکترونیک، ماشین‌های دفتری و محاسباتی، ماشین‌سازی و ساخت تجهیزات، محصولات فلزی، لاستیکی و پلاستیکی، تولیدات مواد و محصولات شیمیایی، فرآورده‌های نفتی و کک، محصولات کاغذی، دباغی و چرم و محصولات غذایی.

صنایع دستی: صنایع دستی استان گیلان عبارتند از:

سبدبافی و حصیربافی: این هنر از صنایع دستی و خانگی بسیار رایج در استان گیلان است و تولید انواع سبدها و حصیرها در اکثر نقاط این استان رواج دارد. مواد اولیه این رشته از نی و سوف است که به طور خودرو در باتلاق‌ها می‌رویند. تولیدکنندگان در فصل غیرکشاورزی به تولید این محصولات اعم از حصیر، زیرانداز، کلاه، ساک و ... اشتغال دارند. رشت، خمام، بندر انزلی، گلشن، اطراف لنگرود، رودسر، غازیان و جفرود از مراکز مهم این رشته می‌باشند.

مروار بافی: مروار بافی عبارتست از بافت اشیای مختلف نظیر سبد، کیف، ظرف میوه‌خوری و ... با ساقه‌های تازه گیاهان و چوب نازک درختان. در واقع مروار یک نوع چوب ترکه‌ای است که در منطقه سولقان در اطراف تهران کاشته می‌شود. مهم‌ترین مراکز مروار بافی روستاهای صیقلان و جمعه بازار از توابع صومعه سرا می‌باشند. محصولاتی که به این روش تولید می‌شوند از نظر شکل و ظاهر به محصولات بامبوبافی بسیار شبیه می‌باشند.

گلیم و جاجیم: در مناطقی همچون نمیران و حیران (در آستارا و تالش) این هنر بیشتر معمول بوده و تولیدات چندانی ندارد.

     

سفال و سرامیک سازی: این صنعت در مناطقی همچون آستارا، سیاهکل، لنگرود و رودسر بیشتر معمول است و تولیدات آن شامل ظروف مختلف و سفال سقف می‌باشد. به دلیل رطوبت هوا و بارندگی‌های تقریباً دائمی از گذشته‌های دور سفال سقف برای پوشش ساختمان‌ها استفاده می‌شده است.

بامبو بافی: بامبو احتمالاً کلمه‌ای چینی یا ژاپنی است که در واقع همان نی خیزران است که به صورت خودرو در مناطق باتلاقی و مرداب‌ها می‌روید. شروع کار بامبو بافی همزمان با متداول شدن کشت چای در گیلان آغاز و رواج یافته است. بیشترین مراکز آن در لاهیجان (به ویژه لیالستان) است. تولیدات این صنعت از تنوع زیادی برخوردار است و شامل شکلات‌خوری، میوه‌خوری، جای نان، لوستر و ... می‌باشد.

نمدمالی: این هنر بیشتر در اطراف رودبار و قاسم‌آباد شهرستان رودسر معمول است. ماده اولیه مورد نیاز برای تهیه نمد به طور معمول ضایعات پشم و کرک قالی است ولی از آنجا که تولید نمد بنا بر سفارش متقاضی به نمدمال صورت می‌گیرد از پشم‌های مرغوب نیز در آن استفاده می‌شود. استفاده از نمد به عنوان زیرانداز و یکی از تن‌پوش‌های سنتی ایران سابقه طولانی دارد ولی مصرف عمده آن به عنوان زیرانداز است.

چارق‌دوزی: این صنعت در اطراف فومن به ویژه در ماسوله به صورت تولید کفش چرمی (چموش) به اندازه‌های مختلف رواج دارد و مواد اولیه آن چرم است. تولیدات این صنعت در سال‌های اخیر جنبه مصرفی خود را از دست داده و بیشتر حالت تزئینی به خود گرفته است.


جوراب بافی: این هنر بیشتر در مناطق کوهستانی به ویژه در ماسوله رواج دارد.

نازک‌کاری چوب (خرّاطی): این صنعت ضمن آن که در بیشتر شهرهای استان گیلان معمول است، اما در شهر رشت از موقعیت و فعالیت بیشتری برخوردار است. تولیدات این هنر متنوع و شامل انواع ظروف، عصا و اشیای تزئینی است.

چادرشب بافی: چادر بافی عبارتست از بافت پارچه در اندازه‌های 2×2 متر که بیشتر در قاسم‌آباد شهرستان رودسر رواج دارد.

منبت‌کاری: منبت‌کاری از جمله صنایع دستی ظریف ایران است و هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده‌کاری بر روی چوب بر اساس نقشه‌ای دقیق. در استان گیلان به دلیل وجود جنگل و درخت، چوب‌های زیادی در دسترس است و صنعت‌گران این خطّه به ایجاد آثار بسیار زیبایی می‌پردازند. این هنر در ایران از قدمت بالایی برخوردار است ولی از آنجا که چوب دارای مقاومت قابل ملاحظه‌ای در برابر رطوبت و عوامل جوی نیست، متأسفانه نمونه و اثری از آثار منبت‌کاری شده در دوره پیش از اسلام در دست نیست.

معرق روی چوب: این هنر در شهر رشت و به صورت خصوصی رواج دارد.

نقاشی روی کدو: در لیالستان از توابع لاهیجان نوعی کدو کشت می‌شود که به کدوی قلیایی معروف است و در شرایط خاص پرورش می‌یابد. ابتدا کدوی نارس را درون قالبی چوبی که جداره آن به شکل‌های زیبا و متفاوت مشبَّک است، قرار می‌دهند و دهانه آن را می‌بندند به طوری که فقط ساقه کدو از دهانه قالب بیرون باشد. کدو که به تدریج رشد می‌کند شکل قالب چوبی را به خود می‌گیرد و از داخل روزنه‌های قالب مشبک به بیرون نفوذ می‌کنند. پس از رسیدن کامل کدو آن را از ساقه جدا کرده و با احتیاط قالب را باز می‌کنند و سپس آن را نقاشی کرده و برای آن که رنگ آن قهوه‌ای تیره شود، آن را درون ظرف بزرگی با پوست انار و زاج سیاه می‌جوشانند و سپس قسمت‌هایی از پوست کدو را که باقی مانده است می‌تراشند و در نتیجه نقش و نگار روی آن ظاهر می‌شود. این کدو پس از رسیدن خود به خود توخالی می‌شود. از این محصول بیشتر برای قلیان، پایه آباژور و ... استفاده می‌کنند.

رَشتی دوزی: قلاب‌دوزی که هم‌اکنون در بسیاری از نقاط کشور رایج است و عده زیادی از زنان و دختران خانه‌دار به آن می‌پردازند، در شهرستان رشت از ویژگی و ارزش بیشتری برخوردار است و به همین اعتبار نیز در بین سایر قلاب‌دوزی‌ها با عنوان «رشتی‌ دوزی» معروف است اگرچه در حال حاضر از گستردگی پیشین برخوردار نیست اما با این همه هنوز تنها مرکز تولید مصنوعات قلاب‌دوزی با نخ ابریشم را باید در شهر رشت دانست. هم اکنون نوعی قلاب‌دوزی شبیه آنچه در رشت وجود دارد، در مهاباد (در استان آذربایجان غربی) نیز رایج است اما هیچ گونه شباهتی بین تولیدات این دو شهر به چشم نمی‌خورد زیرا قلاب‌دوزی رشت و مهاباد اگرچه هر دو به یک شیوه انجام می‌شود و ابزار کار و نقوش آن‌ها تقریباً همسان است ولی تولیدات مهاباد به طور عمده دربر دارنده رنگ‌های سیاه و سفید بوده و فاقد تنوع رنگ دست‌دوزی‌های رشت است.

از دیگر صنایع دستی استان گیلان می‌توان به تولید نوعی صندوق‌های مخصوص به نام بولاکی، مرواریدبافی، تولید عروسک‌های کاموایی، چهل تکه دوزی و شال‌بافی اشاره نمود.

معادن استان گیلان

از معادن شناخته شده استان می‌توان به معادن زغال‌سنگ، صدف دریایی، ماسه ریخته‌گری، خاک‌های صنعتی، خاک نسوز، سنگ ساختمانی، نفت، گاز، سنگ آهک، گرانیت و میکا، سنگ چینی، سنگ لاشه، ماسه‌‌های سیلیسی، مواد فلزی از قبیل آهن، منگنز، طلا، سرب، روی، مس، تیتان، کرم، کبالت، قلع، مواد غیرفلزی شامل آزبست میکا، فلدسپات، پومیس، تالک، باریتین، آلونیت و انواع سنگ‌های تزئینی اشاره کرد.

 


نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -



  • تعداد کل صفحات:22 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...