تبلیغات
آنایوردم آستارا - خطبه سرا نگین تا لش/شهر باستانی تمیشه در كناره دریای خزر


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

خطبه سرا نگین تا لش/شهر باستانی تمیشه در كناره دریای خزر

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 18 آذر 1393-07:47 ب.ظ


نوشته شده توسط : قارانقوش
یکشنبه 16 آذر 1393-05:26 ب.ظ

خطبه سرالغت نامه دهخدا

خطبه سرا. [ خ ُ ب َ س َ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان گرگانرود شمالی بخش مرکزی شهرستان طوالش با 3514 تن سکنه است . آب آن از رودخانه ٔ خطبه سرا و چشمه ٔ محلی و محصول آنجا غلات ، برنج ، عسل ، لبنیات ، گیلاس ، سیب ، پرتقال و چای . شغل اهالی زراعت و گله داری و در آنجا یک پاسگاه ژاندارمری است . خطبه سرا از چند محله بنامهای مختلف تشکیل گردیده . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2). مرحوم دهخدا درباره ٔ این نقطه آورده است : نام محلتی کنار راه رشت به آستارا میان بورسرا و بورمه سرا در یکصدوبیست وهشت هزاروهفتصدگزی رشت . (یادداشت بخط مؤلف..........

www.loghatnaameh.org/dehkhodaworddetail-fe2615b2187e49adbe3c58...



خطبه سرا یك سرزمین باستا نیست  ودارای بیشترین افراد یا سواد و.بو یژه  تحصیلاب اكادمیك در منطقه است و جزو اولین مناطقی است كه مدرسه در ان  دایر گشته و قبل از ان هم دارای مكتب خانه بوده است ولذا در باره این سرزمین مقدس و باستانی كه حقیقتا هم مقدس بوده وبیشترین امامزاده و مسجد و ساد ات وروحانی وعاشق اهل بیت وامام حسین
(ع)را   نسبت به سایرمناطق سرزمین تالش  داردوسرزمینیست كه از حدود80سال پیش زنان وارد مدرسه شده وبیشترین زنان تحصیل كرده بویژه  تحصیلات اكادمیك در منطقه را داردوهم چنین در منطقه بیشترین مهاجر را كه عموما دارای تحصیلات عالی اند چه در داخل استان چه در سطح كشوری .چه در خارج از كشور را  داردوهمه این عزیزان علایق شان را باسرزمین مادری قطع نكرده و همواره با ان در ارتباطند.

در خطبه سرا خانواده های زیادی وجود داردكه همگی لیسانس ویا بالای لیسانس اندبا توجه به این واقعیات غیرقابل انكا رنوشتن در باره این سرزمین باستانی كه تجربه باستا نی(كهنسالی  سرزمین وقوم)و پویائی  مردما ن(جوانی)یعنی به روز بودن اطلاعات مردم به عبارتی ارج نهادن به ارزش ها و سنت  ومردمانی مدرن و نواندیش می باشند ، كاریست بسیار سخت و كارستان  ! !

در خطبه سراكمتر جائی می توان یافت كه نام نداشته باشد یعنی هر پیچی .كوهی و چشمه ای و كوهی و....برای خود نامی دارد كه كسی هم نمی داند كی و توسطكی این نام ها گذاشته شده است وار انجائیكه بسیاری علاقه دارند به چگونگی این امر پی ببرندو برخی سعی دارند بافته های خود را عرصه دارند ، انایوردم خطبه سرا به كمك كاربران همولایتی خود  به یا فته هائی

دست یافته است كه ان را به كاربران گرامی عرضه می داردو یافته های خود را وحی منزل نمی داندو از این  نمد هیچ كلاهی برای خود نخواهد باقت!و از هیچكس هم توقع و انتظاری نداشته بلكه باچشم منت در انتظار نظرات و انتقادات كازبران و صاحب نظران است  !

اسامی مكان هائی كه در خطبه سرا وجود دارد عبارت است از  :

اشیك اغاسی/ كشاور /باباسرایا بوبوسو/بازار/اشاقا بازار/ترك محله /خواجه كری/وحدانی محله/املك/ دهنز/دهنه/چای غراغی/چای ایچی/شیلات/چوبانامحله /قره میشه/كیشلیك یا كیشلی/كالو/لیسارا/باش لیسارا/روكی محله/برزو/هله دومه/هله سو/سوست/ایری بوجاغ/داغ دیوی/بوراسرا/اواسنگ/لوله گا ز/خلجلر/ دهنز غراغی / كلبه / قله صبا/ چیمرن / نصیراوجوری/ شونده بور/ایوب اوچان /گول/مظله كم سوالاپشت یا زوقالاپشت/كوستان/كورون/ بیله پشت/اولاس  حونی /تمیشه له/كلات /روخان/انبو/تنبو/ صوفی اتانان/ نارنج اسلانان/ممدعلی اوچا ن/ توربه /بینون/ریوو/ سویوخبلاغ /تمیشه له/یاستی یول/برزه بیل/

بیزر/ونه  پشت/انا بولاغی/دره بولاغی/عبادونی(عبا دهونی)/غلاما یا گولاما/میریش یوردی/خلج یوردی یاخلجلر/ میسه چولی/هرتنگ/كومیرلی،كمیرلی یا گمركلی/قوروق چائی/بغرویا باغرو داغی/باغروتوربه سی

 امامزادهاویا بقعه های خطبه سرا:

شاه میلرزان/عظیم توربه سی/جد/بوراسرا توربه سی /سوست توربه سی/كیچیك توربه(باباسرا)بیوك توربه(ااون ایكی علمدار)در كشاورمحله


شهر تمیشه در كناره دریای خزر


شهر تمیشه در كناره دریای خزر
طبری از شهری در كنار دریای خزر نام می برد كه  مردم ان قهرمانانه در مقابل لشگرسعید بن عاص فرمانده سپاه عمردر حمله به ایران مقاومت میكنندكه بسیاری از مردم انجا بعد از صلح گردن زده می شوند!
در ییلاق های خطبه سرا كه سرزمینی با تمدن باستانیست وعموما برای ترددبین سرزمین گیلان ومنطقه اردبیل فعلی و یا ارتابیل (شهر مقدس) و حتی رفت و امد به ناخیه خراسان با كشتی ان روزی از طریق دریای خزر ویا باكاروان  به طرف مركز ایران صورت می گرفت از این منطقه استفاده می شد و بدین خاطر كاروانسرا ها و حمام  عمومی  در این منطقه برپا شده بوده  كه هنوز هم بقایای ان موجود است بویژه در منطقه برزبیل كه در زمان صفوی ابادی وبه عبارتی شهر معروفی بوده است وپسوند "بیل "هم كه ریشه در زبان ایران باستان دارد مثل اردبیل  به معنای شهر و ابادی می باشد.در نزدیكی برزبیل ییلاقی وجود دارد كه به نام های تمیشه له /تمیشه لانه /خوانده می شود و از ییلاق های بسیار قد یمی خطبه سراست .واز انجائی كه این ییلاق از زمان های دور به این اسم نامیده شده است ودر زمان قدیم تردد بین اردبیل و گرگان از این ناحیه صورت می گرفت این ابادی نام خود را وام دار شهرباستانی تمیشه كه بدست سپاهیان اعراب ،می باشد !واینك توجه كاربران علاقمند را به متنی كه در تاریخ طبری اورده شده است جلب می نمائیم  !
             انایوردم خطبه سرا نگین تالش               
طبری می نویسد :" سعید ابن عاص" لشگری راهی گرگان نمود . مردم آنجا از راه صلح آمدند . سپس 100 هزار درهم خراج و گاه 200 هزار درهم خراج به اعراب میدادند . لیکن قرارداد از طرف ایرانیان برهم خورد و آنان از دادن خراج به مدینه سرباز زدند و کافر شدند . یکی از شهرهای کرانه جنوب شرقی دریای خزر شهر "تمیشه" بود که به سختی با سپاه اعراب نبرد کرد . "سعید عاص" شهر را محاصره کرد و آنگاه که آذوقه شهر به اتمام رسید مردم از گرسنگی زنهار ( امان ) خواستند . به آن شرط که سپاه "سعید ابن عاص" مردمان شهر را نکشد . لیکن بعد از عقد قرار داد سعید تمام مردمان شهر را به جز یک نفر را در دره ای گرد آورد و تمام افراد شهر را از لب تیغ گذراند . در این کشتار عبدالله پسر عمر - عبدالله پسر عباس - عبدالله پسر زیبر  در راس لشگر اعراب قرار داشتند . ( تاریخ طبری )

تمیشه

لغت نامه دهخدا

تمیشه . [ ت َم ْ می ش ِ ] (اِخ ) نام شهر و مدینه ای باشد و نام بیشه ای است در نواحی آمل که در میان آملیان به شیمای بیشه شهرت دارد. (برهان ). (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ) (انجمن آرا)(آنندراج ). شهری است در ایران زمین . (شرفنامه ٔ منیری ). آنچه از تواریخ مازندران معلوم می شود دو تمیشه بوده است یکی را تمیشه ٔ اهلم و یکی را تمیشه ٔ بانصران می گفتند. وقتی افراسیاب از ترکستان عزیمت قلع و قمعمنوچهر کرد، منوچهر در حصار تبره ری محصور شد از آنجا به راه لاریجان به بیشه ٔ تمیشه اهلم آمد و خزاین وزنان خود را به قلعه ٔ مور فرستاد که در آن عهد مانهیر می نامیدند. (انجمن آرا) (آنندراج ). و از کثرت آبادانی شهری شده و طُمَیس که در قاموس آورده ظاهراً معرب آن است . (فرهنگ رشیدی ). شهرکی است خرد [ از دیلمان ] به ناحیت طبرستان و گرد وی باره ای و نعمت بسیار و اندرمیان کوه و دریا نهاده است و حصاری دارد استوار، اند روی پشته ٔ بسیار. (حدود العالم ) :
ز آمل گذر سوی تمیشه کرد
نشست اندر آن نامور پیشه کرد.

فردوسی .


چو آمد به نزدیک تمیشه باز
نیا را به دیدار او بد نیاز.

فردوسی .


سراپرده ٔ شاه بیرون زدند
ز تمیشه لشکر به هامون زدند.

فردوسی .


رجوع به مازندران رابینو و تاریخ غازان و تاریخ جهانگشای جوینی ج 2 ص 223 و حبیب السیر و طمیس و تمیشان شود.

تمیشه بور

لغت نامه دهخدا

تمیشه بور. [ت َ ش َ / ش ِ ] (اِ مرکب ) از تمیشه = نام ناحیه و بور= خار. و این اصل کلمه ٔ تمشک است و تمیشه بور، نامی است که در طوالش به تمشک دهند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رجوع به تمش و تمشک و تمیش و تمیشه شود.

در صفخات بعدی به خانواده های قدیمی خطبه سرا و وجه تسمیه اسامی محل خواهیم پرداخت !قبلا بابت تمامی نقصان ها وكاستی ها پوزش می طلبیم!

انایوردم خطبه سرا نگین تالش

 


 

                                        

 

 

      

 

 

          

 

           

 





نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر