تبلیغات
آنایوردم آستارا - تالش مظلوم!!


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

تالش مظلوم!!

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
سه شنبه 28 بهمن 1393-12:39 ق.ظ



بنام خداوند سخن آفرین

رضا نعمتی کرفکوهی

اینروزها وقتی بخواهی به وبلاگ  بعضی از دوستان  سری بزنی معمولا چشمت به این عنوان برمیخورد، تالش مظلوم!

قبل از اینکه به این واژه بپردازیم باید به پیرامون وحوالی این واژه نگاهی داشته باشیم.در ورای واژه ی مظلوم، دو کلمه مترادف دیگری نیز وجود دارند که آن دو، یکی ظلم است ودیگری ظالم.

ظلم همانند تکه آهنی است که در زیر چکش ظالم وبر روی سندان مظلوم شکل پیدا میکند.یعنی تا ظالم ومظلوم باهم همکاری نکنند ظلمی شکل نخواهد گرفت.

اما آنگونه که از سوابق تاریخی قوم تالش می دانیم و میخوانیم، تالشان مردمانی ظلم ناپذیربوده اند.هرگزدرمقابل مظالمین ومهاجمین سرخم ننموده اند.حتی آنگونه که درتاریخ میخوانیم در مقابل کوروش هم سرخم نکرده اند.در مقابل اسکندر ایستادگی کرده اند.در برابرحمله خلیفه دوم به کشور ایران حتی اسلام را هم با زورشمشیر نپذیرفته اند و درمنطقه دیلمان، با مهاجمان به مقابله پرداخته اند.با مغولان مهاجم به جنگ برخاسته اند.

پس چنین مردمانی هرگز ظلم پذیر وظالم پرورنبوده اند.باورکنیم این ظلم ناپذیری همچنان در رگ وریشه این قوم شجاع تاریخی باقی است.امروز اگر قوم تالش میگوید مسلمانم. این ادعا را با افتخار میگوید چون او اسلام را با زور نپذیرفته ودر مقابل اسلامِ شمشیر بدست، مقاومت کرده وشکستی را متحمل نشده است.حال او چگونه میگوید من مسلمانم؟! براستی پس او چگونه مسلمان شده است؟! در جواب این سوال بدون هیچ شک وتردیدی باید گفت تالشان خودشان با میل خودشان وبا دل وجان خودشان اسلام را پذیرفته اند.

بنابراین میتوان به این نتیجه رسید که بکار بردن اصطلاحاتی از قبیل تالش مظلوم! به هیچ عنوان در قاموس این قوم ظلم ناپذیر تاریخ، نمی تواند مصداق داشته باشد. مگر اینکه ما خودمان به قوم خودمان ظلم کرده باشیم.

به نظر می آید حتی بکار بردن واژه مظلوم را برای امام حسین ع هم نباید پسندید. چگونه میشود امامی را که تن به ظلم نداده وبا خون خودش بر ظالم تاخته به او لقب مظلوم داد؟! واژه مظلوم سزاوار کسی است که ظلم را پذیرفته باشد وتسلیم ظالم شده باشد.

حال اینکه چون تالش استان نشده بنابراین مظلوم باقی مانده است؟! یا تصور بر این است که زبانش  رو به اضمحلال است پس مظلوم است! اولا استان شدن درهر منطقه ای شرایط جمعیتی وجغرافیایی خاص خودش را می طلبد.واین مطالعات در دست مسئولین کشور است. دوما مسئولین مملکت مگر خصومتی با مردم تالش زبان دارند؟ مگرتالش زبانان را بخاطر داشتن زبان تالشی از مشاغل حکومتی ودولتی محروم ساخته اند؟ به جرأت میتوان گفت آوازه ای که تالشان در دوران بعداز انقلاب پیدا کرده اند در هیچ دورانی خوابشان را هم نمی توانستند ببینند.

دردورانهای گذشته کی تالشان در بین خودشان  نماینده ی مجلس و وکیل دادگستری وفرماندارورؤسای ادارات وسایر مشاغل مهم دولتی وغیر دولتی دیده بودند؟.چندی پیش در وبلاگ دوستمان آقای نیکنهاد " کادوس ماسوله رودخان" پیشرفتهای تالشان در پنجاه سال اخیرمطرح شده بود که قالب پیشرفتها در همین دوره 36 سال اخیر بوده است.پس تااین جا ما ظلمی را در حق تالش مشاهده نمی کنیم وچون ظلمی را مشاهده نمی کنیم پس ظالم ومظلومی هم در کار نیستند.

اما اگر بر این نظریم که چون زبان تالشی در حال نابودیست پس به همین دلیل،تالش مظلوم است!! این که بر میگردد به خودمان.یعنی ما خودمان هم ظالم هستیم وهم مظلوم!! زیرا خانواده های جوان ما که تازه تشکیل زندگی داده اند امروزحاضر نیستند با فرزندانشان به زبان تالشی صحبت کنند. چه شهرنشینش باشد وچه روستا نشینش.بنابراین در این مورد همانی که مظلوم است همان ظالم بر خودش نیز هست . پس از منظر این دوستان، این مظلومیت تالش به غیر این از کجا میتواند ناشی شود؟! آیا بر روی اینگونه اظهار نظر ها نمی توان واژه ی توهم را بکار برد؟؟!!!

تادرودی دیگر بدرود



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

رضا نعمتی کرفکوهی
شنبه 9 اسفند 1393 05:17 ب.ظ
مقتضی ست در پای هر مقاله ام آدرس وبلاگ ام را هم قید بفرمایید تا دوستان به وبلاگ بنده هم مراجعه ای داشته باشندو علی آقروماسون
پاسخ سجاد یوسفی : چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر