تبلیغات
آنایوردم آستارا - دلنوشته یك روز نامه نگار ستاره دار ( اولین وبلاگ نویس ایرانی و فعال حقوق بشر و محیط زیست و مستند ساز)


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

دلنوشته یك روز نامه نگار ستاره دار ( اولین وبلاگ نویس ایرانی و فعال حقوق بشر و محیط زیست و مستند ساز)

نوشته شده توسط:سجاد یوسفی
پنجشنبه 5 شهریور 1394-12:01 ب.ظ

من خبرنگارم. سالیان سال است درد دل همه را به گوش مسوولان می رسانم ..پس حق خودم کو؟

بنویسیم از دردها و دغدغه های خبرنگار ، از مشکلات و مسائلی که همیشه همزاد اوست بگوییم تا این روز نیز سپری شود و روی امواج خبر و خبر رسانی حرکت می کند و زیست بدون رسانه ، امکان ندارد مگر می شود ساعتی را بی خبر از خبر سپری کرد  ودر این دنیا و در عصری که رسانه به عنوان یک پل ارتباطی برتر می تازند ، اهمیت عنصری همانند خبرنگار بر تارک سپهر رسانه ها به تلالو می نشیند و کسی نیست که این اهمیت و مهم را در نیافته باشد و مهمتر این که بر نقش خبرنگاران به عنوان تنها تامین کنندگان شکل و محتوای رسانه ها واقف نباشد .


اا دارستانی نویسنده و محقق و اولین وبلاگ نویس ایرانی  و روز نامه نگار


شمع بودم سوختم این دود ، آه آخر است

صبح شد برخیز ای جان، ایستگاه آخر است 

زندگی هر روز دارد سمت پیری می رود

مردن ما انتخابی نیست ، راه آخر است

سیب را از شاخه چیدم شرم آمد توبه را

بسکه با هر گاز گفتم این گناه آخر است

درد دوری از وطن با اهل غربت آشناست

روی بر گردان مسافر این نگاه آخر است

تلخی زخم زبان ها قسمت بازنده هاست

عبرت تاریخ ها بر دوش شاه آخر است

گاه دنیا را خطایی ساده بر هم می زند

گاه بار اولین هم ، اشتباه آخر است

من خبرنگارم من سرباز جنگ نرم فرماندهی معظم كل قوا امام خامنه ای  رهبر مسلمانان جهان هستم...هدفم مشخص خطم مشخص  و راهم مشخص.... از سال 1377  است درد دل همه را به گوش مسوولان می رسانم و تا آنجا که بتوانم برای احقاق حقوق مردم و رفع کاستی ها و کژی ها در جامعه تلاش می کنم اما گاهی اوقات فکر می کنم در این میان ، تنها چیزی که به آن توجه نمی شود، حق خودم است و از سال 1380 اولین وبلاگ نویس ایرانی و مدیر مسئول روز نامه الكترونیكی درد نیوز و آستارا نیوز و حقوق بشر و محیط زیست فعالیت می كنم..dardnews.ir درباره اخبار و تفسیر حقوق بشر و محیط زیست و درد مردم آستارا و ایران و جهان می نویسم بخاطر ش كتك خوردم..صلاحیتم  با اینكه ریس و عضو شورا محلم بود رد صلاحیت شدم...از هیات امنا مسجد اخراج شدم و حكم شهادت پدر جانباز 65 در صد من را ندادند (با اینكه دكتر دولتی تایید كرد وی بر اثر جانبازی شهید شد ) و مجوز روز نامه الكترونیكی درد نیوز dardnews.ir و درخواست مجوز هفته نامه آبادگران شمال مرا از سال 1379 تاكنون بارها دادم رد صلاحیت شدم ...زندانی و شنكجه شدم از تهران و رشت تا آستارا ...بارها زندانی و كتك خوردم ..هر بار تبریه شدم... و آخرین موردش سال پیش بجرم وبلاگ نویسی و پیامك ..محاكمه شنكجه و زندانی شدم و به شش ماه زندان محكوم شدم وبلاگی كه بمن متعلق نبود و وبلاگی كه پلیس فتا استعلام نشده بود از روی حدس و گمان مرا محكوم كرد .... و حالا كل كار های اقتصادیم را پایمال كردند بیچارم كردند پرونده و زندگی ام و‌اینده فرزند (تك) دانشجو عمران را پایمال كردند ....و پنجمین كتابم بررسی تاریخ حقوق بشر ومحیط زیست را حمایت و خرید نكردند از سال 1390 مچوز و چاپ تا حالا پنچ كتاب مجوز و چاپ شده ..و پنچ كتاب داستان و تاریخی و مجموعه اشعارم را نوشتم...چون حمایت مالی نمی شوم بایگانی كردم دیگر كتاب نمی نویسم....از خبر گزاری  كه دوسال بود كار می كردم و روز نامه ای كه ده سال بود كار می كردم با یك نامه  و یك تلفن بدون علت فقط با گمانه زنی و همان صلاحیت ساختگی اخراج شدم....كلا زندگی ام نیست و نابود شد..خدا را شكر اگر حقوق بازنشستگی ارتش ام نوبد فرزند و زنم گرسنه می شدند..اما زندگی باطل شده بخاطر اینكه اولین وبلاگ نویس معروف ایرانی هستم و از سال 1377 روز نامه نگار   هستم...خدا شكرت من كه می دانم كارم درست به قانون اساسی و انقلاب   و اسلام اعتقاد دارم .... واما.


واما ...بسیاری از مردم فکر می کنند ما خبرنگاران وضعمان خوب است؛ شغلی محکم و بادوام داریم، درآمدمان بالا است و چون در جامعه ، کمابیش از ارج و قربی برخورداریم، اوضاع زندگی مان رو به راه است و همه چیز ردیف و خوب اما شاید باورتان نشود اگر بگویم هیچکدام از این برداشتها درست نیست و اکثریت جماعت ما فقط با سیلی صورتشان را سرخ نگه داشته اند.

امروز  گفتم در جلسه خبرنگاران شبکه های مجازی، وبلاگ نویسی و...به دلیل تبادل وسیع اطلاعات جای هیچ گونه پنهان کاری خبری وجود ندارد از این رو رسانه های مکتوب و جریان اصلی نیز باید بدانند نمی توانند مطلبی را ناگفته باقی بگذارند و بهتر است فضای محدودیت ها را کم کنندو ورود به فضای مجازی و شبکه های اجتماعی سراسر فرصت نیست و اگر به آن توجه نشود می تواند آفت ها و آسیب هایی را به نظام اطلاع رسانی وارد کند. بعضی وقتها با خود می اندیشم وقتی نمی توانم حق خود و هم صنفی هایم را بستانم، چگونه می توانم ادعا کنم که می توانم از حقوق دیگران دفاع کنم؟!.باید در این عصر به روز باشی تا پیشرفت كنی و جامعه را باخود به جلو بكشانی.
شاید عده ای گمان کنند خبرنگاران وقتی بیکار می شوند که روزنامه مكتوب یا مجازی  آنها توقیف یا تعطیل شود یا چرخ رسانه ای که در آن کار می کنند، به هر دلیل از حرکت بیفتد اما این همه واقعیت ماجرا نیست.
باور کنید بسیاری از خبرنگاران حتی در مجموعه های پرآوازه، روزگار دشواری را سپری می کنند. بسیاری از آنها نه تنها درآمد چندانی ندارند بلکه حتی از حقوق اولیه یک فرد شاغل یعنی حق بیمه هم برخوردار نیستند. بیشتر ماها سالها در رشته های مرتبط با حرفه اطلاع رسانی در دانشگاهها یعنی ارتباطات ، روزنامه نگاری و خبرنگاری تحصیل کرده ایم و سالهای طولانی نیز قلم در دست، به کار نوشتن در رسانه ها مشغول بوده ایم بی آنکه هیچگاه رسمی شویم و بدتر از آن، دورنمای روشنی برای آینده شغلی خود داشته باشیم.
هر روز از مشکلات مردم می گوییم، دیدگاههای مسئولان را منعکس می کنیم، از دردهای جامعه می نویسیم ، به همه امید می دهیم و می کوشیم تا کاستی ها و نارساییها کمتر شود اما گاهی که فشارهای زندگی به شکلی خردکننده ما را تحت فشار می گذارد، از خود می پرسم چرا هیچکس نیست در این بازار آشفته از ما بپرسد خرت به چند؟؛ حتی مسئولان رسانه ها هم در روز خبرنگار کمتر حاضرند مشکلات و سختی های کارکنان خود را بشنوند، چون شاید می دانند درد کجاست و در بسیاری از موارد، کاری از دستشان ساخته نیست. مسئولان دیگر نهادها هم در روز خبرنگار در باره همه مسائل عالم و آدم صحبت می کنند، اما از خبرنگاران نمی پرسند راستی، آیا شما مشکلی ندارید،؟! و یا چه کاری می توانیم برای بهبود وضعیت شما انجام دهیم؟!
با خود فکر می کنم سالها قلم زده ام و روی دستگاه تایپ کرده ام؛ چه بسیار جوهرهایی که روی انگشتانم از بس خبر نوشتم باقی مانده؛ چقدر بارها انگشتانم به دلیل نوشتن بسیار، تاول زده.
بارها پیش آمده به خاطر خطری که در حوزه کاری ام وجود دارد، احساس ترس و وحشت کنم اما در این میان کسی نبوده است که از من به عنوان خبرنگار دفاع کند.
بارها پیش آمده که با درد مردم بگریم و با شادی آنها احساس شادمانی کنم؛ اما گویی درد من خبرنگار برای کسی مهم نیست.
بارها پیش آمده که خواسته ام حرف هایم و درد دلهایم را با مسوولان درمیان بگذارم؛ اما هر بار بیشتر از قبل منصرف شده ام.
می خواهم به همه بگویم اگر خبرنگاری در رسانه ای با کمترین حقوق و با بدترین وضعیت کار می کند دلیل بر رضایتش نیست؛ سکوت او دردهایی با خود دارد که قابل بیان نیست.
در این شرایط، اگر خبرنگاری با توجه به همه مشقات به کار کردن ادامه می دهد، فقط به دلیل اشتیاق و عشق او به حرفه مقدس خبرنگاری و اطلاع رسانی است نه چیز دیگر؛ عشقی جانکاه که باعث شده است عمر ما نسبت به بسیاری از اقشار جامعه کوتاهتر شود بی آنکه حتی قانون سخت و زیان آور بودن حرفه خبرنگاری در مورد بسیاری از ما به اجرا درآید.
مطالبی که می نگارم درد دل خبرنگاران بسیاری است که جز تحمل کردن چاره ای ندارند؛ خصوصا خبرنگاران زن که از نظر من، وضعیت آنها بسیار بسیار بدتر است.
با وجود همه این رنجها و مشکلات، باز هم می خواهم روز خبرنگار را به همه همکاران و دوستانم صمیمانه تبریک بگویم و امیدوارم روزی برسد که با حمایت مسئولان، قلم های ما با شوق بیشتر، هر روز بهتر و زیباتر از روز قبل بنگارد و هیچگاه مشکلات باعث نشود از عشقی که به این حرفه داریم و تعهدی که به مردم سپرده ایم، سر باز بزنیم.
ما اصحاب رسانه به تقدس کار خبری ایمان داریم چرا که معتقدیم ابلاغ پیام رسالت پیامبران است و چه حرفه ای از این زیباتر و مقدس تر و
وقتی می توان منزلت واقعی خبرنگار را دریافت که صورت درستی از فرصت و تهدیدهایی که در مقابل شخص به نام خبرنگار و حرفه ای به نام روزنامه نگاری و نهادهایی به نام رسانه در کشور وجود دارد، را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهیم.
 در مواجهه با خبرنگار و حرفه روزنامه نگاری با این سوال ها رو به رو می شویم که خبرنگار به لحاظ حرفه ای، صنفی، حقوقی، معیشتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با چه مسایلی در جامعه و نهادهای رسانه ای مواجه است؟ و....ممنوع القلم شدیم زمانی توسط جریان انحرافی و دشمنان دوست نما..اما راهمان را ادامه دادیم و ادامه می دهیم واما راهمان را ادامه دادیم و می دهیم... زنده باد ایران اسلامی و خط امام و رهبر ی... امروز روز خبرنگار سال 94 نیز سپری شد همانند سایر روزها در تقویم امسال ، حتی اگر همچنان دردها و مشکلات در سینه مانده باشد چرخ رسانه ها و نقش خبرنگاران در آن از گذشته نیز پر رنگتر خواهد بود چرا که صاحبان اندیشه و قلم بی آنکه به روزهای تقویم نگاه کنند به وظیفه ای می اندیشند که در قبال جامعه خود دارند ، خبرنگار پر تلاش روزهایت قشنگ و قرین الطاف الهی باد.


اا دارستانی نویسنده و محقق و اولین وبلاگ نویس ایرانی  و روز نامه نگارdardnews.ir






نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:پنجشنبه 5 شهریور 1394 12:03 ب.ظ

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر